دوشنبه ۰۱ تیر ۰۵

روانشناسي

مشاوره و روانشناسي

بررسی مبانی روانشناسی هیجانی

۳ بازديد

نحوه تفسیر و واکنش ما به دنیای اطرافمان، شخصیت ما را تشکیل می‌دهد و به کیفیت زندگی ما کمک می‌کند. مطالعه روانشناسی عاطفی به محققان این امکان را می‌دهد تا به بررسی آنچه باعث می‌شود انسان‌ها به محرک‌های خاص واکنش نشان دهند و اینکه چگونه این واکنش‌ها از نظر جسمی و روحی بر ما تأثیر می‌گذارند، بپردازند. در حالی که مطالعه روانشناسی عاطفی گسترده و پیچیده است، محققان اطلاعات زیادی در مورد آنچه احساسات ما و واکنش‌های رفتاری و فیزیکی ما به آنها را تشکیل می‌دهد، کشف کرده‌اند.


برای مشاوره رابطه عاطفی در تهران با گروه ویان تماس بگیرید.

تعریف احساسات

احساسات اغلب با احساسات و خلق و خو اشتباه گرفته می‌شوند، اما این سه اصطلاح قابل تعویض نیستند. طبق تعریف انجمن روانشناسی آمریکا (APA)، احساسات به عنوان «یک الگوی واکنش پیچیده، شامل عناصر تجربی، رفتاری و فیزیولوژیکی» تعریف می‌شوند . احساسات نحوه برخورد افراد با مسائل یا موقعیت‌هایی است که از نظر شخصی برایشان مهم است. تجربیات عاطفی سه جزء دارند: یک تجربه ذهنی، یک پاسخ فیزیولوژیکی و یک پاسخ رفتاری یا بیانی.

احساسات از یک تجربه عاطفی ناشی می‌شوند. از آنجا که فرد از این تجربه آگاه است، این تجربه در همان دسته گرسنگی یا درد طبقه‌بندی می‌شود. یک احساس نتیجه یک هیجان است و ممکن است تحت تأثیر خاطرات، باورها و عوامل دیگر قرار گیرد.

خلق و خو توسط APA به عنوان "هر حالت عاطفی کوتاه مدت، معمولاً با شدت کم" توصیف می‌شود . خلق و خو با احساسات متفاوت است زیرا فاقد محرک هستند و نقطه شروع مشخصی ندارند. به عنوان مثال، توهین می‌تواند احساس خشم را تحریک کند در حالی که خلق و خوی عصبانی ممکن است بدون علت آشکاری ایجاد شود.

تعریف احساسات کاری است که هنوز کامل نشده است. بسیاری از محققان هنوز در حال ارائه نظریه‌هایی در مورد آنچه احساسات ما را تشکیل می‌دهد هستند و نظریه‌های موجود دائماً به چالش کشیده می‌شوند. با این حال، هنگام بررسی این موضوع، پایه خوبی از دانش برای تجزیه و تحلیل وجود دارد.

فرآیند احساسات

اگرچه در مورد توالی بحث وجود دارد، اما توافق عمومی وجود دارد که احساسات، همانطور که قبلاً ذکر شد، از سه بخش تشکیل شده‌اند: تجربیات ذهنی، پاسخ‌های فیزیولوژیکی و پاسخ‌های رفتاری. بیایید هر یک از این بخش‌ها را با جزئیات بیشتری بررسی کنیم.

تجربیات ذهنی

همه احساسات با یک تجربه ذهنی شروع می‌شوند که به آن محرک نیز گفته می‌شود، اما این به چه معناست؟ در حالی که احساسات اساسی توسط همه افراد صرف نظر از فرهنگ یا تربیت ابراز می‌شوند، تجربه‌ای که آنها را ایجاد می‌کند می‌تواند بسیار ذهنی باشد.

تجربیات ذهنی می‌توانند از چیزی به سادگی دیدن یک رنگ تا چیزی به بزرگی از دست دادن یک عزیز یا ازدواج متغیر باشند. مهم نیست که این تجربه چقدر شدید باشد، می‌تواند احساسات زیادی را در یک فرد برانگیزد و احساساتی که هر فرد احساس می‌کند ممکن است متفاوت باشد. به عنوان مثال، یک نفر ممکن است از دست دادن یک عزیز احساس خشم و پشیمانی کند در حالی که دیگری ممکن است غم شدیدی را تجربه کند.

پاسخ‌های فیزیولوژیکی

«همه ما می‌دانیم که چه احساسی دارد که قلبمان از ترس به تپش می‌افتد و این سوال را مطرح می‌کنیم که چه چیزی باعث ترس می‌شود . این پاسخ فیزیولوژیکی نتیجه واکنش سیستم عصبی خودکار به احساسی است که ما تجربه می‌کنیم. سیستم عصبی خودکار پاسخ‌های غیرارادی بدن ما را کنترل می‌کند و پاسخ جنگ یا گریز ما را تنظیم می‌کند. به گفته بسیاری از روانشناسان، پاسخ‌های فیزیولوژیکی ما احتمالاً نشان می‌دهد که چگونه احساسات به ما کمک کرده‌اند تا در طول تاریخ به عنوان انسان تکامل پیدا کنیم و زنده بمانیم.»

جالب توجه است که مطالعات نشان داده‌اند پاسخ‌های فیزیولوژیکی خودکار زمانی قوی‌تر هستند که حالت چهره فرد بیشترین شباهت را به ابراز احساسی که تجربه می‌کند داشته باشد. به عبارت دیگر، حالت‌های چهره نقش مهمی در پاسخ متناسب به یک احساس از نظر فیزیکی دارند.

پاسخ‌های رفتاری

جنبه‌ی واکنش رفتاریِ واکنش عاطفی، ابراز واقعی آن احساس است. واکنش‌های رفتاری می‌توانند شامل لبخند، اخم، خنده یا آه، همراه با بسیاری از واکنش‌های دیگر بسته به هنجارهای اجتماعی و شخصیت باشند.

در حالی که تحقیقات فراوان نشان می‌دهد که بسیاری از حالات چهره جهانی هستند، مانند اخم کردن برای نشان دادن غم، هنجارهای اجتماعی-فرهنگی و تربیت‌های فردی در پاسخ‌های رفتاری ما نقش دارند. به عنوان مثال، نحوه ابراز عشق هم از فردی به فرد دیگر و هم در فرهنگ‌های مختلف متفاوت است.

پاسخ‌های رفتاری برای نشان دادن احساساتمان به دیگران مهم هستند، اما تحقیقات نشان می‌دهد که آنها برای رفاه افراد نیز حیاتی هستند. مطالعه‌ای در مجله روانشناسی ناهنجاری نشان داد که هنگام تماشای فیلم‌های احساسی منفی و مثبت، سرکوب پاسخ‌های رفتاری به احساسات، اثرات جسمی بر شرکت‌کنندگان داشته است. این اثرات شامل افزایش ضربان قلب بود. این نشان می‌دهد که ابراز پاسخ‌های رفتاری به محرک‌ها، چه مثبت و چه منفی، برای سلامت کلی شما بهتر از نگه داشتن آن پاسخ‌ها در درون است. بنابراین، لبخند زدن، خندیدن و ابراز احساسات منفی به روشی سالم فوایدی دارد.

پاسخ‌های فیزیولوژیکی و رفتاری مرتبط با احساسات نشان می‌دهد که احساسات چیزی فراتر از یک حالت ذهنی هستند. احساسات بر کل رفتار و سلامت ما تأثیر می‌گذارند. علاوه بر این، توانایی ما در درک پاسخ‌های رفتاری دیگران نقش بزرگی در هوش هیجانی ما ایفا می‌کند که بعداً با جزئیات بیشتری مورد بحث قرار خواهد گرفت.

احساسات و روانشناسی

نظریه‌ها و فرضیه‌های مربوط به احساسات به قرن‌ها پیش برمی‌گردند. در واقع، به احساسات اساسی یا اولیه در کتاب حقوق ، دایره‌المعارف چینی قرن اول، اشاره شده است. اندازه‌گیری و تعریف صحیح احساسات بسیار دشوارتر از بسیاری از پاسخ‌های دیگر انسان است. بخش عمده‌ای از مطالعات انجام شده در روانشناسی عاطفی در مورد احساسات اساسی، پاسخ‌های روانی و رفتاری ما و نقش هوش عاطفی در زندگی ما است.

احساسات اساسی و پیچیده

در روانشناسی هیجانی، هیجان‌ها به دو دسته اساسی و پیچیده تقسیم می‌شوند.

احساسات اساسی با حالات چهره قابل تشخیص مرتبط هستند و تمایل دارند به طور خودکار اتفاق بیفتند. چارلز داروین اولین کسی بود که اظهار داشت حالات چهره ناشی از احساسات، جهانی هستند. این پیشنهاد، ایده اصلی نظریه تکامل او بود و دلالت بر این داشت که احساسات و حالات آنها بیولوژیکی و تطبیقی ​​هستند. در واقع، احساسات چندین سال است که توسط محققان در حیوانات مشاهده شده است، که نشان می‌دهد آنها برای بقا در گونه‌های دیگر نیز محوری هستند. احساسات اساسی احتمالاً در طول تکامل انسان نقشی در بقای ما ایفا کرده‌اند و به اطرافیان ما علامت می‌دهند که بر اساس آن واکنش نشان دهند.

پاول اکمن، روانشناس عاطفی، شش احساس اساسی را شناسایی کرد که می‌توان از طریق حالات چهره آنها را تفسیر کرد. این احساسات شامل شادی، غم، ترس، خشم، تعجب و انزجار بودند. او در سال ۱۹۹۹ این فهرست را گسترش داد و خجالت، هیجان، تحقیر، شرم، غرور، رضایت و سرگرمی را نیز در بر گرفت، هرچند این موارد به طور گسترده مورد استفاده قرار نگرفته‌اند.

فهرست شش احساس اساسی

  • غم و اندوه
  • شادی
  • ترس
  • خشم
  • سورپرایز
  • انزجار

به همین ترتیب، در دهه ۱۹۸۰، روانشناس رابرت پلاتچیک هشت احساس اساسی را شناسایی کرد که آنها را در جفت‌های متضاد، از جمله شادی و غم، خشم و ترس، اعتماد و انزجار، و تعجب و انتظار، گروه‌بندی کرد. این طبقه‌بندی به عنوان چرخ احساسات شناخته می‌شود و می‌توان آن را با چرخ رنگ مقایسه کرد، به این صورت که احساسات خاصی که با هم ترکیب می‌شوند می‌توانند احساسات پیچیده جدیدی ایجاد کنند.

اخیراً، یک مطالعه جدید از موسسه علوم اعصاب و روانشناسی دانشگاه گلاسگو در سال ۲۰۱۴ نشان داد که به جای شش، ممکن است فقط چهار احساس اساسی به راحتی قابل تشخیص وجود داشته باشد. این مطالعه کشف کرد که خشم و انزجار، و همچنین تعجب و ترس، حالت‌های چهره مشابهی را به اشتراک می‌گذارند. این نشان می‌دهد که تفاوت‌های بین این احساسات مبتنی بر جامعه‌شناسی است و نه زیست‌شناسی. با وجود همه تحقیقات و تطبیق‌های متناقض، اکثر تحقیقات اذعان می‌کنند که مجموعه‌ای از احساسات اساسی جهانی با ویژگی‌های چهره قابل تشخیص وجود دارد.

طلاق چگونه می‌تواند بر سلامت روان و رفاه فرد تأثیر بگذارد؟

۲ بازديد

 

طلاق می‌تواند فصل بسیار استرس‌زایی از تغییرات باشد، سوگواری برای آسیب‌های گذشته و تغییرات اجتناب‌ناپذیر آینده. هنگام گذر از یک گذار بزرگ زندگی مانند طلاق، علائم کوتاه‌مدت افسردگی و اضطراب می‌تواند افزایش یابد. همچنین می‌تواند علائم فیزیکی استرس، مانند تغییرات در عادات غذا خوردن و خوابیدن و مشکلات گوارشی، وجود داشته باشد. مراجعین معمولاً هنگام مواجهه با مرگ ازدواج، یک فرآیند سوگواری را طی می‌کنند. غمی وجود دارد که اغلب توسط جامعه نادیده گرفته می‌شود و لحظات غم و اندوه بسیار بیشتری یا "غم‌های پنهان"، یادآوری‌های کوچک وجود دارد. اینها اغلب با مرگ مرتبط هستند و طلاق در واقع مرگ آن رابطه و فقدانی شبیه به مرگ است. 

زوج‌های در حال طلاق یا مطلقه هنگام شرکت در جلسات مشاوره چه نگرانی‌های رایجی دارند؟ هنگام کار با آنها چه چالش‌هایی می‌بینید؟

اگر بچه‌ها درگیر باشند، فکر می‌کنم یکی از نگرانی‌های رایج این است که مطمئن شویم بچه‌ها در بحبوحه این تغییرات حالشان خوب خواهد بود. تضمین این امر از سلامت رابطه مشترک والدین و مهارت‌های والدین ناشی می‌شود. اغلب اوقات، این دوران، دوران عاطفی بسیار شدیدی با درد فراوان است. 

یکی دیگر از نگرانی‌های رایج در طلاق، نگرانی در مورد هویت است - من بعد از طلاق چه کسی هستم؟  

هنگام کار با زوج‌هایی که تصمیم به طلاق گرفته‌اند یا اخیراً طلاق گرفته‌اند، چه ملاحظات ویژه‌ای باید در نظر گرفته شود؟

ملاحظات رایج شامل اطلاع‌رسانی جدایی و طلاق به خانواده و دوستان و همچنین چگونگی تصمیم‌گیری به عنوان یک جبهه متحد برای جلوگیری از قرار گرفتن فرزندان در وسط درگیری است.

مشاوران باید مشاوره فردی را تشویق کنند و در مورد ارتباطات و مسائل اخلاقی، مرزهای بسیار خوب و روشنی داشته باشند و به کار مربوط به سوگ که ضروری است، توجه داشته باشند. پیام‌های فرهنگی منفی زیادی در مورد طلاق، به ویژه در برخی محافل مذهبی، وجود دارد، بنابراین ارائه حضوری بدون قضاوت بسیار مهم است. 

چه کسانی ممکن است از مشاوره طلاق بهره‌مند شوند؟ آیا زوج‌هایی که با توافق یکدیگر طلاق گرفته‌اند، هنوز هم می‌توانند از این مشاوره بهره‌مند شوند؟ اگر چنین است، مشاوران چگونه می‌توانند به این مراجعین کمک کنند؟

مشاوره برای همه طرفین مفید است، به خصوص زمانی که حل اختلاف توسط یک شخص ثالث بی‌طرف مورد نیاز باشد. مشاوران می‌توانند با یک برنامه توافق شده در مورد چگونگی پیشرفت، به ایجاد سیستم خانواده برای موفقیت کمک کنند. 

هر کسی می‌تواند از مشاوره طلاق بهره‌مند شود، اگر هر دو طرف مایل و آماده باشند. زوج‌هایی که با توافق متقابل طلاق گرفته‌اند، قطعاً می‌توانند از این مشاوره بهره‌مند شوند، به خصوص وقتی که فرزندی در این رابطه وجود دارد. مشاوران می‌توانند به این مراجعین کمک کنند تا بر روی ارتباط مؤثر، تعیین مرزها و برنامه‌ریزی مشترک برای فرزندپروری کار کنند. مشاوران همچنین می‌توانند زوج را در مراحل جدایی ذهنی و عاطفی راهنمایی کنند، که جنبه مهمی از فرآیند طلاق است.

طلاق چگونه می‌تواند بر توانایی فرد در ایجاد و حفظ روابط سالم در آینده تأثیر بگذارد؟ مشاوران چگونه می‌توانند به این مراجعین کمک کنند تا از آسیب‌هایی که ممکن است تجربه کنند، التیام یابند؟

طلاق یک تجربه تغییر دهنده زندگی است و فرد پس از طلاق در روابط، فرد بسیار متفاوتی است. اغلب، اعتماد پس از طلاق از بین می‌رود و صمیمیت عاطفی با دیگران را دشوار می‌کند. اعتماد را می‌توان با ثبات در روابط سالم و گذشت زمان بازسازی کرد.  

برای افرادی که به بهبودی متعهد هستند، پایان هر رابطه‌ای، به ویژه ازدواج، می‌تواند دعوتی برای بهبودی بیشتر باشد که می‌تواند منجر به گسترش و روشن‌تر شدن نیازها و خواسته‌های رابطه‌ای در آینده شود. این می‌تواند یک دوره بسیار دگرگون‌کننده در زندگی فرد و فرصتی برای مواجهه با فقدان‌های قبلی باشد. طلاق می‌تواند بر توانایی فرد در ایجاد روابط سالم در آینده تأثیر منفی بگذارد، اگر فرد تصمیم بگیرد از پردازش احساسات ناشی از آن اجتناب کند.

چه اقدامات رایجی را برای تقویت و حفظ یک طلاق «سالم» توصیه می‌کنید؟ 

  • افراد حامی خود، جامعه‌ای که بتوانید از آنها حمایت دریافت کنید، را پیدا کنید.
  • به آنها اجازه دهید تا سوگواری کنند، صرف نظر از اینکه این فرآیند سوگواری چگونه باشد. هیچ زمان «عادی» وجود ندارد، زیرا اغلب زخم‌های قدیمی و سابقه آسیب‌های روحی آنها را باز می‌کند.  
  • کمک به بازسازی اعتماد به نفس و شهود خودشان. 

آیا منابع مرتبطی وجود دارد که برای مشاورانی که این نوع کار را انجام می‌دهند، توصیه کنید؟

اگر با خانواده‌های طلاق کار می‌کنید، مرکز فرزندپروری مشارکتی یک سازمان غیرانتفاعی است که آموزش‌ها و منابع عالی را برای متخصصان - مشاوران و وکلا - در جهت کمک به این مراجعین ارائه می‌دهد. 

علاوه بر این، یکی از همکاران درمانگر، «لیگ زنان مطلقه» را ایجاد کرده است ، یک گروه امن و حمایتی برای زنان در فرآیند طلاق که ارتباط، منابع و ابزارها را ارائه می‌دهد. من به مشاوران و مراجعان توصیه می‌کنم که به دنبال گروه‌های حمایتی برای هر کسی که علاقه‌مند است، باشند. 

اضطراب اجتماعی | علائم اضطراب اجتماعی در نوجانان

۴ بازديد

 دومین و شایع‌ترین نوع اختلال اضطرابی، اختلال اضطراب اجتماعی است که از دوره نوجوانی علائم آن پدیدار می‌شوند. در این اختلال فرد به شدت از قرارگیری در جمع می‌ترسد و دچار دلهره و دلشوره شدید، خجالت، شرمندگی و افسردگی می‌شود. در ادامه این مقاله در مورد این اختلال و علائم آن بیشتر توضیح خواهیم داد.

اختلال اضطراب اجتماعی چیست؟

اختلال اضطراب اجتماعی که آن را با نام فوبیای اجتماعی، هراس اجتماعی، ترس اجتماعی و استرس اجتماعی هم می‌شناسیم، شکلی از اختلال اضطراب است در آن فرد بعد از قرارگیری در موقعیت‌های اجتماعی مختلف دچار دلهره و ترس شدیدی می‌شود. این افراد در بیشتر اوقات متوجه می‌شوند که بیش از حد می‌ترسند و ترس‌شان منطقی نیست، اما باز هم نمی‌توانند بر آن غلبه کنند. برای مثال فردی که اضطراب اجتماعی دارد، از چند هفته تا چند روز قبل از شروع مهمانی دلشوره و اضطراب دارد، اعتماد به نفس پایینی دارد و حتی افسرده می‌شود.

انواع اختلال اضطراب اجتماعی

جالب است بدانید این اختلال اضطرابی شامل دو نوع خاص و منتشر است. منظور از اضطراب اجتماعی خاص، این است که فرد از صحبت‌ کردن در بین گروه خاصی از افراد یا جمع‌های خاص اضطراب می‌گیرد. اما در نوع منتشر فرد از قرارگیری در هر جمعی و هر موقعیتی، مضطرب می‌شود و بیشتر افراد درگیر این نوع اختلال اضطراب هستند.

اضطراب اجتماعی کودکان چگونه است؟

کودکان مبتلا به اضطراب اجتماعی در موقعیت‌های جمعی مثل جشن تولد، مهدکودک، قرار بازی و … مضطرب می‌شوند و در مواردی مشابه شرایط زیر، اضطراب شدیدی را تجربه می‌کنند:

  • شعر خواندن با صدای بلند
  • صحبت کردن در جمع دیگران
  • حرف زدن با آدم‌های جدید و ناآشنا
  • ترس از مورد ارزیابی قرار گرفتن توسط دیگران
  • نگرانی بابت تحقیر توسط دیگران
  • نگرانی بابت تنها ماندن در جمع همسالان

اضطراب اجتماعی ناراحتی زیادی را به کودکان وارد می‌کند و می‌تواند به شکل گسترده عملکرد تحصیلی و یادگیری آن‌ها را مختل کند. این کودکان همچنین به دلیل ترسی که دارند، با همسالان خود ارتباط برقرار نمی‌کنند و شدیدا احساس تنهایی می‌کنند. والدین با شناخت علائم این اختلال می‌توانند به تشخیص و درمان به موقع آن کمک کنند.

 

اضطراب اجتماعی در نوجوانان

گاهی نوجوانان نیز با وجود جوانب مثبت و مهارت‌هایی که دارند، به شدت از جمع دوری می‌کنند و در موقعیت‌های اجتماعی حاضر نمی‌شوند. برای مثال دانش‌آموزی که در حل مسائل ریاضی مهارت بالایی دارد، اما از رفتن پای تخته و حل‌کردن مسائل در کلاس خودداری می‌کند. یا دانش‌آموزی که جزو رتبه‌های برتر کلاس است، اما به دلیل ترس و هراسی که از جمع دارد در آزمون و المپیاد شرکت نمی‌کند. 

همۀ این موارد نمونه‌هایی از بروز اضطراب اجتماعی در نوجوانان هستند. باید بدانید که این اختلال در نوجوانان بسیار شدیدتر از کم‌رویی و خجالتی‌بودن است و استرس زیادی به آن‌ها وارد می‌کند. تغییرات دوره بلوغ، عوامل محیطی، مشکلات خانوادگی، خودمحوری، ترس از واکنش همسالان و … از جمله دلایل بروز این وضعیت اضطرابیدر نوجوانان است.

علائم اضطراب اجتماعی چیست؟

اختلال اضطراب اجتماعی (Social anxiety disorder) نوعی بیماری روانی است که به طور مزمن بروز می‌کند و باعث اختلال در زندگی روزمره فرد می‌شود. مهم‌ترین علائم این اختلال عبارتند از:

  • سرخ شدن صورت، تعریق شدید، به خصوص در کف دست‌ها
  • لرزش دست و پاها
  • مشکل در تنفس و تنفس سریع
  • احساس فراموشی موقتی
  • احساس حالت تهوع و سرگیجه و مشکلات گوارش
  • لرزش صدا، مشکل در تکلم و صحبت کردن
  • انقباض و سفتی عضلات
  • افزایش ضربان قلب
  • کاهش دمای بدن و احساس سرما
  • ناتوانی در برقراری ارتباط چشمی

در کنار این علائم، فرد ممکن است یک سری علائم رفتاری هم تجربه کند که عبارت‌اند از:

  • ترس از قضاوت دیگران
  • ترس از قرارگیری در مرکز توجه دیگران
  • خجالت‌‌زده شدن
  • نگرانی بابت تحقیر شدن در جمع
  • ترس از برقراری ارتباط با غریبه‌ها

علائم اضطراب اجتماعی در نوجوانان نیز شامل موارد بالا است.

 

 

 

ریشه اضطراب اجتماعی چیست؟

همان‌طور که تا کنون علت اصلی بروز اختلال اضطراب کشف نشده است، ریشه اصلی بروز اضطراب اجتماعی نیز مشخص نیست. گاهی اوقات برخی مشکلات مغزی و تغییر در ترشح هورمون‌های شیمیایی می‌توانند واکنش به ترس را مختل کرده و از این طریق باعث بروز این اختلال اضطرابی شوند.

علاوه بر این گاهی ریشه اضطراب اجتماعی در خانواده و والدین فرد است. یعنی کسانی که سابقه ابتلا به این اختلال را در خانواده‌شان دارند، 2 تا 6 برابر بیشتر از دیگران در معرض ابتلا به این عارضه هستند. عوامل محیطی، ترس از جدایی، مشکلات گذشته، تجربیات ناگوار، فوبیا، مصیب در کودکی و …. از دیگر عوامل موثر در بروز این اختلال هستند.

 

«اختلال اضطراب اجتماعی ممکن است نتیجه تعامل پیچیده عوامل زیستی و محیطی باشد، از جمله ویژگی‌های ارثی، ساختار مغز، و تجربیات محیطی.»

کتاب در مورد اضطراب اجتماعی

مطالعۀ کتاب یکی از راه‌های مقابله با اضطراب اجتماعی است. کتاب‌هایی که موضوع آن‌ها در مورد اضطراب است با افزایش آگاهی و درک بهتر شرایط در مورد این اختلال و مکانیسم‌های آن شما را مطلع می‌کند. همچنین این کتاب‌ها با بیان تجربه‌های سایر افراد می‌توانند به شما اعتماد به نفس بیشتری دهند.

علاوه بر این، مطالعه کتاب‌های مربوط به روش‌های شناختی رفتاری و پذیرش و تعهد می‌تواند به افراد تکنیک‌هایی عملی برای مقابله با اضطراب اجتماعی ارائه دهد، از جمله تمرینات برای مدیریت افکار منفی و تقویت مهارت‌های ارتباطی. مطالعۀ کتاب راهی برای فرار از موقعیت‌هایی که باعث بروز این اختلال می‌شوند نیز هست. در ادامه چند عنوان کتاب مرتبط با اضطراب اجتماعی را به شما معرفی می‌کنیم. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد هر یک از آن‌ها و یا خرید این کتاب‌ها بر روی آن کلیک کنید.

  • کتاب نسل مضطرب از جاناتان هایت: این کتاب دلایل افزایش اضطراب اجتماعی در نسل‌های جدید را بررسی می‌کند.
  • کتاب مزایای اضطراب از تریسی دنیس: این کتاب توضیح می‌دهد چطور واکنش‌های اضطرابی در شرایط خاص می‌توانند به تقویت تعاملات افراد کمک کنند تا افراد مهارت‌های اجتماعی خود را تقویت کنند.
  • کتاب قدرت سکوت از سوزان کین: این کتاب برای افراد درونگرایی مناسب است که با اضطراب اجتماعی دست و پنجه نرم می‌کنند.
  • کتاب چرا گورها زخم معده نمی گیرند از رابرت ساپولسکی: این کتاب بیشتر به مسئلۀ استرس می‌پردازد و از آنجا که  اضطراب اجتماعی ممکن است یکی از اشکال استرس باشد، خواندن آن می‌تواند مفید باشد.

راه های مقابله با اضطراب اجتماعی چیست؟

درمان اضطراب اجتماعی در موارد شدید تحت نظر روانشناس انجام می‌شود و شامل دو روش روان‌درمانی و دارو درمانی است که ما در این مقاله به آن‌ها نمی‌پردازیم. در کنار روش‌های درمانی روانشناسی، برخی راهکارها هم وجود دارد که در درمان این اختلال موثر هستند. برخی از مهم‌ترین راه‌های مقابله با اضطراب اجتماعی عبارت‌اند از:

روی خودتان تمرکز کنید، نه دیگران

بسیاری از افرادی که در موقعیت‌های اجتماعی دچار اضطراب می‌شوند، به این دلیل است که در شلوغی روی دیگران تمرکز می‌کنند. مثلا فکر می‌کنند همه نگاه‌ها در مهمانی به سمت آن‌ها است یا فکر می‌کنند همه افراد در مورد آن‌ها با هم صحبت می‌کنند. باید تمرین کنید تا تمرکزتان را از روی عوامل بیرونی برداشته و روی درون خودتان تمرکز کنید. این کار تا حد زیادی در کاهش علائم تاثیر می‌گذارد.

 

آرام‌تر نفس بکشید

یکی از علائم بروز اضطراب اجتماعی، تنفس تند و سریع است که خود باعث بروز علائم دیگری نظیر سردرد، سرگیجه، احساس خفگی و … می‌شود. اگر بتوانید هنگام بروز اختلال، روی تنفس خود تمرکز کنید و با آرامش بیشتری نفس بکشید، می‌توانید به طرز موثری علائم اختلا را کاهش دهید. یک نمونه تمرین تنفسی برای مقابله با اختلال اضطراب اجتماعی به صورت زیر است:

  • سعی کنید در جایی راحت و صاف بنشینید و شانه‌های خود را منقبض نکنید.
  • یک دست را روی قفسه سینه و دست دیگرتان را روی شکم قرار دهید.
  • به مدت چهار ثانیه از طریق بینی و به آرامی نفس بکشید. هنگام نفس کشیدن در این حالت، باید دستی که روی شکم است بالا بیاید و دست دیگر بسیار کم تکان بخورد.
  • چند ثانیه نفس‌تان را نگه دارید.
  • در ادامه 6 ثانیه با دهان بازدم انجام دهید و تا جای ممکن هوا را از شش‌هایتان خارج کنید. در این حالت هم باید دست روی شکم تکان بخورد و دست دیگر ثابت باشد.
  • این کار را دوباره انجام دهید تا زمانی که آرام شوید و علائم از بین بروند.

برای اجتماعی‌تر بودن تلاش کنید

برای غلبه بر اضطراب اجتماعی، یک راهکار این است که با ترس‌هایتان مقابله کنید و خود را در موقعیت‌های شلوغ قرار دهید. برای این کار باید محیط‌ها و جمع‌های اجتماعی حمایت‌گری را پیدا کنید که در آن‌ها کمتر احساس ترس و دلهره دارید. برای مثال جمع دوستان صمیمی و خانواده گزینه خوبی برای تعامل با دیگران و مقابله با این اختلال است.

از موقعیت‌های اضطرابی و استرس‌زا دوری کنید

ما در هر لحظه و هرجا از هر سمتی در معرض اضطراب و استرس زیادی هستیم. زمانی که بتوانید خودتان را از این موقعیت‌ها دور کنید، هم اعتماد به نفس بیشتری خواهید داشت و هم کمتر دچار اختلال اضطراب اجتماعی می‌شوید. 

برای مثال باید کافئین کمتری مصرف کنید، فعالیت بدنی خود را افزایش دهید، امگا 3 بیشتری در رژیم غذایی خود قرار دهید، مشروبات الکلی و سیگار را ترک کنید و روی کمیت و کیفیت خواب‌تان کار کنید. همچنین استفاده کمتر از فضای مجازی می‌تواند روی کاهش علائم شما تاثیر شگرفی بگذارد.

شجاعانه به استقبال ترس‌هایتان بروید

مقابله با ترس‌ها به جای دوری از آن‌ها، جزو بهترین راهکارهای مقابله با اضطراب اجتماعی است. اینکه مداوم از ترس‌هایتان دوری کنید، نه تنها باعث کاهش علائم نمی‌شود بلکه بروز حملات شدیدتر اختلال اضطراب اجتماعی را در پی دارد. این اجتناب همچنین می‌تواند شما را بسیار محدود و منزوی کند، 

برای مثال شاید هیچ‌وقت نتوانید در جلسات کاری در مورد ایده‌ها و نظرات‌تان صحبت کنید یا در کلاس به زبان انگلیسی صحبت کنید. قرارگیری در این موقعیت‌ها شاید در نگاه اول کمی ترسناک به نظر برسد، اما انجام آن‌ها به تدریج برایتان راحت‌تر شده و در نهایت از آن‌ها سربلند بیرون می‌آیید.

طرز فکر و دیدگاه خود را تغییر دهید

راهکار دیگری که به مقابله با اضطراب اجتماعی کمک می‌کند، تغییر طرز دیدگاه است. برای مثال اگر به جای اینکه فکر کنید در جمع مثل احمق‌ها به نظر می‌رسید و کسی از شما خوشش نمی‌آید، به چیزهای مثبت فکر کنید، ترس و اضطراب‌تان در موقعیت کمتر خواهد شد. بنابراین با به چالش‌کشیدن افکار منفی‌تان می‌توانید با اضطراب خود مقابله کنید. همچنین می‌توانید با کمک روانشناس، عوامل زمینه‌ساز این افکار منفی را پیدا کرده و آن‌ها را از بین ببرید. 

 

 

۷ مزیت مشاوره زوجین

۹ بازديد

 

مشاوره زوجین نوعی روان‌درمانی است که به زوجین کمک می‌کند تا بر اختلافات خود غلبه کرده و روابط خود را بهبود بخشند. چرا مشاوره برای زوجین مهم است؟ مزایای بی‌شماری برای مشاوره روابط برای زوج‌های متأهل و مجرد وجود دارد. این روش معمولاً برای درمان مشکلات روابط مانند خیانت، ارتباط ضعیف، عدم صمیمیت یا مسائل مربوط به حل تعارض استفاده می‌شود. اثربخشی زوج‌درمانی از زوجی به زوج دیگر و میزان تعهد آنها به رابطه متفاوت است. این روش می‌تواند راهی مؤثر برای شما و شریک زندگی‌تان برای حل مسائل درون رابطه باشد. زوج‌درمانی فقط برای زوج‌هایی که دوران سختی را پشت سر می‌گذارند، نیست. بلکه یک تمرین مداوم برای هر کسی است که می‌خواهد یک رابطه پر جنب و جوش و سالم را حفظ کند. ایجاد یک پایه قوی امروز، کلید زنده نگه داشتن عشق در طول زمان است. 

اگر به دنبال تکامل یا رشد رابطه خود هستید، مراجعه به یک زوج درمانگر اولین قدم فوق العاده است. در اینجا 7 مزیت اصلی مشاوره روابط آورده شده است. 

۱. مهارت‌های ارتباطی بهتری را توسعه دهید

ارتباط، پایه و اساس یک رابطه سالم است. به همین دلیل است که اغلب زوج‌ها به درمان مراجعه می‌کنند - برای شنیدن و درک بهتر یکدیگر. مشاور شما به شما کمک می‌کند تا نیازهای یکدیگر را کشف کنید و به شما یاد می‌دهد که چگونه به طور موثر با یکدیگر ارتباط برقرار کنید. شما اهمیت گوش دادن، سازش و حل تعارض را خواهید آموخت - که به شما کمک می‌کند تا به یک رابطه شادتر و هماهنگ‌تر با شریک زندگی خود دست یابید. ارتباط، یک مزیت بسیار ارزشمند مشاوره روابط است و یکی از رایج‌ترین مشکلاتی است که در زوج درمانی به آن پرداخته می‌شود. 

۲. حل اختلاف را یاد بگیرید 

یکی دیگر از مزایای زوج درمانی، تقویت نحوه برخورد شما با اختلافات و بحث‌ها است. اختلافات حتی در قوی‌ترین روابط نیز اتفاق می‌افتند. اگر این اتفاق نیفتد، ممکن است اصلاً نیازهای خود را بیان نکنید. پیدا کردن کلمات مناسب برای حل اختلافات می‌تواند دشوار باشد. مشاوره زوجین به زوجین می‌آموزد که چگونه از طریق گوش دادن فعال، احترام به نظرات یکدیگر، مدیریت احساسات و انتظارات و یادگیری نحوه کنار آمدن با ناامنی‌ها، مشکلات را حل کنند. مشاوران ابزارها و توصیه‌هایی را ارائه می‌دهند تا به شما کمک کنند با یکدیگر صادق‌تر و روراست‌تر باشید، در مواقع دشوار از یکدیگر حمایت کنید و چگونه با یکدیگر صبورتر باشید - حتی زمانی که اوضاع سخت می‌شود.

یک مشاور روابط ، متخصص راهنمایی زوجین برای حل مشکلاتشان در یک محیط امن و حمایتی است. ترکیبی از تکنیک‌هایی مانند گوش دادن فعال و حل مسئله می‌تواند به شما کمک کند تا مسائلی را که مانع شما هستند شناسایی کرده و برای حل آنها تلاش کنید. هدف این است که این مهارت‌های جدید را در کارهای روزمره خود به کار بگیرید - و رابطه خود را از طریق هر تعامل تقویت کنید. 

۳. احساسات خود را در فضایی امن فاش کنید

 در طول زوج درمانی در مورد چه چیزی صحبت می‌کنید؟ هر چیزی که بخواهید. یک مشاور به عنوان یک شخص ثالث بی‌طرف و ماهر، گفتگو را هدایت می‌کند. مشاوره زوجین جای بسیار خوبی برای بیان نیازهای شماست. مشاور شما را قضاوت نمی‌کند، بلکه به شما کمک می‌کند تا بفهمید چگونه می‌توانید به بهترین شکل با شریک زندگی خود ارتباط برقرار کرده و مسائل را حل کنید. 

در مشاوره زوجین، هیچ پنهان‌کاری یا تظاهری مبنی بر اینکه همه چیز خوب است، در حالی که اینطور نیست، وجود ندارد. این محیط برای هر فرد امن است تا دقیقاً آنچه را که احساس می‌کند بدون ترس از قضاوت یا طرد شدن توسط شریک زندگی یا مشاور خود فاش کند. این نوع محیط، ارتباط آزاد را تشویق می‌کند و به زوجین اجازه می‌دهد تا ریشه مشکلات خود را کشف کنند. هنگامی که مشکلات آشکار می‌شوند، مشاور زوج را راهنمایی می‌کند تا برای غلبه بر آنها با هم ارتباط برقرار کنند. 

۴. یک نظر بی‌طرفانه دریافت کنید

مشاور زوجین علاوه بر کمک به شما در افشای احساساتتان، می‌تواند دیدگاهی بی‌طرفانه داشته باشد. همسران اغلب با چنان دیدگاه احساسی به مسائل نگاه می‌کنند که هدف نهایی - حفظ و رشد یک رابطه سالم با یکدیگر - را فراموش می‌کنند. علاوه بر این، زوج‌ها اغلب برای نظرخواهی مجدد، دوستان و خانواده خود را نیز در نظر می‌گیرند که منجر به نظرات و توصیه‌های بسیار جانبدارانه می‌شود. یک مشاور مشکلات شما را به شیوه‌ای بی‌طرفانه می‌شنود و به آنها رسیدگی می‌کند. آنها طرف هیچ‌کس را نمی‌گیرند. تنها هدف آنها بهبود رابطه و ایجاد حس شنیده شدن و درک شدن برای هر دو طرف است. 

۵. نقش خود را در رابطه بشناسید

بخش بزرگی از فرآیند مشاوره زوجین این است که شما در مورد خودتان، نقشتان در رابطه و چگونگی تأثیر آن بر شریک زندگی‌تان اطلاعات کسب کنید. برای بسیاری از زوج‌ها، رابطه به حالت خودکار درآمده است - و باعث می‌شود زوجین از الگوهای رابطه خود بی‌اطلاع باشند. مشاوره زوجین به شما این امکان را می‌دهد که بفهمید رفتار شما چگونه بر شریک زندگی‌تان تأثیر می‌گذارد، و همچنین رفتار او چگونه بر شما تأثیر گذاشته است. از طریق این درک است که زوج‌ها می‌توانند شروع به حل مسائل و بهبود مهارت‌های ارتباطی کنند.

درک بیشتری در مورد سوالاتی مانند موارد زیر کسب کنید: 

  • آیا دینامیک قدرت متعادل است؟ 
  • شما در کدام الگوهای ارتباطی مثبت یا منفی قرار می‌گیرید؟ 
  • آیا مشکل رایجی وجود دارد که بارها و بارها تکرار می‌شود؟ چگونه می‌توانید بر آن غلبه کنید؟ 
  • هر فرد چگونه با تعارض برخورد می‌کند؟ 
  • هر شریک برای احساس عشق بیشتر به چه چیزی نیاز دارد؟ 
  • چه نوع مصالحه‌ای می‌تواند به شما در رسیدن به آنجا کمک کند؟ 

پاسخ به این سؤالات می‌تواند به شما کمک کند تا الگوهای مثبت و منفی در رابطه‌تان را درک کنید که یکی از کلیدهای ایجاد یک پیوند قوی است. 

۶. از نیازهای یکدیگر آگاه شوید

ما به طور طبیعی تمایل داریم که مسائل را از دیدگاه خودمان ببینیم. وقتی در افکار، احساسات و رفتارهای خود غرق می‌شوید، در نظر گرفتن شریک زندگی‌تان می‌تواند دشوار باشد. زوج درمانی هر دو طرف را تشویق می‌کند تا از دیدگاه خود فراتر رفته و از نیازهای یکدیگر آگاه‌تر شوند. این آگاهی منجر به ارتباط بهتر و رابطه‌ای قوی‌تر می‌شود، زیرا هر دو طرف احساس می‌کنند که شنیده و درک می‌شوند. یک مشاور همچنین با ارائه موارد عملی برای امتحان کردن با هم، به شما کمک می‌کند تا نیازهای یکدیگر را برآورده کنید. به عنوان مثال، اگر یکی از شما محبت بیشتری نسبت به شریک زندگی‌تان می‌خواهد، یک مشاور زوجین به شما کمک می‌کند تا سازش کنید و راه حلی پیدا کنید - و هر دو نفر راضی باشند. 

مشاوره همچنین فرصتی را برای زوجین فراهم می‌کند تا در مورد تجربیات گذشته خود با هم تأمل کنند. به عنوان مثال، کدام روال‌ها برای هر دوی شما بهتر عمل می‌کنند، چگونه به نقاط عطف رابطه برسید، یا چگونه جادویی را که زمانی وجود داشت، دوباره خلق کنید. 

۷. جلب یا بازگرداندن اعتماد

یکی دیگر از مزایای زوج درمانی، تقویت اعتماد در رابطه است. اعتماد عنصر کلیدی در هر رابطه‌ای است. به دست آوردنی است، نه دادنی. اعتماد مبتنی بر رفتار مداوم، صداقت و صراحت است. این امر تنها زمانی حاصل می‌شود که هر دو طرف آماده باشند تا به عنوان یک زوج، برای حل مشکلات خود با هم تلاش کنند. کار کردن روی اعتماد به ویژه در صورت نقض آن، مانند دروغ گفتن یا خیانت، بسیار مهم است. مشاور زوج از تکنیک‌های مؤثر و تمرین‌های خانگی برای هدایت زوج به سمت اعتماد استفاده می‌کند.

هیچ‌وقت زود نیست 

مشاوره زوجین، حتی قبل از ازدواج، مزایایی دارد. بسیاری از زوج‌ها صبر می‌کنند تا رابطه‌شان رو به وخامت بگذارد و سپس به دنبال مشاوره بروند. رویکرد بهتر این است که حتی در زمانی که رابطه فوق‌العاده پیش می‌رود، به طور فعال در جلسات زوج درمانی شرکت کنند. همکاری با یک متخصص در بهترین زمان‌ها به شما یاد می‌دهد که چگونه این لحظات مثبت را در مواقع سخت، دوباره خلق کنید. هر چه زودتر شروع کنید، زودتر می‌توانید مهارت‌های لازم برای برآورده کردن نیازهای یکدیگر، گذر از گفتگوهای دشوار و ایجاد یک رابطه سالم کلی را توسعه دهید. پس از ازدواج، با رشد و تکامل رابطه‌تان و با در هم تنیدن زندگی‌هایتان، مزایای بی‌شماری از مشاوره ازدواج نصیبتان می‌شود. نکته کلیدی این است که فعال باشید و به کار روی رابطه‌تان ادامه دهید. 

فوبیای ارتفاع من از کجا آمده است؟

۷ بازديد

 

همانطور که هر کسی که از ارتفاع می‌ترسد به شما خواهد گفت، تجربه ترس از ارتفاع به طرز غیرمعمولی ترسناک است - و بله، من یکی از آنها هستم. همانطور که وبلاگ نویس ماجراجویی، زابدیل اسکون، توضیح می‌دهد: «همانطور که زندگی روزمره خود را می‌گذرانیم، به طور طبیعی از ترس‌هایمان اجتناب می‌کنیم تا جایی که به یک عمل ناخودآگاه تبدیل می‌شود . تنها زمانی که با آن ترس‌ها روبرو می‌شوید، واقعاً شروع به بررسی آگاهانه این می‌کنید که چگونه آنها مانع کاری می‌شوند که می‌خواهید انجام دهید.»

 

در مورد من، متوجه نبودم که ترس از ارتفاع وقتی با سفرهای طولانی مدت همراه شود، چقدر می‌تواند ناتوان‌کننده باشد. در لا بوکا، بوئنوس آیرس، دوباره با ترس از ارتفاعم مواجه شدم. بعد از گشت و گذار در این موزه خیره‌کننده، از ما پرسیده شد که آیا مایلیم مجسمه‌های روی تراس‌های پشت بام را ببینیم و از بالکن پشت بام، منظره بندر را ببینیم. همه اینها فوق‌العاده به نظر می‌رسید و واقعاً چشمگیر بود، تا اینکه مجبور شدم از یک پله مارپیچ بسیار بلند و باز به بالکن بالا بروم. با نگاه کردن به بالا، فکر کردم که خیلی محکم نیست. دستانم به طرز باورنکردنی سرد و مرطوب بودند و قلبم هنگام بالا رفتن از پله‌ها تندتر می‌زد [1] .

 

در این نقل قول ، ترکیبی قانع‌کننده از افکار فاجعه‌بار و تظاهرات فیزیولوژیکی اضطراب وجود دارد ، اما افراد مبتلا به فوبیای ارتفاع، افرادی نیستند که به دلیل افتادن از نردبان یا رویدادی مشابه، دچار آسیب روحی شده‌اند . با این حال، آنها اکنون به دلیل همین ترس از ارتفاع، از ارتفاع می‌ترسند؛ آنها در وهله اول هرگز از نردبان بالا نمی‌رفتند. تنها آسیبی که افراد مبتلا به فوبیای ارتفاع تا به حال تجربه کرده‌اند، قرار گرفتن در ارتفاع بالا بوده است، بنابراین ما به یک نظریه کاملاً متفاوت نیاز داریم تا توضیح دهیم که چگونه برخی افراد دچار فوبیای ارتفاع می‌شوند و برخی دیگر نمی‌شوند.

 

یکی از کلیدهای درک فوبیای ارتفاع، ارتباط آن با وحشت و حملات وحشت است و بسیاری از تظاهرات فیزیکی فوبیای ارتفاع بسیار شبیه به علائم وحشت هستند - مثلاً لرزش، عرق کردن کف دست، حالت تهوع، سرگیجه. واقعیت مهم دیگر این است که فوبیای موقعیت‌ها (مانند ارتفاع یا فضاهای بسته) اغلب ویژگی‌های مشترک زیادی با علائم وحشت دارند.

 

برای مثال، به نظر می‌رسد که ترس از ارتفاع، شروع خودبه‌خودیِ اختلال پانیک را بیشتر نشان می‌دهد [2] ، و اگر کسی از ارتفاع هراس داشته باشد، احتمال اینکه به اختلال پانیک نیز مبتلا باشد، به طور قابل توجهی بیشتر از فردی است که از ارتفاع هراسی ندارد [3] .

ارتباط بین علائم پانیک و فوبیاهای موقعیتی مانند فوبیای ارتفاع و کلاستروفوبیا به عوامل شناختی نیز گسترش می‌یابد؛ افراد مبتلا به فوبیای ارتفاع نیز مانند افرادی که دچار حملات پانیک می‌شوند، فکر می‌کنند. انواع خاصی از پیش‌زمینه‌های شناختی اغلب می‌توانند حملات پانیک را تسریع کنند و دو مورد از مهم‌ترین این پیش‌زمینه‌ها، تمایل به آگاهی شدید از احساسات بدنی خود و سوگیری در تفسیر احساسات مبهم بدنی به عنوان تهدیدآمیز است.

 

فقط به این فکر کنید که داشتن این دو نوع سوگیری شناختی به چه معناست. این بدان معناست که شما به احتمال زیاد با احساسات مختلف بدنی خود هماهنگ می‌شوید، بیشتر از یک فرد معمولی متوجه تغییرات در احساسات بدنی خود می‌شوید و حتی وقتی متوجه یک مورد مبهم می‌شوید، بیشتر احتمال دارد فکر کنید که این به معنای اتفاق بدی برای شماست - فاجعه‌ای در ذهن شما منتظر وقوع است. کاملاً محتمل است که این سبک تفکر باعث ایجاد یک چرخه معیوب شود که اضطراب را افزایش می‌دهد و به نوبه خود احساسات بدنی را که به عنوان تهدید تعبیر می‌شوند، افزایش می‌دهد. نتیجه نهایی: وحشت.

 

در مورد فوبیای ارتفاع، این فرآیند مختص ارتفاع شده است و تشخیص احساسات بدنی و تفسیر آنها به عنوان تهدید، به افکار منفی مرتبط با ارتفاع تبدیل می‌شود: «تعادلم را از دست خواهم داد.» «اگر روی لبه بایستم، وسوسه می‌شوم بپرم.» «سرگیجه می‌گیرم یا دچار حمله قلبی می‌شوم و می‌افتم.»

به عنوان یک فرد مبتلا به ترس از ارتفاع، هر یک از این افکار برای من آشنا هستند - اما چقدر این افکار عجیب هستند. چقدر عجیب است که وقتی در ارتفاع بالایی هستید فکر کنید "وسوسه پریدن خواهم شد"، اما در هیچ جای دیگری خواب چنین فکری یا هر فکر خودویرانگر مرتبط دیگری را هم نمی‌بینید. با این حال، این فکری است که از دو سوگیری شناختی بسیار ساده ایجاد شده است و فکری است که توسط میلیون‌ها فرد سالم مبتلا به ترس از ارتفاع در سراسر جهان به اشتراک گذاشته شده است. اینگونه است که ذهن می‌تواند وقتی اضطراب وجود دارد، ترفندهای فریبنده‌ای با شما انجام دهد.

۹ دلیل که ممکن است به مشاوره ازدواج نیاز داشته باشید

۱۱ بازديد

همه زوج‌ها اختلاف را تجربه می‌کنند. برای برخی، دعوا بر سر پول است؛ برای برخی دیگر، فقدان زندگی جنسی یا الگویی از مشاجره‌های مداوم. و همه‌گیری ویروس کرونا یک عامل استرس‌زای بالقوه دیگر را نیز به این جمع اضافه کرده است: گذراندن وقت بیشتر در خانه با هم، که می‌تواند تنش‌ها را تشدید کند یا شکاف‌های پنهان در یک رابطه را آشکار سازد.

 

درمان می‌تواند کمک کند. برخلاف آنچه برخی ممکن است باور کنند، بحث سرزنش کردن نیست - چه کسی چه کاری را انجام داده یا چه کسی مقصر است. بلکه، تریسی راس، درمانگر روابط و خانواده در شهر نیویورک، می‌گوید: «زوج درمانی ابزارهایی را برای برقراری ارتباط و درخواست آنچه نیاز دارید فراهم می‌کند.»

 
 

اگر چشم‌هایتان گرد شده، توجه داشته باشید: طبق گزارش انجمن روانشناسی آمریکا، حدود ۷۵ درصد از زوج‌هایی که برای مشاوره مراجعه می‌کنند، می‌گویند که این کار  رابطه‌شان را بهبود می‌بخشد.  راس می‌گوید: «بسیاری از زوج‌ها به من می‌گویند که این تنها ساعتی است که در طول هفته دارند و روی یکدیگر تمرکز دارند، بدون هیچ حواس‌پرتی.»

 

دکتر گیل سالتز، دانشیار بالینی روانپزشکی در بیمارستان نیویورک-پرسبیترین، کالج پزشکی ویل کورنل، می‌گوید بسیاری از زوجین سال‌ها قبل از اینکه به دنبال درمان بروند، با هم مشکل دارند، اما «همیشه بهتر است که زودتر به سراغ درمان بروید.» رفتار ناسالم و احساسات رنجش‌آور هر چه بیشتر ادامه پیدا کنند، تغییر آنها دشوارتر می‌شود.

 

یک مانع بزرگ برای دریافت کمک؟ وقتی فقط یک نفر در یک رابطه مشتاق تغییر است. سالتز می‌گوید: «گاهی اوقات کسی وارد می‌شود که بسیار مایل به انجام کار است و طرف دیگر اینطور نیست. در نهایت، هر دو نفر باید مشارکت کنند.»

 

در اینجا نه دلیل رایج وجود دارد که چرا ممکن است به دنبال کمک در روابط باشید.

 

۱. شما از هم جدا شده‌اید

 

پس از سال‌ها زندگی مشترک، برخی از زوج‌ها دیگر با یکدیگر ارتباطی ندارند و صرفاً به عنوان هم‌خانه با هم زندگی می‌کنند. دیوید وودسفلو، روانشناس بالینی، زوج‌درمانگر و بنیانگذار و مدیر موسسه وودسفلو برای زوج‌ها در آتلانتا، می‌گوید: «میزان طلاق در زمان‌های مختلف به اوج خود می‌رسد. اوج موج اول حدود هفت سال است. اوج موج دوم ۲۱ سال است. طلاق دوم معمولاً طلاقی است که از هم جدا می‌شوند. این طلاق در مورد اجتناب است، نه دعوا.»

 
 
 

راس می‌گوید: «شنیده‌ام که زوج‌ها می‌گویند: «ما  با هم یک خانه را اداره می‌کنیم ، اما هیچ ارتباط یا صمیمیتی بین ما وجود ندارد. اما هر دو آنقدر سرمان شلوغ است که اهمیتی ندارد.» «چنین فاصله‌ای می‌تواند برای مدت طولانی ادامه یابد، زیرا افراد زندگی خود را با چیزهای دیگر پر می‌کنند و هر گونه  تنهایی  یا نیازی را که دارند، سرکوب می‌کنند. سپس اتفاقی می‌افتد - آنها بازنشسته می‌شوند یا به زوج‌های تنهایی تبدیل می‌شوند - و آنها به یکدیگر نگاه می‌کنند و فکر می‌کنند،  ما به عنوان یک زوج اکنون چه کسانی هستیم؟ »

 

سالتز می‌گوید زوج‌ها اغلب فراموش می‌کنند که چه چیزی در وهله اول آنها را به هم رسانده و چرا عاشق هم شده‌اند. «اگر مدت زیادی با کسی بوده‌اید، روایتی از زندگی، خاطرات و تاریخی ساخته‌اید که نمی‌توانید با شخص دیگری آن را جبران کنید. زوج‌درمانی می‌تواند به شعله‌ور شدن دوباره آن کمک کند.»

 

پول همیشه یک مسئله بحث‌برانگیز برای زوج‌ها بوده است، اما نگرانی‌های دیگری که نسل انفجار جمعیت در اواخر عمر با آن مواجه هستند را هم در نظر بگیرید - مشکلات سلامتی بالقوه، به علاوه سال‌های کمتر (و کمتر) قدرت کسب درآمد، و البته نرخ بهره پایین - و فضایی آماده برای اصطکاک مالی ایجاد می‌شود. در یک نظرسنجی هریس اینتراکتیو، ۳۶ درصد از افراد متاهل ۵۵ تا ۶۴ ساله گفتند که مسائل مالی باعث بحث و جدل با همسرانشان می‌شود.

 

اختلافات ممکن است ناشی از سبک‌های مختلف خرج کردن یا اختلاف نظر در مورد نحوه پس‌انداز و خرج کردن برای دوران بازنشستگی باشد. ممکن است استرس در مورد  نداشتن پول کافی یا نابرابری در نحوه مدیریت اندوخته شما وجود داشته باشد. اد کومبز، متخصص مشاوره زوجین و درمان مالی در متیوز، کارولینای شمالی، می‌گوید: «پول می‌تواند احساسات قوی خشم، اضطراب و حسادت را برانگیزد. آنقدر ارزش ارتباطی بالایی با قدرت دارد که اگر شریکی که درآمد کمتری دارد، جایگاه روانی دیگری نداشته باشد، می‌تواند عدم تعادل در رابطه ایجاد کند.»

 

کومبز توضیح می‌دهد که درمان به افراد کمک می‌کند تا رابطه خود با پول و نحوه شکل‌گیری افکارشان در مورد خودشان و دیگران را درک کنند. اغلب، نحوه نگاه و مدیریت ما به امور مالی به تجربیات گذشته مرتبط است. او از مراجعین می‌خواهد که یک شجره‌نامه خانوادگی ترسیم کنند و در مورد نحوه برخورد با مسائل مالی در خانواده هر یک از زوجین صحبت کنند - اینکه والدینشان چگونه پول را پس‌انداز، خرج و در مورد آن بحث می‌کردند. کومبز می‌گوید این تمرین به آنها کمک می‌کند تا از رفتارهای خرج کردن خود آگاه‌تر شوند و "همدلی مالی بیشتری نسبت به یکدیگر ایجاد کنند".

 

۳. کسی خیانت کرده است

 

یکی از رایج‌ترین دلایل مراجعه به زوج‌درمانی: تلاش برای ترمیم نقض اعتماد - به عبارت ساده‌تر، خیانت - است. انجمن آمریکایی ازدواج و خانواده‌درمانی دریافته است که ۱۵ درصد از زنان متاهل و ۲۵ درصد از مردان متاهل گزارش داده‌اند که رابطه نامشروع داشته‌اند.

 
کارت عضویت قرمز AARP که با زاویه نمایش داده شده است

دسترسی فوری به محصولات مخصوص اعضا و صدها تخفیف، عضویت رایگان دوم و اشتراک مجله AARP را دریافت کنید.

 
 

اما، مطمئناً، خیانت فقط به معنای خیانت فیزیکی نیست. راس خاطرنشان می‌کند: «پنهان کردن چیزی و پنهان‌کاری، خیانت عاطفی است. ممکن است از طریق فیس‌بوک با یک عشق قدیمی دوباره ارتباط برقرار کنید و فکر کنید،  ما فقط داریم همدیگر را می‌بینیم؛ این بی‌ضرر است.  اما ناگهان، قضیه فراتر از این حرف‌ها می‌شود.»برای مشاوره رابطه عاطفی در تهران با گروه ویان تماس بگیرید

 

چطور بفهمیم از خط قرمز عبور کرده‌ایم؟ این کار کمی دشوار است. ایمی مک‌منوس، درمانگر ازدواج و خانواده ساکن لس‌آنجلس، می‌گوید: «خیانت برای افراد مختلف معانی مختلفی دارد. مهم این است که طرفین در رابطه خود تعریف مشترک و مورد توافقی از وفاداری داشته باشند.»

 

اگر وسوسه می‌شوید که رابطه‌تان را تغییر دهید، بهتر است همین الان به مشاوره مراجعه کنید تا اینکه بعداً با عواقب آن روبرو شوید. و اگر یکی از زوجین قبلاً رابطه نامشروع داشته است، قطعاً راهی برای بازگشت وجود دارد. سالتز می‌گوید حدود یک سوم زوج‌های متأهل از رابطه نامشروع جان سالم به در می‌برند، اما به طور کلی، آنها کسانی هستند که برای درمان مراجعه می‌کنند و تمام تلاش خود را برای نجات پیوندشان می‌کنند. راس خاطرنشان می‌کند که در واقع، «رابطه نامشروع اغلب انگیزه‌ای برای مقابله با چیزهایی است که سال‌ها از آنها اجتناب شده است».

 

۴. شما (زیاد) سر سیاست دعوا می‌کنید

مشکلات زناشویی، ناراحتی زوج روی تخت
گتی ایمیجز

سیاست ممکن است دوستان عجیبی پیدا کند، اما وقتی شما و شریک زندگی‌تان در دو سوی طیف سیاسی هستید، می‌تواند به نبردهای نسبتاً بحث‌برانگیزی نیز منجر شود. در واقع، در این دوران تفرقه‌انگیز، گفتنِ «موافق بودن یا نبودن» آسان‌تر از انجام دادن آن است. یک نظرسنجی منتشر شده در سال ۲۰۱۶ از ویکفیلد ریسرچ، یک شرکت نظرسنجی مستقر در آرلینگتون، ویرجینیا، نشان داد که از هر ۱۰ زوج (متأهل یا مجرد) یک نفر به دلیل اختلاف نظر بر سر سیاست، به روابط خود پایان داده است.

 

تریسی راس، درمانگر زوج و خانواده ساکن نیویورک، می‌گوید: «زوج‌درمانی می‌تواند به شما یاد بدهد که بدون اینکه بحث به بحثی مسموم تبدیل شود، در مورد مسائل صحبت کنید.» این کار با داشتن «گفتگویی متفاوت از گفتگویی که شما و همسرتان در خانه دارید، انجام می‌شود. این به شما کمک می‌کند تا حرف‌های یکدیگر را بشنوید، بنابراین امیدواریم که فقط از همان کلیشه‌های تکراری پیروی نکنید.»

 

یکی از تکنیک‌هایی که راس استفاده می‌کند، گوش دادن فعال است. نحوه کار: یک گوینده و یک شنونده وجود دارد. یک تایمر تنظیم می‌شود - مثلاً برای حدود دو دقیقه - و گوینده در مورد باورها و احساسات خود صحبت می‌کند. شریک زندگی آنها باید گوش دهد، توجه کاملی به او نشان دهد و آنچه را که می‌شنود بدون قضاوت تکرار کند. سپس این دو نقش خود را عوض می‌کنند. راس می‌گوید: «چیز قدرتمندی در شنیده شدن وجود دارد. شما به طور متفاوتی گوش می‌دهید و شریک زندگی شما می‌تواند آن گشودگی را احساس کند.»

 

همچنین مهم: تلاش برای یافتن زمینه‌های مشترک. اگرچه شما و شریک زندگی‌تان ممکن است دیدگاه‌های سیاسی متفاوتی داشته باشید، اما احتمالاً اهداف و ارزش‌هایی وجود دارد که با هم مشترک هستید. کاترین هرتلین، استاد برنامه زوج‌درمانی و خانواده‌درمانی در دانشکده پزشکی دانشگاه نوادا، لاس وگاس، می‌گوید: «گاهی اوقات، وقتی زوج‌ها برای درمان می‌آیند، اصرار می‌کنند که 'ما هیچ ارزش مشترکی نداریم'. من به آنها می‌گویم، 'این مزخرف است. اگر ارزش‌های مشترکی نداشتید، نمی‌توانستید با هم باشید.'»

 

او می‌گوید، روان‌درمانی به شما کمک می‌کند تا لایه‌های اختلاف را کنار بزنید تا هر دو به آن وجه مشترک برسید.

 

۵. شما بحث‌های بی‌فایده و آزاردهنده‌ی زیادی دارید

 

همه ما روش‌های متفاوتی برای مدیریت اختلافات داریم. برخی از ما در مواجهه و رویارویی پیشرفت می‌کنیم؛ برخی دیگر وقتی اوضاع داغ می‌شود، عقب‌نشینی می‌کنیم. و سپس انواع منفعل-پرخاشگر وجود دارند. جر و بحث‌های شدید می‌توانند اشک و احساسات جریحه‌دار شده را به جا بگذارند، اما مشاجره مکرر می‌تواند به همان اندازه مخرب باشد. راس می‌گوید: «زوج‌ها در یک چرخه تکراری قرار می‌گیرند. این همان بحث تکراری است.»

 

وودسفلو توضیح می‌دهد که بحث به خودی خود چیز بدی نیست؛ بلکه نحوه‌ی برخورد افراد با این اختلاف است که می‌تواند آن را ناسالم کند. به عبارت دیگر: لزوماً آنچه می‌گویید مهم نیست، بلکه نحوه‌ی بیان آن مهم است. او می‌گوید: «این می‌تواند انتقاد یا شکایت، کنایه یا کلمات بی‌رحمانه یا سوءاستفاده‌ی کلامی مانند فحاشی یا فریاد زدن باشد.»

 

زوج درمانی به شما یاد می‌دهد که چگونه اختلافات را به روشی سالم - منطقی و محترمانه - حل کنید. وودسفلو می‌گوید نحوه شروع مکالمه بسیار مهم است. بنابراین به جای اینکه چیزی تحریک‌آمیز مانند «چرا این کار را کردی؟» را مطرح کنید، لحنی دلگرم‌کننده‌تر مانند «کمکم کن بفهمم چرا این‌طور احساس می‌کنی» را امتحان کنید. ضمایر را عوض کنید، به جای «تو» (مثلاً «  تو همیشه این کار را می‌کنی »)، که طرف مقابل را در حالت دفاعی قرار می‌دهد، از ضمیر اول شخص استفاده کنید ( مثلاً «احساس می‌کنم حرف‌هایم را نمی‌شنوی »).

 

از کلمات «همیشه» و «هرگز» دوری کنید. و سالتز توصیه می‌کند گذشته را بیرون نکشید. «چیزی که می‌خواهید در موردش صحبت کنید، اتفاقات اخیر است.»

روانشناس زن یا مرد؟ کدامیک برای مشاوره گرفتن بهتر است؟

۴۵ بازديد
این یک سوال مهم است که هر فردی که به دنبال درمان است، باید هنگام تلاش برای پیدا کردن یک درمانگر یا تراپیست از خود بپرسد. همچنین بسیار مهم است که هنگام جستجوی یک درمانگر ذهن خود را باز نگه دارید و بر کلیشه‌های جنسیتی غلبه کنید. مردان و زنان می‌توانند از خدمات درمانی یک درمانگر مرد به اندازه‌ یک درمانگر زن بهره‌مند شوند. ممکن است متخصص پذیرش شما حتی توصیه کند که همزمان با یک درمانگر مرد و یک درمانگر زن کار کنید یا به صورت نوبتی آن‌ها را تغییر دهید.
 
در ادامه توضیح می دهیم که روانشناس مرد برای شما بهتر است یا روانشناس زن؟

 

شیوه برگزاری هم فرق دارد؟
قبل از بررسی تفاوت‌های مشاوره با روانشناس زن یا مرد باید بگوییم در بیشتر موضوعات شیوه برگزاری تاثیری بر کیفیت نهایی مشاوره ندارد. اینکه مشاوره حضوری باشد یا غیرحضوری به انتخاب شما، موضوع مشاوره و شرایط دیگر ارتباط دارد. مثلا به دلیل ایجاد زیر ساخت‌های لازم افراد زیادی تمایل به مشاوره تلفنی پیدا کرده اند که اتفاقا بسیار موثر است و پیشنهاد می شود.

تفاوت‌های بین طرز فکر مردان و زنان
مردان به طور متفاوتی از زنان فکر می‌کنند و زنان نیز به طور متفاوتی از مردان فکر می‌کنند. این همان چیزی است که طبیعت ما را شکل داده و در واقع یک طراحی بسیار هوشمندانه است. مردان و زنان با نقاط قوت و ضعف خود همکاری می‌کنند تا یک واحد بهتر را تشکیل دهند.

زنان تمایل دارند الگوهای فکری مشابهی داشته باشند در حالی که مردان تمایل دارند الگوهای فکری مخالف را به اشتراک بگذارند. این امر منجر به دو دیدگاه متمایز برای هر مساله می شود، یک دیدگاه جانبی و یک دیدگاه از بالا. درست همانطور که شما می توانید یک نقاشی دو بعدی (دو بعدی) را به یک نقاشی سه بعدی (سه بعدی) با یک پرسپکتیو اضافی تبدیل کنید، شما می توانید مشکلات و راه حل های آن ها را با یک پرسپکتیو دیگر به وضوح ببینید.

ترجیحات جنسیتی برای درمانگران
معمولاً یک فرد قبل از شروع جستجو برای یافتن درمانگران، یک جنسیت مورد نظر برای درمانگر خود در ذهن دارد. در ابتدا، بیماران درباره جنسیت درمانگری که می‌خواهند با او ملاقات کنند، بسیار قاطع هستند: مرد یا زن. اغلب، بیماران همچنین به شدت تأکید دارند که نمی‌خواهند درمانگران دید جنسیت خاصی به آنها داشته باشند.

آیا مردان باید با درمانگر مرد و زنان با درمانگر زن ملاقات کنند؟
این یک نظر رایج و پیش‌فرض است که زنان باید به طور خودکار با یک درمانگر زن ملاقات کنند و مردان باید با یک درمانگر مرد. این موضوع درست نیست و در برخی موارد، تطبیق بیمار و درمانگر تنها بر اساس جنسیت می‌تواند منجر به عدم تطابق با مشاور یا درمانگر شما شود.

در مواردی مانند آسیب‌های جنسی، اختلالات جنسی و سایر موضوعات حساس، جنسیت درمانگر ممکن است در تصمیم‌گیری درباره اینکه کدام درمانگر برای شما بهترین است، تأثیر بیشتری داشته باشد. با این حال، متخصصان پذیرش بیماران فراتر از بسیاری از کلیشه‌های جنسیتی و فرهنگی می‌بینند و بر تخصص‌ها و تجربه‌های درمانی تمرکز می‌کنند.

مزایای درمانگر زن در درمان
زنان (به طور کلی) از نظر احساسی بیشتر از مردان می‌توانند دیدگاه خود را درباره نگرانی‌های شما از جنبه احساسی بیان کنند، در حالی که مردان بیشتر منطقی فکر می‌کنند و از دیدگاه منطقی (برای خودشان) یک دیدگاه مکانیکی ارائه می‌دهند. این‌ها دیدگاه‌های بسیار کلی هستند و خودشان کلیشه‌های جنسیتی محسوب می‌شوند؛ هر درمانگر دیدگاه، تجربیات و تحصیلات منحصر به فرد خود را به جلسه درمانی می‌آورد و تعهد آن‌ها باید همیشه فراتر از جنسیت و یا کلیشه‌های اولیه خود باشد.

چرا زنان باید به ملاقات درمانگر مرد فکر کنند؟
بسیاری از بهترین مشاوره‌هایی که زنان دریافت کرده‌اند، از مردان بوده است و به همین ترتیب، بهترین مشاوره‌هایی که مردان دریافت کرده‌اند نیز غالباً از زنان آمده است. زنان بیشتر اوقات مشکلات خود را از دیدگاه دو بعدی (FLAT) خود می‌بینند، اما می‌توانند مشکلات و نگرانی‌های خود را از یک دیدگاه دوم با نظر درمانگر مرد مشاهده کنند.

با استفاده از این دیدگاه برای درک هر دو طرف، زنان بهتر می‌توانند راه‌حل‌های خود را برای مشکلات روانی و عاطفی پیدا کنند. به همین ترتیب، همین فرآیند می‌تواند برای مردانی که با مشاوران زن کار می‌کنند نیز اتفاق بیفتد.

چرا مردان باید به ملاقات درمانگر زن فکر کنند؟
مردان باید برای مسائل عاطفی و روانی خود به درمانگر زن مراجعه کنند تا دیدگاه متفاوتی از نگرانی‌های خود به دست آورند. اغلب، اولین جلسه با یک درمانگر زن می‌تواند دیدگاه زنانه‌ای را درباره مشکلاتشان به مردان نشان دهد. این دیدگاه جدید می‌تواند موفقیت‌های بهتر و سریعتری در درمان ارائه دهد که ممکن است بدون دیدگاه منحصر به فرد یک درمانگر زن به دست نیاید.

مشکلات روابط در مردان در مقایسه با زنان
در درمان و مشاوره برای روابط و روابط جنسی و صمیمی، مردان تمایل دارند که فقط بخواهند مسائل را با یک مرد دیگر مطرح کنند. برعکس، زنان به طور طبیعی تمایل دارند که رازهای جنسی و روابط خود را فقط با یک زن دیگر در میان بگذارند. این موضوع ناشی از استانداردهای اجتماعی ماست. در جامعه، از مردان انتظار می‌رود و به آن‌ها آموزش داده می‌شود که مسائل صمیمیت و روابط یکدیگر را در گروهی از مردان بحث و یاد بگیرند، در حالی که زنان تشویق می‌شوند که بحث‌های خود را درون گروه جنسیتی خود نگه دارند.

روابط بر پایه پیوند تفاوت‌ها ساخته می‌شوند
روابط بر پایه پیوند تفاوت‌ها و شباهت‌ها شکل می‌گیرند. شما با تفاوت‌ها و شباهت‌های یکدیگر آشنا می‌شوید. شما و شریک زندگی‌تان شخصیت‌های خود را با هم ترکیب می‌کنید و رابطه‌تان بخشی از وجود شما می‌شود. نگاهی به روابط خود و تشخیص مشکلات آن به اندازه نگاهی به خود و تشخیص نقص‌های خود دشوار است. به همین دلیل است که معمولاً برای مشکلات رابطه‌مان به نظرات دوستان‌مان رجوع می‌کنیم.

پذیرش یکتایی فرهنگی در درمانگر خود
همان‌طور که باید ایده درمانگری از جنسیت مخالف را پذیرا باشید، باید به تفاوت‌های فرهنگی که شما و درمانگرتان به اشتراک می‌گذارید نیز بپذیرید. حتی اگر در یک رابطه هستید، می‌توانید از دیدگاه فردی در یک رابطه LGBTQ+ بهره‌مند شوید، همان‌طور که زوج‌های همجنس‌گرا، گی و لزبین می‌توانند از دیدگاه یک مرد یا زن hetero********ual بهره ببرند.

همان‌طور که شما باید پذیرای ایده یک درمانگر از جنس مخالف باشید، باید آشکارا تفاوت های فرهنگی خود و درمانگرتان را بپذیرید. حتی اگر شما در یک رابطه دگرجنس گرایانه باشید، می توانید از دیدگاه یک فرد در یک رابطه LGBTQ+ بهره مند شوید، همان طور که زوج های عجیب، همجنس‌گرا می‌توانند از دیدگاه یک مرد یا زن دگرجنس‌گرا بهره مند شوند.

همه مردم پس زمینه‌های منحصر به فردی دارند و زمانی که افراد با پس زمینه های مختلف دور هم جمع می شوند و به سادگی صحبت می کنند، زمانی است که جادوی بشریت اتفاق می افتد. یک نفر از ساحل شرقی می‌تواند از دیدگاه یک فرد از ساحل غربی یاد بگیرد، مسیحیان می توانند از فرهنگ و دیدگاه ادیان درس بگیرند و…
با ذهن باز به جستجوی درمانگر بپردازید

بهترین توصیه ما این است به درمانگری که جنسیت مشابه شما ندارد، با ذهن باز نگاه کنید، به‌ویژه در زمینه‌های درمان عاطفی، روانی و صمیمی. پیشرفت‌ها در درمان زمانی اتفاق می‌افتند که مشکلات خود را از دیدگاه متفاوتی ببینید و قادر باشید اقداماتی برای حل آن‌ها انجام دهید. دستیابی به پیشرفت‌ها دشوارتر است اگر فقط در منطقه امن خود باقی بمانید و نتوانید مشکل خود را از زوایای مختلف مشاهده کنید.

مهم است که شما به پس‌زمینه و ویژگی‌های درمانگر خود با ذهن باز نگاه کنید، همان‌طور که برای آن‌ها نیز مهم است که به پس‌زمینه و ویژگی‌های شما با ذهن باز نگاه کنند. قبل از خرید مشاوره با روانشناس از میزان تحصیلات او، داشتن مجوز از سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران اطمینان حاصل کنید. متاسفانه تعداد روانشناس‌‌نماهای زرد هر روز بیشتر می‌شود و مردم از این افراد آسیب های زیادی دیده اند!

 

طول درمان افسردگی چقدر است؟

۳۸ بازديد

افسردگی چیست و چرا درمان آن مهم است؟

افسردگی حالتی فراتر از غم و اندوه معمولی است. این اختلال با علائمی مانند بی‌انرژی بودن، کاهش علاقه به فعالیت‌ها و افکار منفی همراه است. اگر درمان نشود، می‌تواند به مشکلات جدی‌تری منجر شود. درمان افسردگی نه‌تنها کیفیت زندگی را بهبود می‌بخشد، بلکه از عوارض بلندمدت جلوگیری می‌کند. افرادی که به‌موقع اقدام می‌کنند، شانس بیشتری برای بهبودی کامل دارند. هرچه زودتر شروع کنید، نتایج بهتری خواهید دید. تشخیص دقیق اولین گام در درمان است. روانشناسان و روان‌پزشکان با ارزیابی علائم، برنامه درمانی مناسب را پیشنهاد می‌دهند. این برنامه ممکن است شامل مشاوره، دارو یا روش‌های نوین باشد. انتخاب روش به شدت بیماری و شرایط فرد بستگی دارد.

طول درمان افسردگی چقدر است؟

طول درمان افسردگی به عوامل متعددی بستگی دارد. شدت بیماری، نوع درمان و پاسخ فرد به روش‌های درمانی از مهم‌ترین عوامل هستند. به طور کلی، بهبودی ممکن است چند هفته تا چند ماه طول بکشد. برای درمان افسردگی خفیف، گاهی ۶ تا ۱۲ هفته درمان کافی است. در موارد شدیدتر، ممکن است ماه‌ها یا حتی سال‌ها نیاز به مراقبت باشد. صبر و پایبندی به درمان کلید موفقیت است.

عوامل مؤثر بر طول درمان

طول درمان افسردگی به عوامل متعددی بستگی دارد. شدت افسردگی، نوع آن (مانند افسردگی دوقطبی یا افسردگی اساسی)، سابقه خانوادگی، وضعیت جسمی، حمایت اجتماعی و روش درمانی انتخاب‌شده، همگی در مدت درمان نقش مهمی دارند. به‌طور کلی، درمان‌های روان‌درمانی مانند مشاوره روانشناسی برای افسردگی ممکن است بین چند ماه تا یک سال طول بکشند. اما روش‌های نوینی چون نوروفیدبک یا تحریک مغزی می‌توانند در مدت‌زمان کوتاه‌تری تأثیر خود را نشان دهند. سه عامل زیر از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر طول درمان افسردگی هستند.

  • شدت علائم: افسردگی خفیف سریع‌تر بهبود می‌یابد.
  • همکاری بیمار: پایبندی به جلسات و توصیه‌ها ضروری است.
  • روش درمانی: برخی روش‌ها مانند rTMS نتایج سریع‌تری دارند.

درمان مداوم و پیگیری منظم نتایج بهتری به همراه دارد. قطع زودهنگام درمان می‌تواند خطر بازگشت علائم را افزایش دهد. مشاوره با متخصص به تنظیم برنامه درمانی کمک می‌کند.


 

 

سریع‌ترین درمان افسردگی چیست؟

سریع‌ترین درمان افسردگی به نیازها و شرایط هر فرد بستگی دارد. درمان‌های سنتی مانند دارو و روان‌درمانی زمان‌بر هستند، اما در سال‌های اخیر روش‌هایی معرفی شده‌اند که سرعت بهبودی را افزایش داده‌اند. روش‌های نوین مانند rTMS و tDCS می‌توانند نتایج سریعی ارائه دهند. این روش‌ها معمولاً در کنار مشاوره استفاده می‌شوند. مشاوره روانشناسی برای افسردگی نیز می‌تواند اثرات فوری داشته باشد. جلسات منظم به فرد کمک می‌کند تا الگوهای فکری منفی را تغییر دهد. ترکیب چند روش اغلب بهترین نتیجه را می‌دهد. برخی از روش‌ها در کنار سریع بودن تاثیر شگفت‌انگیزی دارند. دو فاکتور سرعت و تاثیر زیاد فاکتورهایی هستند که هرکسی در درمان به دنبال آن است.

روش‌های سریع و مؤثر

  • rTMS : تحریک مغناطیسی مغز که نوعی تحریک مغناطیسی غیرتهاجمی است، در چند هفته اثر می‌کند.
  • tDCS : تحریک الکتریکی ملایم یک روش تحریک الکتریکی مغز است که اغلب در ترکیب با روان‌درمانی به کار می‌رود و نتایج قابل‌توجهی دارد.
  • نوروفیدبک: تنظیم امواج مغزی برای کاهش علائم افسردگی به کار می‌رود. این روش به بازآموزی فعالیت‌های مغزی کمک می‌کند و اغلب بعد از ۱۰ تا ۲۰ جلسه نتایج اولیه آن مشاهده می‌شود.

روش‌های غیر دارویی برای افرادی که به دارو حساسیت دارند، ایده‌آل هستند. این روش‌ها عوارض کمتری دارند و به‌سرعت عمل می‌کنند. انتخاب روش مناسب نیازمند ارزیابی تخصصی است. این روش‌ها با دستگاه‌های پیشرفته و تیم تخصصی در حال اجرا هستند.

آیا درمان افسردگی بدون دارو امکان‌پذیر است؟

بسیاری از بیماران به‌دلیل عوارض جانبی داروهای ضدافسردگی تمایل دارند از روش‌های غیر دارویی استفاده کنند. درمان افسردگی بدون دارو یکی از گزینه‌های محبوب است. روش‌هایی مانند نوروفیدبک، rTMS و tDCS بدون نیاز به دارو مؤثر هستند. این روش‌ها بر تنظیم فعالیت مغز تمرکز دارند. در چنین شرایطی، رویکردهای زیر پیشنهاد می‌شود:

  • روان‌درمانی (CBT): در شناخت افکار منفی و اصلاح آن‌ها مؤثر است.
  • نوروفیدبک: بدون استفاده از دارو و با تمرکز بر تنظیم امواج مغزی افسردگی را درمان می‌کند.
  • رژیم غذایی مناسب: مصرف امگا ۳، منیزیم و ویتامین D تاثیر زیادی در درمان افسردگی دارد.
  • فعالیت فیزیکی منظم: تأثیر ورزش بر درمان افسردگی در تحقیقات زیادی ثابت شده است.

مشاوره روانشناسی به عنوان روشی غیرتهاجمی نقش کلیدی در درمان غیر دارویی دارد. رویکردهایی مانند درمان شناختی-رفتاری (CBT) به تغییر الگوهای ذهنی کمک می‌کنند. این روش برای بسیاری از بیماران کافی است.

مزایای درمان افسردگی بدون دارو

  1. کاهش عوارض جانبی مانند خواب‌آلودگی یا افزایش وزن.
  2. مناسب برای افرادی که نمی‌توانند دارو مصرف کنند.
  3. اثرات پایدارتر در بلندمدت.

نوروفیدبک به‌ویژه برای تنظیم امواج مغزی مؤثر است. این روش به مغز آموزش می‌دهد تا بهتر عمل کند. با جلسات منظم، بیماران بهبود چشمگیری تجربه می‌کنند.

درمان افسردگی با نوروفیدبک چگونه است؟

نوروفیدبک یک روش پیشرفته برای درمان افسردگی است. این تکنیک با اندازه‌گیری امواج مغزی و آموزش مغز به بهبود عملکرد کمک می‌کند. جلسات معمولاً ۳۰ تا ۴۵ دقیقه طول می‌کشند. بیماران در طول جلسات درمان افسردگی با نوروفیدبک بازخورد زنده از فعالیت مغزی خود دریافت می‌کنند. این بازخورد به آن‌ها کمک می‌کند تا الگوهای ناسالم را اصلاح کنند. نوروفیدبک برای افسردگی خفیف تا متوسط بسیار مؤثر است. نتایج نوروفیدبک گاهی پس از چند جلسه قابل‌مشاهده است. این روش غیرتهاجمی است و عوارضی ندارد. با ادامه جلسات، بیماران احساس بهتری پیدا می‌کنند.

درمان افسردگی با tDCS چیست؟

tDCS یا تحریک الکتریکی مغز یک روش نوین است. این تکنیک با استفاده از جریان ضعیف، نواحی خاصی از مغز را تحریک می‌کند. درمان افسردگی با tDCS برای درمان افسردگی مقاوم به درمان مناسب است. جلسات tDCS کوتاه و بدون درد هستند. بیماران معمولاً ۲۰ تا ۳۰ دقیقه تحت درمان قرار می‌گیرند. اثرات مثبت این روش اغلب پس از چند هفته ظاهر می‌شوند.

مزایای tDCS:

  • غیرتهاجمی و بدون نیاز به بیهوشی.
  • قابل‌استفاده در کنار سایر روش‌های درمانی.
  • بهبود خلق‌وخو و کاهش اضطراب.

این روش به‌ویژه برای افرادی که به دارو پاسخ نمی‌دهند، مناسب است. tDCS می‌تواند به‌سرعت علائم را کاهش دهد. مشاوره با متخصص برای تنظیم تعداد جلسات ضروری است.

درمان افسردگی با rTMS چگونه عمل می‌کند؟

rTMS یا تحریک مغناطیسی مغز یکی از سریع‌ترین روش‌های درمان افسردگی است. این روش با ارسال پالس‌های مغناطیسی به نواحی خاص مغز عمل می‌کند. بیماران معمولاً در چند هفته بهبود را احساس می‌کنند. جلسات درمان افسردگی با rTMS حدود ۲۰ تا ۴۰ دقیقه طول می‌کشد. این روش غیرتهاجمی است و نیازی به بیهوشی ندارد. همچنین عوارض آن بسیار کم و موقتی هستند. rTMS برای درمان افسردگی شدید و مقاوم به درمان بسیار مؤثر است. در این روش بیماران گزارش می‌دهند که انرژی و انگیزه آن‌ها افزایش می‌یابد. پیگیری جلسات برای حفظ نتایج ضروری است.

طول درمان افسردگی دوقطبی چقدر است؟

افسردگی دوقطبی با دوره‌های افسردگی و شیدایی همراه است. درمان آن پیچیده‌تر از افسردگی معمولی است و نیاز به برنامه‌ریزی دقیق دارد. طول درمان افسردگی دوقطبی به شدت علائم و پاسخ بیمار بستگی دارد. معمولاً ترکیبی از دارو، مشاوره و روش‌های غیر دارویی استفاده می‌شود. بهبودی ممکن است چند ماه تا چند سال طول بکشد. پایداری درمان برای جلوگیری از عود ضروری است

نکات مهم در درمان افسردگی دوقطبی

  • داروهای تثبیت‌کننده خلق اغلب استفاده می‌شوند.
  • مشاوره منظم به مدیریت دوره‌های شیدایی کمک می‌کند.
  • روش‌های مانند rTMS می‌توانند علائم افسردگی را کاهش دهند.

پیگیری طولانی‌مدت کلید مدیریت این اختلال است. همکاری نزدیک با روان‌پزشک نتایج بهتری به همراه دارد. بیماران باید به برنامه درمان افسردگی پایبند باشند.

درمان اضطراب چقدر طول می‌کشد؟

گرچه تمرکز این مقاله بر افسردگی است، اما بسیاری از مبتلایان به افسردگی هم‌زمان دچار اضطراب نیز هستند. مدت درمان اضطراب معمولاً کمتر از افسردگی است. اضطراب و افسردگی اغلب همراه هم ظاهر می‌شوند. درمان اضطراب ممکن است چند هفته تا چند ماه طول بکشد. روش‌های درمانی مشابه افسردگی برای اضطراب نیز مؤثر هستند. ذهن‌آگاهی، مشاوره شناختی-رفتاری، تمرینات تنفس عمیق، مشاوره روانشناسی، نوروفیدبک و tDCS از روش‌های رایج هستند. این روش‌ها به کاهش علائم اضطراب و بهبود آرامش کمک می‌کنند. جلسات منظم نتایج پایداری به همراه دارند. شدت اضطراب بر طول درمان تأثیر می‌گذارد. اضطراب خفیف سریع‌تر بهبود می‌یابد، اما موارد شدید نیاز به زمان بیشتری دارند. ترکیب روش‌های درمانی بهترین نتیجه را می‌دهد.

نقش مشاوره روانشناسی در درمان افسردگی

مشاوره روانشناسی یکی از مؤثرترین روش‌ها برای درمان افسردگی است. روانشناس نقش کلیدی در شناسایی الگوهای فکری منفی، تغییر نگرش فرد نسبت به خود و دنیای اطراف و آموزش راهکارهای مقابله با مشکلات دارد. درمان شناختی-رفتاری (CBT) یکی از محبوب‌ترین رویکردها است. این روش بر اصلاح رفتارها و افکار تمرکز دارد. در این روش درمانی، بیماران یاد می‌گیرند چگونه با چالش‌ها مقابله کنند، روابط اجتماعی خود را بهبود دهند و به زندگی هدفمندتری دست یابند.

مزایای مشاوره روانشناسی

  • ایجاد فضایی امن برای بیان احساسات.
  • یادگیری مهارت‌های مقابله با استرس.
  • بهبود روابط و اعتمادبه‌نفس.

یافتن بهترین روانشناس در تهران می‌تواند روند درمان را تسریع کند. روانشناسان باتجربه برنامه‌ای متناسب با نیازهای شما طراحی می‌کنند. این روش برای همه انواع افسردگی مناسب است.

چگونه بهترین روش درمان افسردگی را انتخاب کنیم؟

انتخاب روش درمان افسردگی به عوامل مختلفی بستگی دارد. شدت افسردگی، ترجیحات شخصی و توصیه متخصص از جمله این عوامل هستند. ارزیابی اولیه توسط روانشناس یا روان‌پزشک ضروری است. روش‌های غیر دارویی مانند نوروفیدبک و rTMS برای بسیاری جذاب هستند. این روش‌ها عوارض کمتری دارند و نتایج سریعی ارائه می‌دهند. مشاوره درمان افسردگی نیز همیشه یک گزینه عالی است. صحبت با متخصص به شما کمک می‌کند تا بهترین مسیر را انتخاب کنید. هر فرد شرایط منحصربه‌فردی دارد و درمان باید شخصی‌سازی شود. پایبندی به برنامه درمانی کلید موفقیت است.

مشاوره درمان افسردگی روانشناسی یا دارو؟

بسیاری از بیماران نمی‌دانند آیا باید دارو مصرف کنند یا با روانشناس مشورت نمایند. پاسخ این است که بسته به شدت افسردگی، ترکیب هر دو بهترین نتیجه را می‌دهد. اما برای درمان افسردگی‌های خفیف تا متوسط، روان‌درمانی به‌تنهایی مؤثر است. 

آیا افسردگی قابل درمان کامل است؟

افسردگی یک بیماری مزمن اما قابل درمان است. بسیاری از بیماران با روش‌های صحیح و علمی به بهبودی کامل می‌رسند و کیفیت زندگی خود را بازیابی می‌کنند. کلید اصلی موفقیت در درمان، پیگیری مداوم، همکاری با درمانگر و انتخاب روش مناسب است. نتیجه‌گیری درمان افسردگی بیماری قابل‌درمانی است که با روش‌های مناسب می‌توان آن را مدیریت کرد. از مشاوره روانشناسی گرفته تا روش‌های نوین مانند rTMS و نوروفیدبک، گزینه‌های متعددی وجود دارد. مهم این است که قدم اول را بردارید و به درمان پایبند باشید. در کلینیک آرام، تیمی متشکل از روانشناسان، نوروتراپیست‌ها و مشاوران متخصص در کنار شما هستند تا بهترین مسیر درمانی را برایتان طراحی کنند. 

درمان افسردگی

افسردگی مانند سایه‌ای سنگین بر ذهن و بدن ما می‌افتد و گاهی باعث می‌شود احساس کنیم در تونلی تاریک بدون راه خروج گرفتار شده­ایم. درمان افسردگی با رویکردهای روانشناختی مانند شناخت‌درمانی رفتاری (CBT) به فرد اجازه می­دهد تا افکار منفی خود را شناسایی و اصلاح کند، در حالی که داروهای ضدافسردگی، تعادل شیمیایی مغز را باز می­گردانند. در برخی موارد خاص هم، استفاده همزمان از روان‌درمانی و دارودرمانی بهترین مسیر بهبود است.

ورزش منظم، خواب کافی، تغذیه متعادل و حتی تمرین‌های ذهن‌آگاهی در راستای کاهش علائم این بیماری معجزه می­کنند و تاثیر زیادی دارند.

مفهوم افسردگی

همه ما روزهایی را تجربه کرده‌ایم که احساس بی‌انگیزگی، خستگی یا غمگینی داشته‌ایم اما این حالات لزوما به معنای ابتلا به افسردگی نیستند. افسردگی یک اختلال خلقی جدی است که فراتر از یک ناراحتی موقتی عمل می‌کند و بر جنبه‌های مختلف زندگی فرد سایه می­اندازد.

طبق تعاریف علمی، وجه مشترک تمام اختلالات افسردگی احساس غم عمیق، پوچی و زودرنجی مداوم است. این احساسات همراه با تغییراتی در خواب، اشتها، تمرکز و انرژی رخ می‌دهند و در نتیجه عملکرد فرد در زندگی روزمره را مختل می‌کنند. تفاوت میان انواع افسردگی در مدت‌زمان، شدت و علت اصلی بروز آن نهفته است.

افرادی که به افسردگی دچار می‌شوند ممکن است نشانه‌های متفاوتی را تجربه کنند؛ برخی با افکار منفی و ناامیدی مداوم دست و پنجه نرم می‌کنند، در حالی که برخی دیگر بیشتر علائم جسمی مانند بی‌خوابی یا کاهش انرژی را نشان می‌دهند.

آمارها نشان می‌دهد که این بیماری بسیار شایع است؛ به‌گونه‌ای که از هر شش زن یک نفر و از هر هشت مرد یک نفر در طول زندگی خود به افسردگی دچار می‌شوند.

کی وقت اقدام برای درمان افسردگی است؟

اگر علائم غم، بی‌انگیزگی یا تغییرات چشمگیر در خواب، اشتها و انرژی آن‌قدر پایدار شد که بر کار، روابط یا کیفیت زندگی‌تان اثر گذاشت، وقت آن است که به فکر ارزیابی و درمان باشید. تعیین افسردگی و شدت آن توسط یک روانشناس یا روانپزشک انجام می‌شود و ارزیابی حرفه‌ای نخستین گام لازم برای انتخاب روش‌درمانی مناسب است.

چند نشانه مشخص که نشان می‌دهد باید هرچه زودتر به متخصص مراجعه کنید:

علامت‌ها بیش از دو هفته ادامه دارند یا پیوسته بدتر شده‌اند

فعالیت‌های روزمره و ارتباطات‌ شما مختل شده است.

 افکار خودکشی خودآزاری یا برنامه‌ریزی برای مرگ دارید

شدت و مدت علائم تعیین می‌کند درمان از چه سطحی شروع شود: برای افسردگی خفیف گاهی پایش فعال یا روان‌درمانی کوتاه‌مدت کفایت می‌کند اما در موارد متوسط تا شدید ترکیبی از دارودرمانی و روان‌درمانی یا ارجاع به متخصص روان‌پزشکی لازم است.

تمرین درمان وسواس فکری

۳۳ بازديد

 

نام دیگر وسواس فکر OCD می‌باشد و از علائم آن این است که برخی افکار ناخواسته به سراغ فرد آمده و او نمی‌تواند آنها را کنترل نماید. افرادی که دچار OCD می‌شوند افکار ناخواسته‌ای را تکرار می‌کنند. فردی که درگیر وسواس فکری می‌باشد در خصوص رفتارهای خود اختیاری نداشته و نیرویی درونی وی را وادار به این کار می‌کند که متأسفانه مشکل‌ساز می‌شود. قطعاً می‌توان با وسواس فکری مقابله کرد. 

 

با کمک‌گرفتن از یک مشاور فردی باتجربه و با انجام راهکارهای متفاوت قطعاً در درمان OCD موفق خواهیم بود. البته باید توجه داشت که پیش‌نیاز این درمان خواست و اراده فرد می‌باشد. برای درمان وسواس فکری باید دقت داشت تا حتی در روند درمان نیز وسواس نداشته باشیم. برخی افراد پس از مراجعه به درمانگر و دریافت فهرست تمرین درمان، آن را به‌صورت وسواس‌گونه‌ای انجام می‌دهند. درصورتی‌که تمرین‌ها را باید بر اساس نیرو و انرژی خود انجام دهیم. بعد از جلسه اول معمولاً لیست تمرین به بیمار داده می‌شود. بهتر است روند تمرین با نظارت مشاور انجام شود تا از نتیجه مطلوب محروم نشویم.

راه‌های درمان وسواس

امروزه راه‌های مختلفی برای درمان شناخته شده است. اگر درمان به‌موقع انجام نشود باعث بروز مشکلات عدیده‌ای در زندگی فرد می‌شود. مشکلاتی نظیر انزوا و گوشه‌گیری از تبعات عدم درمان وسواس می‌باشد. بهتر است در کنار روش‌های مختلف درمان وسواس، از روش‌های خودیاری نیز استفاده شود. برخی از این روش‌ها را با هم مرور می‌کنیم:

  • روش اول: فعالیت بدنی و ورزش منظم تأثیر مثبتی در روند درمان دارد. تمرینات ورزشی روزانه بهتر است چند نوبت در روز انجام شود. مثلاً پنج تایم 10 دقیقه‌ای.
  • روش دوم: با دیگران ارتباط داشته باشیم. تنهایی وسواس را تشدید می‌کند. ارتباط با خانواده و یا دوستان و بیان مشکلات می‌تواند تا حدودی مشکل وسواس را درمان نماید.
  • روش سوم: میزان خواب و استراحت باید به میزان کافی باشد.
  • روش چهارم: ورزش‌های یوگا، مدیتیشن و….تکنیک‌های مناسبی در درمان فشارهای ذهنی وسواس می‌باشند.

باید توجه داشت که ضربه‌های روحی نقش به سزایی در ایجاد وسواس ذهنی دارند.

درمان وسواس فکری

وسواس فکری در زنان و مردان به یک اندازه روی می‌دهد؛ اما  این وسواس عموماً در مردان از سنین پایین‌تری اتفاق می‌افتد. به دلیل ترس از قضاوت دیگران  و همچنین شرم و خجالت، درمان به تأخیر می‌افتد. وسواس فکری نتیجه اغراق در روند طبیعی روان‌شناختی می‌باشد، اما قطعاً قابل‌درمان می‌باشد و درمان رابطه مستقیمی به میزان تأثیر آن بر زندگی افراد دارد. برای درمان وسواس فکری:

  1. درمان از طریق روان‌شناختی: برخی از درمان‌ها کمک می‌کند بدون اجبار، با افکار وسواسی خود روبرو شویم. باید با درمانگر خود همکاری نماییم تا بتوانیم مشکلات را به دسته‌های جداگانه تفکر، احساسات و… طبقه‌بندی نماییم. درمانگر کمک می‌کند تا بیمار بدون ازبین‌بردن ترس و افکار وسواسی با آنها روبرو شود. بیمار قبل از پرداختن به افکار سخت‌تر، به مواردی می‌پردازد که حداقل اضطراب را دارد.
  2. دارو: دارویی که درمانگر تجویز می‌کند از نوع ضدافسردگی می‌باشد که می‌تواند با تغییر تعادل شیمیایی در مغز به بهبود بیمار کمک نماید. برای اختلال وسواس خفیف یک دوره کوتاه درمان توصیه می‌شود. اما اگر وسواس فکری شدت زیادی داشته باشد قاعدتاً طول دوره درمان طولانی‌تر می‌باشد.

درهرصورت امکان دارد مدت زیادی طول بکشد تا تأثیر درمان داروهای افسردگی مشاهده شود.

درمان وسواس تقارن

وسواس تقارن یا وسواس قرینه یکی از انواع شایع وسواس می‌باشد که موجب صدمات جسمی و روحی می‌شود. این وسواس در اوایل سنین کم بروز می‌کند و معمولاً دیگران آن را تأیید می‌کنند؛ زیرا از دید بزرگ‌ترها این بیماری از فرزندشان فردی منظم و مرتب می‌سازد. افرادی که دچار وسواس تقارن می‌شوند بر روی نحوه قرارگرفتن اجسام حساس هستند و در مواردی که اجسام نامرتب بر سر جای خود قرار داشته باشند دچار ناراحتی و حساسیت می‌شوند. این افراد حتی نسبت به دستخط‌هایی که مرتب نوشته نشده باشند حساسیت دارند. در بیماری قرینگی یا تقارن، فرد زمان زیادی را صرف مرتب نمودن اجسام می‌کند. این افراد گاهی دچار خرافات نیز می‌شوند به طور مثال عنوان می‌کنند اگر وسایل مرتب سر جای خود قرار نگیرد مادرم تصادف می‌کند! جالب است این فرد با علم به اینکه تفکرش مضحک می‌باشد، اما باز اصرار بدان دارد. گاهی ابتدایی‌ترین وسواس‌ها به مسائل بزرگ و پیچیده تبدیل خواهد شد. افرادی که دچار وسواس تقارن می‌شوند باید هرچه سریع‌تر به روانپزشک یا روان‌شناس مراجعه نمایند. به روش‌های زیر می‌توان اقدام به درمان وسواس قرینگی کرد:

  • درمان شناختی – رفتاری: این روش درمان، روشی گفتاری می‌باشد که به بیمار کمک می‌کند تا علت‌های فکری که این بیماری را تغذیه می‌کند را شناسایی نماید. پس از اینکه این الگوها و علت‌ها مشخص شد به بیمار کمک می‌شود تا  با آنها مقابله نموده و آنها را مرتفع نماید.
  • درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن‌آگاهی: در این روش به بیمار آموزش داده می‌شود که افکار مزاحم هیچ تسلطی بر آنها ندارد و تنها زمانی که به آنها پاسخ داده شود این افکار پررنگ و همچنین ترس‌ها تقویت خواهند شد. فن ذهن‌آگاهی شامل تمرینات تنفسی، مدیتیشن و تجسم هدایت شده می‌باشد.

درمان وسواس ترس از بیماری

یکی از انواع مشکلات اضطراب، ترس از بیماری می‌باشد. در این اختلال فرد بدون اینکه هیچ علائم بیماری داشته باشد از بیمار شدن هراس دارد. در این ترس فرد بیمار تمرکز بیش از اندازه به جسم خود دارد به حدی که عملکرد روزانه وی را تحت‌تأثیر قرار خواهد داد. درمان شناختی رفتاری مؤثرترین روش در بهبود این بیماری می‌باشد. اما اگر این اختلال شدت زیادی داشته باشد می‌توان از داروهای مهارکننده نظیر فلوکستین، سرترالین و….. استفاده نمود البته مصرف این داروها باید با روان‌درمانی همراه باشد برای غلبه بر ترس از بیماری می‌توان روش‌های زیر را انجام داد:

  1. اعتراف به ترس نماییم: باید به خودمان تلقین نماییم که ترس نمی‌تواند یک ضعف باشد.
  2. سبک زندگی خود را تغییر بدهیم: باید نسبت به همه امور نگرشی مثبت داشته باشیم. با تغییر سبک زندگی، ترس و اضطراب به میزان قابل‌توجهی از بین می‌رود.
  3. باید به خودمان گوشزد کنیم که سالم هستیم: باید بر سلامتی خود تمرکز نماییم و همواره به خودمان بگوییم که «من سالم هستم».
  4. تفریحات سالم را برای خود مشخص نماییم: اوقات فراغت خود را به تفریحات سالم اختصاص بدهیم و از توجه بیش از اندازه به جسم خود دست برداریم.
  5. به دنبال افکار تحریک‌کننده نباشیم: باید بدانیم چه افکاری باعث حساسیت و تحریک ما می‌شود باید به آنها بی‌اعتنا بود و به‌سلامتی خود اهمیت بدهیم
  6. و.……

 درمان وسواس تکراری

وسواس اجباری به عملی گفته می‌شود که تکراری فیزیکی یا تکراری ذهنی می‌باشد. وسواس چک‌کردن یکی از نشانه‌های بارز این اختلال می‌باشد. در این نوع بیماری فرد به ورطه تکرار وسواس خود می‌افتد و ناخواسته چندین بار آن را انجام می‌دهد و هر بار با وجود اطمینان‌یافتن از آن، مجدد مرتکب آن کار می‌شود و به‌نوعی دچار وارسی افراطی می‌شود. مبتلایانی که دچار وسواس چک‌کردن امور هستند پس از هر بار انجام قدری از اضطرابشان کم می‌شود؛ اما وسواس فکری آنها را از بین نمی‌برد. باید گفت این بیماری قابل‌درمان می‌باشد شاید در درمان به طور کامل این اختلال از بین نرود اما می‌تواند علائم آن را واپایش کند تا روند زندگی بیمار قدری بهتر شود. روند درمان بسته به نوع اختلال ممکن است طولانی‌مدت و یا کوتاه‌مدت باشد. از دو روش روان‌درمانی و یا دارودرمانی می‌توان به بهبود این بیماری دست پیدا نمود البته در برخی افراد این دو روش باید توأم با یکدیگر انجام شود.

درمان وسواس جوانان

در برخی از نوجوانان وسواس عاملی شایع می‌باشد جوانانی که قصد آغاز زندگی مستقل را داشته باشند، وسواس می‌تواند در رشد اجتماعی و رشد ذهنی آنها و همچنین در محیط‌های اجتماعی مثل دانشگاه، اثر منفی داشته باشد. جوان دانشجویی که در محیط خوابگاه با هم دانشجویان خود زندگی می‌کند با داشتن وسواس دچار استرس و اضطراب خواهد شد. می‌توان گفت وسواس در جوانان همچون بیماری میگرن، آسم، و…. یک بیمار مزمن می‌باشد و امکان دارد هرگز به طور کامل درمان نشود. گاهی اوقات باید اطرافیان و خانواده جوانانی که درگیر وسواس هستند، با شرایط او آشنا باشند و بتوانند با شرایط او سازگار شده و بدانند چگونه با او زندگی کنند. اما این به معنای درمان‌شدن جوانان تعبیر نمی‌شود. جوانان درگیر وسواس را می‌توان با روان‌درمانی و گاهی اوقات با برخی از داروها درمان نمود به‌طوری‌که انگار وجود ندارد. پس از مدتی که از دوره درمان‌جوان بگذرد وی یاد می‌گیرد که چگونه با خودش رفتار نماید و چگونه کارها و افکار وسواس‌گونه را در خودکنترل نماید.

درمان شناخت رفتاری بهترین راه درمان جوانان درگیر وسواس می‌باشد. این درمان همواره جواب می‌دهد و درمان‌کننده وسواس فکری جوانان می‌باشد.

 

نشانه های نشان دهنده نیاز فرزند به روان شناس کودک

۴۴ بازديد

«متاسفم! تموم کرده! اگه یه دیقه زودتر می‌رسید…» وقتی پای سلامتی در میان است، اهمیت وقت‌شناسی دوچندان می‌شود. سلامتی به دو بعد جسمانی و روانی تقسیم می‌شود و هر دو از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. ما بزرگ‌ترها وقتی با مشکلی در زمینه بهداشت جسم و روان مواجه می‌شویم، خیلی زود آن را شناسایی و به متخصص مراجعه می‌کنیم؛ اما کودکان معمولا متوجه مشکل نمی‌شوند یا به هر دلیلی از بیان آن اجتناب می‌کنند. به همین دلیل، شما برای حفظ سلامت روان کودک باید در مورد اینکه چه زمانی باید کودک را پیش روانشناس برد، اطلاعات دقیقی داشته باشید و بدانید چه زمانی فرزندتان به روانشناس کودک نیاز دارد.

 

چرا به روانشناس کودک مراجعه می کنیم؟

قدیم‌ترها کودکان را «بزرگسالان کوچک» می‌نامیدند و جز از لحاظ جسمانی، بین کودک و بزرگسال تفاوتی قائل نمی‌شدند؛ اما امروزه روان‌شناسان نظر دیگری دارند. به اعتقاد پیاژه، از پیشگامان روان‌شناسی نوین کودک، شیوه‌های تفکری و رفتاری بچه‌ها با بزرگسالان تفاوت دارد و آن‌ها دنیا را به گونه متفاوتی از ما درک می‌کنند. اگر دنیای آن‌ها با ما متفاوت است، پس برای فهم نحوه برخورد درست با بچه‌ها باید از متخصص حوزه کودک و نوجوان کمک بگیریم.

کودکان از مهارت‌های کلامی و ارتباطی ضعیف‌تری نسبت به بزرگسالان برخوردارند و تشخیص مشکلات آن‌ها با روندهای معمول مصاحبه بزرگسالان امکان‌پذیر نیست. به همین دلیل، روان‌شناسان از تکنیک‌های خاصی مانند تفسیر نقاشی کودکان و بازی‌درمانی برای شناخت مشکلات زیربنایی بچه‌ها استفاده می‌کنند. بنابراین، برای درک مشکلات فرزندان و نحوه برخورد درست با آن‌ها، مراجعه به روان‌شناس کودک ضروری است. 

 

 

اهمیت بردن به موقع کودک پیش روانشناس

از نظر اکثر ما، تنها بیماری‌های جسمانی مشکل محسوب می‌شوند و نیازمند پیگیری فوری و جدی هستند؛ اما برای درمان اختلالات روانی نیز خیلی زود دیر می‌شود. به اعتقاد اکثر مکاتب روان‌شناسی، تجارب و مشکلات دوران کودکی، شکل‌دهنده شخصیت ما در بزرگسالی هستند؛ یعنی اگر مشکلات دوران کودکی به موقع حل نشوند، در بزرگسالی تا حدود زیادی نسبت به درمان مقاومت می‌کنند. به زبان ساده‌تر، هرچه یک عادت یا ویژگی شخصیتی ناسالم به مدت ‌طولانی‌تری همراه کودک باشد، اصلاح و درمان آن سخت‌تر خواهد شد. بنابراین، بردن به موقع کودک پیش روان‌شناس از اهمیت زیادی برخوردار است.

 

روانشناس کودک چه کسی است؟

به روان‌شناسان متخصص در زمینه رشد کودک‌ونوجوان که برای تشخیص و درمان اختلالات ناشی از مشکلات رفتاری و هیجانی این گروه سنی آموزش دیده‌اند، روان‌شناس بالینی کودک‌ونوجوان گفته می‌شود. به دلیل اهمیت سلامت روان کودکان، برخی دانشجویان به صورت تخصصصی تحت رویکردهای درمانی خاصی مانند درمان شناختی رفتاری برای اختلالات کودکان و نوجوانان آموزش دیده‌اند. روان‌شناسان کودک، به آشنایی والدین، مربیان و معلمان از دنیای کودکانه و بهترین شیوه برخورد با نیازهای بچه‌ها کمک می‌کنند. آن‌ها با تخصص در 5 حوزه زیر، به اصلاح و درمان مشکلات روانی کودکان می‌پردازند:

  • مراحل رشد جسمانی، شناختی و هیجانی-اجتماعی
  • دوره‌های حساس رشد جسمانی، شناختی و هیجانی-اجتماعی، مانند دوره حساس یادگیری زبان یا بلوغ
  • مشکلات رفتاری خاصی مانند شب ادراری کودکان
  • مشکلات هیجانی بچه‌ها، مانند ترس‌ از دست‌ دادن والدین
  • تعاملات اجتماعی کودکان، مانند نحوه مدیریت تعارض

از کجا بفهمم فرزندم به روان‌شناس نیاز دارد؟

برای والدین، فهم زمان دقیق نیاز فرزند به روان‌شناس کمی مشکل است. دیگران شاید مشکل کودک را چیزی گذرا و موقت بدانند و به شما برچسب حساس‌بودن بزنند. متاسفانه، چک‌لیست دقیق و کاملی برای تصمیم‌گیری در مورد زمان دقیق مراجع به روان‌شناس وجود ندارد و این موضوع تا حدودی به تصمیم شخصی شما بستگی دارد. در واقع، صحبت با یک متخصص در اکثر مواقع به حل بهتر مشکلات‌ هیجانی و ارتباطی فرزندان کمک می‌کند. حتی اگر مشکل کودک موقتی یا مربوط به دوره‌ سنی خاصی باشد، درمان باعث مواجهه بهتر او و شما با آن خواهد شد. در ادامه به چند مورد از زمان‌های نیاز کودک به روان‌شناس اشاره می‌کنیم.

مواجهه با موقعیت های استرس زا

بعضی بچه‌ها حساس‌تر از بقیه هستند و نسبت به حوادث استرس‌زا، واکنش‌های هیجانی منفی بیشتری نشان می‌دهند؛ بنابراین، با مشاهده کوچک‌ترین علائم استرس و اضطراب در هنگام مواجهه فرزند با رویدادهای آسیب‌زا، از روان‌شناس کمک بگیرید. مسائلی مانند قلدری در مدرسه، بدرفتاری کلامی و فیزیکی، ضعف سلامت جسمانی، طلاق والدین، تولد فرزند جدید و تغییر محل زندگی از موقعیت‌های استرس‌زای رایج هستند که به بروز مشکلاتی مانند سندروم خستگی مزمن در کودکان و نوجوانان منجر شوند.

استرس‌های مزمن می‌توانند یکی از دلایل بروز مشکلات زبانی مانند لکنت زبان در کودکان باشند.

سرکشی و تندخویی نامتناسب با سن و محیط کودک

اگر رفتارهای پرخاشگرانه و تکانشگرانه فرزندتان بیش از حد موردانتظار برای سن و محیط اجتماعی او است، از روان‌شناس کمک بگیرید. اختلالات زیادی مانند اختلالات رفتاری تخریبی، اختلال سلوک و بیش فعالی کودکان در بروز این رفتارها تاثیرگذار هستند. درمان این مشکلات در دوران کودکی بسیار راحت‌تر است و به رشد و موفقیت بیشتر فرزندتان کمک خواهد کرد.

 

بدتر شدن تدریجی مشکل

گاهی شروع یک مشکل طبیعی، اما ادامه‌یافتن و شدت‌گرفتن آن غیرطبیعی است. به عنوان مثال، بچه‌ها در حدود 2-3 سالگی، تا حدودی لجباز می‌شوند و سپس این لجبازی به مرور فروکش می‌کند. اگر با وجود تمام تلاش‌ها و امتحان‌کردن راه‌حل‌های مختلف، لجبازی کودک روز به روز بدتر شود، احتمالا نشانه یک مشکل زیربنایی مانند حساسیت اضطرابی او باشد. در این مواقع، برای درمان کودک لجباز باید از روان‌شناس کمک بگیرید. 

تجارب دردناک هیجانی (تروما)

شدت برخی از تروماهای دوران کودکی به حدی است که منجربه اختلال استرس پس از ضریه (تروما) و اختلال پانیک یا وحشتزدگی در کودکان و نوجوانان می‌شود. اگر فرزندتان بعد از رویداد استرس‌زای شدیدی مانند از دست‌دادن پدر/مادر، تصادف یا کودک آزاری جنسی، با مشکلات هیجانی مانند کابوس شبانه مواجه شد، حتما و حتما از روان‌شناس بالینی کودک‌ونوجوان کمک بگیرید. عدم درمان این اختلال در دوران کودکی، احتمال بروز افسردگی، اضطراب، وسواس کودک و خودکشی در نوجوانی و بزرگسالی را افزایش می‌دهد. 

 

تغییرات شخصیتی افراطی و نامعمول

گاهی اخلاق و رفتار کودک به یک‌باره تغییر می‌کند. به عنوان مثال، از فردی برونگرا و پرجنب‌وجوش، به فردی درونگرا و گوشه‌نشین یا از فردی درس‌خوان به دانش آموزی تنبل تبدیل می‌شود. چنین تغییر و تحولاتی، به ندرت ناشی از عوامل طبیعی و سازگارانه هستند؛ پس احتمالا مشکل تشخیص داده‌نشده‌ای مانند ابتلا به اختلال یادگیری بر سر راه فرزندتان وجود دارد. در مواجهه با مسائلی مانند تشخیص و درمان اختلالات یادگیری، حتما از روا‌ن‌شناس کمک بگیرید. همچنین می‌توانید از مقاله اختلالات یادگیری برای آشنایی بیشتر استفاده کنید.

مشکلات تحصیلی

وجود مشکلاتی مانند بیش فعالی یا دیرآموزی، باعث بروز مشکلات تحصیلی در بچه‌ها می‌شود. این مشکلات اگر به موقع درمان نشود، باعث ازبین‌بردن انگیزه درس و تحصیل در آن‌ها می‌شود؛ پس حتما با روان‌شناسان و مشاوران مدرسه برای تشخیص و درمان مشکلاتی مانند اختلالات یادگیری و کودکان دیرآموز مشورت کنید. 

ضعف در مهارت های ارتباطی و دوست یابی

تعاملات اجتماعی سالم و نحوه مدیریت تعارضات ارتباطی، یکی از مهم‌ترین عوامل سلامت روان کودک است. ضعف در مهارت‌های ارتباطی و دوست‌یابی بچه‌ها احتمالا به مسائلی مانند اختلال طیف اوتیسم، خجالتی‌بودن کودک، اضطراب اجتماعی، حسادت، خودشیفتگی و پیامدهای آن مانند طرحواره استحقاق در نوجوانان مربوط است. روان‌شناسان به شما در تشخیص و درمان این مشکلات کمک می‌کنند.

اضطراب و استرس بیش از حد

اضطراب‌های کودکی درمان‌نشده به‌مرور شدید و شدیدتر می‌شوند و بر تمام زندگی فرزندتان سایه می‌اندازند. اگر فرزندتان به صورت افراطی احساس نگرانی می‌کند و این موضوع باعث اختلال در عملکرد مدرسه، بی‌اشتهایی کودک، بدخوابی و مشکلاتی از این دست می‌شود، حتما با یک روان‌شناس مشورت کنید. به دلیل شدت‌ بیشتر ترس‌ها در سنین ابتدایی، مشکلاتی مانند فوبیا در کودکان را جدی بگیرید و در اسرع وقت برای درمان‌شان اقدام کنید.