شنبه ۲۵ اسفند ۰۳

روانشناسي

مشاوره و روانشناسي

مشاوره فردی (کوتاه مدت)

۰ بازديد

مشاوره فردی (کوتاه مدت)

CAPS مشاوره فردی کوتاه مدت یا کوتاه مدت را برای دانش آموزانی که آماده اند متعهد شوند که دلایل مشکلات فعلی خود را کمی عمیق تر کنند، ارائه می دهد. مشاوره کوتاه‌مدت با درمان طولانی‌مدت یا بدون پایان متفاوت است، به این معنا که بر روی مسائل خاص متمرکز است و به شما کمک می‌کند تا در یک بازه زمانی کوتاه به سمت حل یک مسئله پیشرفت کنید. در CAPS ما معمولاً این بازه زمانی را 1 ترم یا کمتر در نظر می گیریم و معمولاً برای قرار ملاقات هایی که هر دو هفته یک بار برنامه ریزی می شود با شما ملاقات می کنیم.

این واقعیت که مشاوره کوتاه مدت هدف گرا است به این معنی است که صرفاً محلی برای "تخلیه" یا صحبت در مورد رویدادهای استرس زا هفته نیست. در عوض، این یک تلاش مشترک برای بررسی علل یا دلایل بالقوه ناراحتی شماست تا بتوانید خودآگاهی خود را افزایش دهید و تغییراتی در زندگی خود ایجاد کنید. درمان کوتاه‌مدت ممکن است شامل کاوش در احساسات، افکار یا خاطراتی باشد که معمولاً آنها را کنار می‌زنید و نیاز به تأمل در خود و مشارکت فعال در طول فرآیند دارد.

در حالی که مشاوره کوتاه مدت می تواند بسیار مؤثر و مفید باشد، برای همه مناسب نیست. برای کسانی که ترجیح می‌دهند تکنیک‌ها یا مهارت‌هایی را که می‌توانند فوراً پیاده‌سازی کنند، یاد بگیرند، یکی از کارگاه‌های مهارت‌های ضروری را توصیه می‌کنیم .

همچنین، برای کسانی که نیاز به حمایت مداوم یا جلسات مکرر بیشتری نسبت به درمان مختصر دارند، CAPS می‌تواند به تسهیل ارجاع به سایر درمانگران در جامعه کمک کند که می‌توانند جلسات درمانی طولانی‌مدت یا برنامه‌ریزی‌شده‌تری را ارائه دهند.

مشاوره کوتاه مدت ممکن است برای شما مناسب باشد اگر:

  • شما علاقه مند هستید که به طور فعال دلایل نارضایتی خود را بررسی کرده و به آنها رسیدگی کنید، نه اینکه ناراحتی خود را به سادگی به کسی برسانید.
  • شما به خوبی درک نمی کنید که چرا این احساس را دارید که هستید.
  • شما اهداف خاصی دارید که می توانید در یک بازه زمانی کوتاه روی آنها کار کنید، اما واقعا نمی دانید از کجا شروع کنید.
  • شما آماده رویارویی با مسائل، نگاه به درون و کشف زندگی خود هستید.

مقدمه ای بر اختلال وسواس فکری عملی

۱ بازديد

اختلال وسواس اجباری (OCD) یک بیماری جدی مرتبط با اضطراب است که 1.2٪ از جمعیت را تحت تاثیر قرار می دهد که بر اساس برآوردهای فعلی حدود سه چهارم میلیون نفر در اینجا در بریتانیا است. همراه با خانواده‌هایشان که از افراد مبتلا به OCD حمایت می‌کنند و اغلب در مراسم آنها شرکت می‌کنند، این بدان معناست که اختلال وسواس فکری-اجباری بخشی از زندگی روزانه بیش از 1 میلیون نفر در روز است.

اگر احساس می‌کنید که ممکن است تحت تأثیر اختلال وسواس فکری-اجباری قرار بگیرید، می‌توانید در جاهای دیگر این فصل درباره نحوه تشخیص
OCD اطلاعاتی کسب کنید. در زیر می توانید اطلاعات بیشتری در مورد بیماری و جنبه های زندگی با OCD بخوانید.

OCD - مقدمه

اختلال وسواس فکری اجباری (یا به طور معمول به عنوان OCD شناخته می شود) یک وضعیت جدی مرتبط با اضطراب است که در آن فرد اغلب افکار وسواسی مزاحم و ناخواسته را تجربه می کند که معمولاً به آن وسواس گفته می شود .

وسواس‌ها بسیار ناراحت‌کننده هستند و منجر به انجام رفتارها یا تشریفات تکراری می‌شوند تا از آسیب درک شده و/یا نگرانی که وسواس‌های قبلی توجه خود را روی آن متمرکز کرده‌اند، جلوگیری کند. این گونه رفتارها شامل دوری از افراد، مکان ها یا اشیاء و اطمینان جویی مداوم است، گاهی اوقات تشریفات به صورت شمردن ذهنی درونی، بررسی اعضای بدن یا پلک زدن خواهد بود، همه اینها اجبار است .

اجبار تا حدودی برای پریشانی ناشی از وسواس تسکین می دهد، اما این تسکین موقتی است و هر بار که افکار وسواسی/ترس در فرد ایجاد می شود، تکرار می شود. گاهی اوقات با گذشت زمان، اجبارها می توانند بیشتر به یک عادت تبدیل شوند که در آن ترس و نگرانی وسواسی اصلی فراموش شده است، در این مثال، اجبارها اغلب تکمیل می شوند تا فرد را قادر سازد تا احساس «درست» داشته باشد، کلمه کلیدی «احساس» است.

شایان ذکر است که گاهی بین وسواس و اجبار همبستگی و منطق آشکاری وجود دارد، اما در موارد دیگر اصلاً منطقی بین این دو وجود نخواهد داشت.

اختلال وسواس فکری اجباری خود را در قالب های مختلفی نشان می دهد و قطعاً بسیار فراتر از این تصور رایج است که OCD صرفاً شستن کمی دست ها، بررسی کلیدهای چراغ یا داشتن خانه های بدون لک یا ویژگی فردی است که کمی سخت گیر است. در واقع، اگر فردی از اختلال وسواس اجباری رنج می‌برد، بر برخی یا همه جنبه‌های زندگی روزمره او تأثیر می‌گذارد، گاهی اوقات به شدت ناراحت‌کننده می‌شود که منجر به نوعی اختلال یا حتی ناتوانی برای ساعت‌ها در هر روز و هر روز می‌شود. به همین دلیل و میزان تأثیرگذاری بر روی یک فرد است که OCD را به یک اختلال تبدیل می کند.

این وضعیت می تواند آنقدر ناتوان کننده باشد که در سال 1990 سازمان جهانی بهداشت، اختلال وسواس فکری اجباری را از نظر از دست دادن درآمد و کیفیت زندگی در بین 10 علت اصلی ناتوانی در جهان قرار داد. در واقع در آن زمان، این پیشنهاد ادامه داد که OCD پنجمین علت اصلی بار برای زنان در کشورهای توسعه یافته است. اخیراً سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده است که اختلالات اضطرابی (از جمله اختلال وسواس فکری اجباری) ششمین علت ناتوانی است و زنان بیشتر از مردان به آن مبتلا می شوند.

علیرغم شدت OCD، فرهنگ عامه اغلب به برخی از افراد مشهور اشاره می کند که "کمی OCD" هستند، چنین نظراتی این واقعیت را در نظر نمی گیرند که "d" در OCD به معنای اختلال است . چنین اظهارنظرهایی در فرهنگ عامه هیچ کمکی به افزایش آگاهی دقیق نمی‌کند و نه تنها مفید نیست، بلکه می‌تواند برای کسانی که رنج می‌برند و به بی‌اهمیت‌شدن OCD می‌افزاید، هم مضر و هم تحقیرآمیز باشد.

اختلال در واقع به این صورت تعریف می شودبیماری که عملکرد طبیعی جسمی یا ذهنی را مختل می کندو منصفانه است که بگوییم OCD دقیقاً این کار را می کند!

اختلال - بیماری که عملکردهای طبیعی جسمی یا ذهنی را مختل می کند.فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد

بر اساس برآوردهای فعلی برای جمعیت بریتانیا، به طور بالقوه حدود سه چهارم میلیون نفر در هر زمان با OCD زندگی می کنند. اما شایان ذکر است که تعداد نامتناسب بالایی از آن ها، حدود 50 درصد از همه این موارد، در دسته شدید قرار می گیرند و کمتر از یک چهارم به عنوان موارد خفیف طبقه بندی می شوند.

OCD به طور متوسط ​​در اواخر نوجوانی برای مردان و در اوایل بیست سالگی برای زنان مشکل ساز می شود و بر زندگی افراد تأثیر می گذارد، اگرچه سن شروع آن طیف وسیعی از سنین را در بر می گیرد و در برخی از کودکان زیر شش سالگی این اختلال ایجاد می شود. OCD بدون در نظر گرفتن جنسیت، پیشینه اجتماعی یا فرهنگی بر افراد تأثیر می گذارد و اکنون تصور می شود که زنان را کمی بیشتر از مردان تحت تأثیر قرار می دهد.

قبلاً این اتفاق می‌افتاد که افراد مبتلا برای سال‌ها تشخیص داده نمی‌شدند، تا حدی به دلیل عدم درک این بیماری از سوی خود فرد و متخصصان بهداشت، بلکه تا حدی به این دلیل که مردم برای پنهان کردن علائم خود تلاش زیادی کردند. آنها علائم را به دلیل احساسات شدید خجالت، گناه و گاهی اوقات حتی شرم ناشی از آنچه در زمان های قبل از اینترنت «بیماری مخفی» نامیده می شد، پنهان می کردند .

این امر منجر به تأخیر در تشخیص بیماری و تأخیر در درمان می‌شد، به طوری که فرد معمولاً بین ظهور علائم و درخواست کمک بین 10 تا 15 سال صبر می‌کرد.

خوشبختانه، تا حدی از طریق افزایش آگاهی از سوی موسسات خیریه مانند OCD-UK و شاید به این دلیل که اکنون دسترسی به اطلاعات به صورت آنلاین آسان تر شده است، افراد خیلی زودتر تشخیص داده می شوند، حتی اگر گاهی اوقات به طور غیررسمی خود تشخیص داده شود.

برای افراد مبتلا و غیر مبتلا به طور یکسان، افکار و ترس‌های مربوط به برخی از جنبه‌های OCD اغلب می‌توانند به شدت تکان دهنده به نظر برسند، برای مثال ترس‌های ناخواسته از صدمه زدن به یک عزیز یا یک کودک. با این حال، باید تأکید کرد که آنها فقط افکار هستند - نه خیالات یا انگیزه هایی که بر اساس آنها عمل می شود، فقط افکار مزاحم ناخواسته ای هستند که در صفحه بعد در مورد آنها صحبت خواهیم کرد.

منصفانه است که بگوییم تا حدی علائم نوع OCD احتمالاً در یک زمان توسط اکثر افراد تجربه می شود، به ویژه در مواقع استرس که در آن تسلیم نیاز به ظاهر مزخرف برای انجام یک الگوی رفتاری عجیب و غریب و اغلب نامرتبط شده اند، به همین دلیل است که ما اغلب عبارت واقعاً غیرمفید را می شنویم «همه کمی OCD هستند» . با این حال، OCD خود می تواند تأثیر کاملاً مخربی بر کل زندگی یک فرد داشته باشد، از تحصیل، ارتقاء شغلی و شغلی گرفته تا زندگی اجتماعی و روابط شخصی، به همین دلیل است که چنین عبارتی به طرز چشمگیری نادرست است!

تفاوت کلیدی که خصلت های کوچک را که اغلب توسط مردم به عنوان "کمی OCD" از اختلال واقعی یاد می شود جدا می کند، زمانی است که تجربه ناراحت کننده و ناخواسته وسواس ها و اجبارها تا حد قابل توجهی بر عملکرد روزمره فرد تأثیر می گذارد و باعث ناراحتی شدید می شود - این یک مؤلفه اصلی در تشخیص بالینی وسواس فکری-اجباری است .

محرک های اضطراب اجتماعی

۲ بازديد

محرک های اضطراب اجتماعی


افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی در هر موقعیت اجتماعی علائم آن را تجربه نمی کنند.

هنگامی که آنها با افرادی که به خوبی می شناسند یا مطمئن هستند که می توانند به آنها اعتماد کنند - شریک زندگی، والدین، خواهر و برادر، فرزندان، پدربزرگ و مادربزرگ، دوستان نزدیک، کارفرمایان قدیمی، معلمان مورد علاقه و غیره - تعامل دارند - ممکن است هیچ نشانه ای از اضطراب اجتماعی نشان ندهند . و اگر از آنها خواسته شود در مورد موضوعاتی که در آن تخصص یا سابقه موفقیت دارند در جمع صحبت کنند، ممکن است بتوانند با درجاتی از اطمینان این کار را انجام دهند.

اما بسیاری از موقعیت‌های دیگر پریشانی و اضطراب بزرگی را برمی‌انگیزد، حتی اگر برای اکثر افراد دیگر تهدیدکننده به نظر نرسد. برخی از محرک های رایج برای مبتلایان به اضطراب اجتماعی عبارتند از:

  • ملاقات با افراد جدید
  • دوستیابی
  • تعامل با چهره های اقتدار
  • گفتگو با افراد برونگرا
  • مهمانی ها، به خصوص اگر فرد مبتلا به اضطراب اجتماعی به تنهایی در آن شرکت کند
  • گردهمایی های خانوادگی بزرگ که همه در آن آشنا نیستند
  • تلاش‌های غیرمنتظره برای شروع مکالمه توسط دیگران در مکان‌های عمومی (مثلاً ایستادن در صف بانک یا فروشگاه مواد غذایی)
  • مسخره شدن یا مسخره شدن (افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی تمایل دارند مسخره کردن را شخصی بگیرند)
  • تحت نظر قرار گرفتن در حین انجام یک کار جدید یا ناآشنا
  • از شما خواسته می شود جلوی یک کلاس یا یک اتاق پر از همکاران صحبت کنید
  • صحبت کردن با تلفن به خصوص با غریبه ها
  • جلسات درمانی یا گروه‌های حمایتی برای اضطراب اجتماعی (گاهی اوقات ممکن است برای مبتلایان به اضطراب اجتماعی دشوار باشد که احساسات خود را صادقانه در چنین شرایطی صحبت کنند)

اکثر افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی دارای سه یا چهار موقعیت هستند که باعث واکنش‌های شدید اضطرابی می‌شوند و در صورت امکان برای اجتناب از این قرار گرفتن در معرض خطر قرار می‌گیرند. موقعیت‌های اجتماعی دیگر ممکن است علائم اضطراب متوسط‌تری ایجاد کنند، اما حتی اینها نیز ناخوشایند هستند و زندگی را دشوارتر از آنچه باید باشد، می‌سازند.

یافتن کمک برای اختلال اضطراب اجتماعی


اختلال اضطراب اجتماعی تشخیص داده نشده و درمان نشده یک وضعیت مخرب است که می تواند عملکرد روزانه را به شدت محدود کند. حتی زمانی که مبتلایان به اضطراب اجتماعی متوجه می شوند که مشکلی جدی دارند، ممکن است در درخواست کمک با مشکل مواجه شوند، زیرا درمانگران شخصیت های معتبری هستند و افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی به طور کلی در صورت امکان از تعامل با شخصیت های معتبر اجتناب می کنند.

اما درمان اختلال اضطراب اجتماعی بسیار موثر است و زمانی که مبتلایان شجاعت درخواست کمک را پیدا می‌کنند، اغلب به نتایج فوق‌العاده‌ای، چه کوتاه‌مدت و چه بلند مدت، دست می‌یابند.

در حالی که داروهای ضد افسردگی و داروهای ضد اضطراب اغلب برای افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی تجویز می شود، روان درمانی هسته اصلی درمان اضطراب اجتماعی است. مشخص شده است که درمان شناختی-رفتاری (CBT) در برابر ناتوان کننده ترین علائم اضطراب اجتماعی مؤثر است و تقریباً همیشه توسط متخصصان سلامت روان که بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی را ملاقات می کنند توصیه می شود.

بیشتر درمان اضطراب اجتماعی به صورت سرپایی انجام می شود. اما افرادی که سال‌ها با اختلال اضطراب اجتماعی دست و پنجه نرم کرده‌اند، می‌توانند از اقامت بستری در یک مرکز درمانی سلامت روان، جایی که تمام تمرکز بر بهبودی است، سود زیادی به دست آورند.

در برنامه های درمانی مسکونی، CBT و سایر خدمات ضروری در محیطی دلسوزانه و بیمار محور ارائه می شود. تعاملات همسالان معمولاً در برنامه‌های بهبودی اختلال اضطراب اجتماعی در منزل گنجانده می‌شود و به مبتلایان به اضطراب اجتماعی فرصتی منحصر به فرد و مهم می‌دهد تا با دیگرانی که با چالش‌های مشابه زندگی روبرو هستند ارتباط برقرار کنند و مشکلات غلبه بر آنها را درک کنند.

تحمل اختلال اضطراب اجتماعی دشوار است، اما با کمک خدمات درمانی و متخصصان سلامت روان علائم آن قابل کنترل است. حتی اگر افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی گاهی اوقات در درخواست کمک مشکل دارند، اما پس از انجام این کار هرگز پشیمان نمی شوند.

چه زمانی باید به دنبال مشاور/روان درمانگر باشید؟

۳ بازديد

 

در مراحل مختلف زندگی شما، زمان‌های خاصی وجود دارد که ممکن است برای رسیدگی به مشکلات و مسائلی که باعث ناراحتی عاطفی ما می‌شوند یا ما را تحت تأثیر قرار می‌دهند، به کمک نیاز داشته باشیم. هنگام تجربه این نوع مشکلات، ممکن است از کمک یک متخصص با تجربه و آموزش دیده بهره مند شوید.

درمانگران حرفه ای کمک های مراقبتی و متخصصی را ارائه می دهند که می تواند به شما در شناسایی مشکلاتتان کمک کند و به شما در یافتن بهترین راه ها برای مقابله با آنها کمک کند. این ممکن است شامل تغییر رفتارهایی باشد که به یافتن راه های سازنده برای مقابله با موقعیتی خارج از کنترل شخصی شما کمک می کند.

درمانگران برای رسیدگی به بسیاری از موقعیت‌هایی که باعث ناراحتی عاطفی می‌شوند، از جمله، اما نه محدود به موارد زیر، کمک می‌کنند:

  • مشکلات روابط (به عنوان مثال در درون خانواده، با شرکا)
  • اضطراب، افسردگی، استرس و سایر مشکلات و اختلالات روانی و عاطفی
  • سوگ - مرگ یکی از عزیزان
  • مشکلات اجتماعی و عاطفی مرتبط با ناتوانی و بیماری
  • مشکلات اعتیاد - مانند سوء مصرف الکل و مواد، قمار و سایر اعتیادها
  • سوء استفاده جنسی و خشونت خانگی
  • اختلالات خوردن
  • استرس شغلی و شغلی

هزینه آن چقدر خواهد بود؟

هزینه ها متفاوت است. برخی از درمانگران مقیاس کشویی هزینه ها را ارائه می دهند. خدمات مشاوره در HSE در بیشتر موارد رایگان است. برخی از نهادهای داوطلبانه خدمات خود را به صورت رایگان یا با هزینه کم ارائه می دهند.

مراجعه به مشاور/روان درمانگر:

اولین تماس مشتری با مشاور/روان درمانگر معمولاً از طریق تلفن برای تعیین قرار ملاقات خواهد بود. در قرار اولیه، معمولاً موارد زیر مورد توافق قرار می گیرد:

  • وضعیت / مسائل مشتری
  • فرکانس درمان
  • مدت زمان درمان
  • محرمانه بودن
  • هزینه های درمان

5 دلیل برای عدم ملاقات با یک درمانگر مرد

۱۰ بازديد

 

  1. آسایش شخصی و ارتباط
    اگر احساس راحتی می کنید که در مورد احساسات یا تجربیات خود با یک درمانگر زن صحبت کنید، این اولویت باید انتخاب شما را راهنمایی کند. سطح راحتی در درمان برای تقویت ارتباطات باز و اعتماد بسیار مهم است.برای ارتباط با روانشناس مرد خوب در تهران اینجا کلیک کنید
  2. تجربیات منفی گذشته
    اگر در زندگی خود تجربیات منفی با چهره های مردانه داشته اید، ملاقات با یک درمانگر مرد ممکن است محرک باشد. یک رابطه مبتنی بر اعتماد و ایمنی برای درمان موثر حیاتی است، و اگر احساس می‌کنید که یک درمانگر مرد آسیب‌های گذشته را مطرح می‌کند، بهتر است یک درمانگر زن را در نظر بگیرید. ممکن است خوب باشد که خود را در این مورد به چالش بکشید، اما شما می دانید چه چیزی برای شما بهترین است. به دل خود اعتماد کنید!
  3. نگرانی های خاص جنسیتی
    اگر به مسائلی می پردازید که عمدتاً از تجربیات زنانه سرچشمه می گیرند - مانند بارداری یا نگرانی های سلامتی زنان - ممکن است کار با یک درمانگر زن که بتواند با آن تجربیات در سطح شخصی ارتباط برقرار کند مفید باشد.
  4. اولویت برای پویایی زنانه
    برخی از زنان رویکرد پرورشی و همدلانه ای را که درمانگران زن اغلب ارائه می دهند ترجیح می دهند (نه اینکه مردان آن ویژگی ها را ندارند). رابطه درمانی برای بهبودی بسیار مهم است و تکیه به پویایی هایی که برای شما بهترین احساس را دارند ضروری است.
  5. تعصب یا کلیشه
    نگرانی در مورد سوگیری ها یا کلیشه های بالقوه در درمان ممکن است ایجاد شود، به خصوص اگر تجربه های منفی قبلی با مردان داشته باشید. اگر این احساسات برجسته هستند، ممکن است ارزش آن را داشته باشد که درمان را با یک ارائه دهنده سلامت روان زن برای اطمینان از یک محیط حمایتی در نظر بگیرید.

نتیجه گیری

در نهایت این سوال مطرح می شود که "آیا یک زن باید به درمانگر مرد مراجعه کند؟" بستگی به ترجیحات شخصی و زمینه خاص نیازهای درمانی شما دارد. یک درمانگر سلامت روان مرد می‌تواند دیدگاه‌ها و حمایت‌های ارزشمندی را ارائه دهد، به‌ویژه در مسیریابی روابط یا غلبه بر تروما. با این حال، اگر تجربیات گذشته یا سطح راحتی چیز دیگری را نشان می دهد، یک درمانگر زن ممکن است انتخاب بهتری برای شما باشد. اولویت بندی نیازها و احساسات خود شما را در اتخاذ بهترین تصمیم برای سفر سلامت روان راهنمایی می کند.

علائم ADHD در کودکان

۴ بازديد

 

علائم اختلال کمبود توجه/بیش فعالی (ADHD) در کودکان می تواند مشابه علائم رفتار منظم در کودکان خردسال باشد. ممکن است متوجه شوید که آنها در توجه کردن مشکل دارند، یا ممکن است بیش فعال باشند یا کارهایی را انجام دهند که نمی توانید پیش بینی کنید، بدون اینکه ابتدا فکر کنید. همچنین ممکن است آنها همه این رفتارها یا ترکیبی از چند مورد از آنها را داشته باشند.

علائم ADHD در کودکان

علائم ADHD معمولاً در سنین پایین - در حدود سن مدرسه - ظاهر می شود . اما ممکن است خیلی زودتر متوجه آنها شوید. برخی از کودکان در سنین 2 یا 3 سالگی به ADHD مبتلا شده اند.

ممکن است متوجه شوید که کودکتان زیاد تکان می خورد یا بی قراری می کند، یا برای ADHD در کودکان نوپا، ممکن است متوجه شوید که وقتی شما یا معلمش با او صحبت می کنید تمرکز نمی کند. در حالی که بسیاری از این علائم در کودکان کوچکتر رایج است، اگر آنها را در کودک خود مشاهده کردید، ایده خوبی است که با پزشک خود مشورت کنید تا ببینید آیا ممکن است علائم ADHD باشند یا خیر .

تحقیقات نشان می دهد که کودکان 3 ساله ای که علائم ADHD را نشان می دهند، احتمالاً در 13 سالگی به آن مبتلا می شوند. تحقیقات همچنین نشان می دهد که نوجوانانی که به آن مبتلا هستند، اغلب تا زمانی که بزرگسالان جوان هستند، از آن بیشتر نمی شوند.

علائم ممکن است از کودکی به کودک دیگر متفاوت باشد. به طور کلی، انواع علائم ADHD کودکان عبارتند از:

بی توجهی

ممکن است تا زمانی که فرزندتان شروع به رفتن به مدرسه نکند، متوجه بی توجهی - که ADD (اختلال کمبود توجه) نامیده می شود- نشوید . آنها ممکن است کارها را به تعویق بیندازند، تکالیف یا کارهای خانه را تمام نکنند، یا از یک کار نیمه تمام به دیگری بروند.

آنها همچنین ممکن است:

  • بی نظم باشید
  • عدم تمرکز
  • برای توجه به جزئیات مشکل دارید
  • اشتباهات بی دقت زیادی انجام دهید
  • کارهای نامرتب انجام دهید
  • در حین صحبت کردن در مورد موضوع مشکل دارید
  • به حرف دیگران گوش نده
  • قوانین اجتماعی را نادیده بگیرید
  • فعالیت های روزمره را فراموش کنید (مثلاً غیبت در کلاس یا درس یا فراموش کردن ناهار)
  • با صداهای کوچک یا چیزهایی که دیگران نادیده می گیرند به راحتی حواس خود را پرت کنید
  • به سختی با دیگران کنار می آیند زیرا نمی توانند احساسات و حالات افراد را بخوانند
  • زیاد رویاپردازی کنید
  • بیش از حد در افکار خود غرق شده باشند که صدای شما را نشنوند

بیش فعالی

ممکن است بتوانید متوجه بیش فعالی در کودکان پیش دبستانی شوید. گاهی اوقات، با بزرگتر شدن کودکان، علائم می توانند بهتر شوند.

کودکان مبتلا به بیش فعالی ممکن است:

  • وقتی نشسته اید بی قراری کنید و به هم بپیچید
  • اغلب برای راه رفتن یا دویدن از خواب برخیزید
  • در زمان نامناسب زیاد بدوید یا بالا بروید (در نوجوانان، این ممکن است مانند بی قراری به نظر برسد.)
  • در بازی بی سر و صدا یا انجام سرگرمی های آرام مشکل دارید
  • همیشه "در حال حرکت" باشید
  • زیاد حرف بزن

به نظر می رسد کودکان نوپا و پیش دبستانی مبتلا به ADHD دائماً در حال حرکت هستند - روی مبلمان می پرند و در شرکت در فعالیت های گروهی که آنها را مجبور به نشستن می کند مشکل دارند. به عنوان مثال، آنها ممکن است در گوش دادن به یک داستان مشکل داشته باشند. کودکان در سن مدرسه می توانند عادات مشابهی داشته باشند، اما ممکن است کمتر متوجه آنها شوید.

بیش فعالی در نوجوانان ممکن است آنها را بیقرار یا ناآرام نشان دهد. آنها همچنین ممکن است برای انجام فعالیت های آرام مشکل داشته باشند.

آیا باید به یک درمانگر مرد یا زن مراجعه کنم؟

۵ بازديد

هنگامی که دیو 35 ساله برای اولین بار برای افسردگی که سالها او را مبتلا کرده بود، کمک گرفت، به طور غریزی احساس کرد که مؤثرترین درمانگر برای او یک زن خواهد بود.

دوران کودکی که در مدارس پسرانه گذرانده شده بود، دیو را با احساس رقابت در کنار مردان دیگر همراه کرده بود، میل به اثبات خود. او می‌گوید: «بزرگ‌سازی‌هایی وجود دارد که بچه‌ها با یکدیگر انجام می‌دهند که من احساس می‌کردم حتی در یک فضای درمانی نمی‌توانم آن را رها کنم». "من همیشه احساس راحتی بیشتری برای باز کردن با زنان داشته ام."

 

ترجیح روده ای دیو غیرعادی نیست. در حالی که بسیاری از افرادی که به دنبال درمان هستند، چندان به جنسیت پزشک آینده نگر فکر نمی کنند ، برای دیگران این موضوع عمیقاً اهمیت دارد. آیا مردم باید به این ترجیحات توجه کنند یا آنها را نادیده بگیرند؟ در اینجا چیزی است که پزشکان توصیه می کنند.

چه چیزی برای درمان خوب است

درمانگران - پیر یا جوان، مرد یا زن، روان‌پویشی یا شناختی-رفتاری- عموماً موافقند: قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده اینکه آیا درمان به کسی کمک می‌کند یا خیر، جنسیت درمانگر و یا درمانجو نیست. این ارتباطی است که درمانگر و مشتری ایجاد می کنند - اتحاد درمانی - که بر اساس همدلی، پذیرش و احترام متقابل ساخته شده است. سانتیاگو دلبوی، مددکار اجتماعی بالینی در شیکاگو، می گوید: «اینها ویژگی هایی هستند که فراتر از جنسیت هستند.

 

دهه‌ها تحقیق این را ثابت می‌کند. یک متاآنالیز از 295 مطالعه، که در مجموع بیش از 30000 مشتری را مورد بررسی قرار داد، نشان داد که یک اتحاد درمانی قوی به طور قوی با بهترین نتایج درمانی مرتبط است. این اتحاد از طریق جملاتی مانند «من و درمانگرم به یکدیگر احترام می‌گذاریم» و «احساس می‌کنم در تلاشی مشترک با درمانگر کار می‌کنم» اندازه‌گیری شد. این اثر بدون در نظر گرفتن روش درمانی، ویژگی‌های بیمار یا مکان باقی می‌ماند. همچنین اهمیتی نداشت که درمان به صورت آنلاین یا حضوری انجام شود.

 

در مقابل، وقتی تحقیقات مستقیماً ارتباط بین جنسیت و نتایج درمانی را بررسی می‌کند، نتایج متفاوت‌تر هستند. برخی از مطالعات نشان می‌دهند که وقتی درمانگر و مراجعه‌کننده جنسیت همسان هستند، کاهش علائم کاهش می‌یابد. دیگران نمی کنند. یک مطالعه بر روی 500000 کهنه سرباز ایالات متحده نشان داد که میزان ماندگاری درمان برای زنانی که به درمانگرهای زن مراجعه می‌کنند بیشتر از مردانی است که به درمانگرهای مرد مراجعه می‌کنند - اما این ممکن است به این دلیل باشد که زنان به طور کلی به درمان ادامه می‌دهند.

 

تا حدودی، این سوال قابل بحث است. خود زمینه روان درمانی با یک انحراف جنسیتی مشخص مشخص شده است. امروزه بیش از 70 درصد از درمانگران زن هستند. برخی از مشتریان در این مورد حق انتخاب کمتری دارند.

چه چیزی یک ترجیح جنسیتی را شکل می دهد؟

معلوم نیست چند نفر با توجه به جنسیت خاصی به دنبال درمانگر می گردند. در یک مطالعه بر روی بیش از 2000 مرد، که در فصلنامه روانشناسی مشاوره گزارش شده است ، اکثریت (60 درصد) هیچ ترجیحی نسبت به جنسیت درمانگر خود نداشتند. از بقیه، به همان اندازه بسیاری از درمانگران مرد را ترجیح می دهند. برخی از مطالعات نشان می دهد که زنان بیشتر از مردان ترجیح می دهند و تمایل دارند درمانگر زن را ترجیح دهند، اما با اختلاف کمی.

 

آنچه ترجیحات را شکل می دهد بسیار فردی است، اما برخی از تأثیرات مشترک وجود دارد. لانتی جوراندبی، روانپزشک در جکسونویل که در زمینه اعتیاد متخصص است، می گوید : «بسیاری از زنانی که آسیب دیده اند، توسط مردان آسیب دیده اند – نه همه، بلکه بخش بزرگی از آن. »

برعکس، مردانی که آسیب دیده اند ممکن است به دلیل ترس از ضعیف به نظر رسیدن ، اعتماد به یک درمانگر زن را دشوار بدانند . جوراندبی به یاد می‌آورد: «زمانی که در یک محیط VA کار می‌کردم، بسیاری از کهنه سربازان مرد نمی‌خواستند درباره دوران حضورشان در تئاتر جنگ با من صحبت کنند. آنها فرض کردند که او نمی تواند درک کند. فقط یک درمانگر که جنبه های اساسی تجربه خود را به اشتراک گذاشته باشد می تواند آنچه را که از سر گذرانده اند را درک کند.

 

همه انواع تجربیات گذشته می تواند اولویت های درمانی فرد را مشخص کند، و اگرچه این قابل درک است، کسانی که به دنبال پزشک هستند باید آگاه باشند که ممکن است جستجوی خود را به دلایلی محدود کنند که ثابت می شود بی اساس است. یک پزشک خوب، کلیشه‌های جنسیتی را درک می‌کند، اما با آن مخالفت می‌کند.

برای ارتباط با روانشناس زن در تهران اینجا کلیک کنید

مردی که سابقه رابطه با شرکای زن خود را دارد، ممکن است صحبت با مرد دیگری را کمتر دلهره آور بداند. زنی که رابطه پر سر و صدایی با مادرش دارد ممکن است پیش بینی کند که همان پویایی ناسالم با یک درمانگر زن ایجاد می شود. به طور مشابه، یک زن ممکن است فکر کند، "اگر درگیر مسائل مربوط به جدید بودن مادر هستم، من یک درمانگر مرد نمی‌خواهم." مردی که به رواقی گری گرایش دارد ممکن است تصور کند که درمانگران زن «لمس‌آمیز» هستند، یا اینکه درمانگران مرد عمل‌گرا هستند. اما دلبوی هشدار می‌دهد که این کلیشه‌ها می‌توانند در یافتن درمانگر مناسب اختلال ایجاد کنند.

انواع زوج درمانی

۴ بازديد

 

مشاور شما می تواند از بین تعدادی از تکنیک های درمانی که پیوندهای رابطه را تقویت می کند، انتخاب کند. رویکردهای رایج عبارتند از:

  • درمان متمرکز بر عاطفی (EFT) به شما کمک می کند تا نیازهای دلبستگی یکدیگر را برآورده کنید.
  • روش گاتمن اشکال سالم ارتباط را آموزش می دهد تا شما و همسرتان بتوانید از "چهار سوار" آخرالزمان رابطه اجتناب کنید : انتقاد، تحقیر، حالت تدافعی و سنگ اندازی. 1
  • رابطه درمانی ایماگو به شما کمک می کند تا از تکرار الگوهای ارتباطی غیر مفید یا مضر که از دوران کودکی آموخته اید (اغلب از خانواده اصلی خود) اجتناب کنید.
  • درمان زندگی رابطه‌ای (RLT) شما را تشویق می‌کند که نقش‌های سنتی را کنار بگذارید تا بتوانید روابط معتبرتری داشته باشید.
  • درمان شناختی رفتاری (CBT) می تواند به افراد و زوج ها کمک کند تا الگوهای فکری غیرمفید را شناسایی و تغییر شکل دهند.

این نوع درمان چگونه کار می کند؟

اغلب زوج‌درمانگران توصیه می‌کنند که با جلسات هفتگی یا دو هفته‌ای شروع کنید. هر جلسه معمولاً 100 تا 250 دلار هزینه دارد و ممکن است تحت پوشش بیمه درمانی شما باشد یا نباشد. حتماً از قبل در مورد طرح خود از بیمه گر خود سوال کنید و از درمانگر خود بپرسید که آیا بیمه شما را می گیرد یا خیر. برخی از درمانگران ممکن است برای زوج هایی که توانایی پرداخت نرخ استاندارد خود را ندارند، قیمت های تخفیفی ارائه دهند.

انتظار چه چیزی در جلسات

در جلسه اول شما، درمانگر شما چند سوال اساسی می پرسد تا قبل از پرسیدن سوالاتی در مورد رابطه شما، هر دوی شما را به طور جداگانه بشناسد. آنها احتمالاً همچنین می پرسند که امیدوارید از درمان چه چیزی به دست آورید.

اشکالی ندارد که در مورد انتظارات خود صادق باشید. برخی از افراد می خواهند تمام تلاش خود را انجام دهند تا رابطه خود را از بحران نجات دهند. دیگران فقط می خواهند رابطه سالمی را که از قبل داشته اند تقویت کنند. برخی از افراد آماده جدایی یا طلاق هستند، اما می خواهند رابطه سالم تری داشته باشند تا بتوانند با هم زندگی مشترک داشته باشند . اهداف شما هر چه که باشند، درمانگر می تواند به شما کمک کند تا برای رسیدن به آنها کار کنید.

پس از اولین جلسه، درمانگر شما احتمالاً برنامه منظمی از جلسات را تنظیم می کند. آنها ممکن است وظایف یا «تکالیف» را برای هر دوی شما در بین جلسات تعیین کنند.

زوج درمانی برای همیشه دوام نمی آورد. در یک نقطه خاص، درمانگر شما شروع به بیان این باور می کند که شما و شریک زندگیتان تا آنجا که می توانید از این تجربه بهره برده اید. آنها ممکن است به شما و/یا شریک زندگی‌تان توصیه کنند که درمان فردی را امتحان کنید تا به زندگی سالم‌تر و روابط سالم‌تر ادامه دهید.

آیا به درمان نیاز دارم؟

۱۰ بازديد

 

درمان - همچنین به عنوان مشاوره، روان درمانی و گفتار درمانی شناخته می شود - فرآیندی است که شامل صحبت با یک متخصص آموزش دیده در مورد مسائل مربوط به سلامت روان یا هر چیز دیگری است که شما را آزار می دهد. بسته به ماهیت ویزیت خود، ممکن است به متخصص خاصی مراجعه کنید که بتواند به طور مناسب با شما درمان کند. تعدادی وجود داردتفاوت بین یک درمانگر و یک مشاور، اما هر دو به شما کمک می کنند ابزارهای ارزشمندی را بیاموزید تا بتوانید علائم خود را مدیریت کنید و به زندگی سالم و شاد بازگردید.

رفتن به درمان نشانه ضعف نیست و مایه شرمساری نیست. پذیرفتن نیاز به کمک و دستیابی به این امر بسیار مهم است تا بتوانید به مسیر خود بازگردید. همچنین درک این نکته مهم است که برای بهره مندی از درمان، نیازی نیست که به «پایین ترین حالت» رسیده باشید یا وضعیت سلامت روانی تشخیص داده شده داشته باشید. ممکن است در حال حاضر چیزی شما را آزار دهد، یا در زمینه‌های خاصی از زندگی‌تان مانند عزت نفس، روابط یا مسائل گذشته‌تان که دوباره ظاهر شده‌اند، به کمک و راهنمایی نیاز دارید.

اگر روی احساس شما تأثیر منفی داشته باشد، می توانید در مورد هر چیزی که در حال گذر از آن هستید با یک درمانگر صحبت کنید.

در اینجا، علائمی را بیان می‌کنیم که ممکن است به درمان نیاز داشته باشید، در مورد مزایای بسیاری از درمان صحبت کرده و نکاتی را در مورد اینکه چگونه می‌توانید درمانگر مناسب خود را پیدا کنید، ارائه می‌کنیم تا بتوانید سفر بهبودی خود را آغاز کنید.

نشانه هایی که ممکن است به درمان خصوصی نیاز داشته باشید

اگر متوجه شدید که مشکلات عاطفی مکرری را تجربه می کنید که در زندگی روزمره شما اختلال ایجاد می کند، ممکن است از رفتن به درمان سود ببرید.

شما ممکن است:

  • احساس اضطراب
  • به طور کلی احساس غرق شدن در همه چیز
  • بیش از حد فکر می کنید و احساس می کنید که نمی توانید از افکار خود "خاموش شوید".
  • احساس پستی و اشک بیش از حد معمول
  • راحت تر عصبانی می شوید یا برای تنظیم احساسات خود تلاش می کنید
  • خوابیدن بیشتر یا کمتر از حد معمول
  • کمتر یا بیشتر از حد معمول غذا خوردن
  • اجتناب از معاشرت با افراد دیگر
  • علاقه ای به فعالیت ها یا سرگرمی هایی که قبلاً از انجام آنها لذت می بردید، ندارید
  • مشکل در محل کار، دانشگاه یا مدرسه
  • احساس ناامیدی و انگار هیچ راهی برای فرار وجود ندارد
  • استفاده از موادی مانند مواد مخدر یا الکل برای کمک به گذراندن روز
  • داشتن افکار آسیب رساندن به خود یا احساس اینکه دیگر نمی خواهید اینجا باشید

این علائم ممکن است نشانه ای از یک بیماری روانی موجود مانند افسردگی، اضطراب یا اعتیاد باشد، یا ممکن است بدون دلیل روشن شروع شده باشند. از طرف دیگر، ممکن است اخیراً چیزی استرس زا یا آسیب زا را پشت سر گذاشته باشید، و این بر احساس شما تأثیر می گذارد.

علت هرچه که باشد، اگر این مشکلات یا احساسات تأثیر منفی بر سلامتی شما داشته باشد و بر توانایی شما برای عملکرد در زندگی روزمره تأثیر بگذارد، مهم است که کمک بگیرید. بسیاری وجود داردانواع درمانکه می تواند به شما کمک کند تا بر نگرانی های مربوط به سلامت روان خود غلبه کنید و کنترل خود را پس بگیرید.

مزایای درمان خصوصی

درمان فواید زیادی دارد و این پتانسیل را دارد که تأثیر بسیار مثبتی بر رفاه و کیفیت زندگی شما داشته باشد. درمان مؤثر می‌تواند زمینه‌های متعددی از زندگی شما را بهبود بخشد، از نظر عاطفی، اجتماعی، حرفه‌ای و حتی به شما کمک کند تا از نظر فیزیکی احساس بهتری داشته باشید.

فقط برخی از مزایای درمان عبارتند از:

  • استفاده از تکنیک های اثبات شده و مبتنی بر شواهد برای کشف مسائل و کمک به شما برای بازگشت به مسیر. بسیاری از روش‌های درمانی شما را با مهارت‌ها و مکانیسم‌های مقابله‌ای برای زندگی مجهز می‌کنند، به این معنی که در آینده می‌توانید از این ابزارها در صورت مشکل استفاده کنید.
  • فرصتی برای صحبت آشکار و صادقانه با فردی که واجد شرایط است، قضاوت نمی کند و از رازداری شما حمایت می کند. این امر به ویژه در صورتی مفید است که برای مدت طولانی در سکوت رنج می‌برید یا احساس نمی‌کنید که می‌توانید با دوستان یا خانواده در مورد آنچه می‌گذرید صحبت کنید. درمان فضای امنی را در اختیار شما قرار می دهد تا با فردی دلسوز و هدفمند، مشکلات خود را حل کنید
  • فرصتی برای یادگیری بیشتر در مورد خود. این ممکن است شامل یادگیری این باشد که گذشته شما چگونه شخصیت شما را در حال حاضر شکل داده است، چرا این احساس را دارید، و محرک هایی برای احساسات شما. ایجاد درک کامل تر از خود می تواند به شما کمک کند تا از احساسات خود آگاه شوید، چرا آنها به وجود آمده اند و چگونه می توانید در آینده بهتر با آن کنار بیایید.
  • بهبود روابط خود با افراد دیگر، از جمله عزیزان و همکاران. درمان می تواند به شما کمک کند تا خودآگاهی بیشتری ایجاد کنید تا بدانید که چگونه رفتارهای شما ممکن است بر دیگران تأثیر بگذارد و همچنین ممکن است شما را قادر سازد تا با افراد دیگر ارتباط بهتری برقرار کنید. همچنین، اگر مشکلات شما ناشی از مسائل مربوط به رابطه یا خانواده است، درمان می تواند به شما کمک کند تا آنها را حل کنید و به روشی سالم به جلو حرکت کنید.
  • بهبود عزت نفس شما. درمان می تواند به شما در تعیین اهداف آینده کمک کند و به شما قدرت می دهد تا در برداشتن گام های مثبت رو به جلو فعال باشید. این می تواند اعتماد به نفس و توانایی شما در کنترل احساسات و رفاه خود را افزایش دهد
  • امکان دسترسی به درمان در زمان و مکان مناسب شما. ماخدمات مشاوره آنلاین، به شما این امکان را می دهد که مشاوره تخصصی و روان درمانی را از آسایش خانه خود دریافت کنید

برترین مزایای روانپزشکی

۸ بازديد

امروزه، درمان‌های سلامت روان جهشی بزرگ به جلو داشته است. با وجود این، هنوز هم برخی از افراد هستند که در مورد کمک گرفتن برای سلامت روان خود مطمئن نیستند. در بیشتر موارد، افراد تمایل دارند هنگام مراجعه به روانپزشک مردد باشند.

شاید این به خاطر ارتباط افسانه های منفی با روانپزشکی باشد. یا شاید به دلیل عدم اطمینان در مورد کاری است که یک روانپزشک انجام می دهد. دلیل هرچه باشد، مردم تمایل دارند در مورد اینکه آیا باید به دنبال درمان روانپزشکی باشند یا خیر، مطمئن نیستند.

حقیقت موضوع این است که درمان روانپزشکی می تواند به افرادی که با سلامت روان خود دست و پنجه نرم می کنند فواید زیادی ارائه دهد. در حالی که درمان روانپزشکی ممکن است برای همه مناسب نباشد، بسیاری از افراد تجربیات مثبت خود را با روانپزشکی مدرن بیان کرده اند. در اینجا برخی از مهمترین مزایای روانپزشکی آورده شده است:

 

شفافیت ارائه دهید

شناسایی برخی از شرایط سلامت روان ممکن است دشوار باشد. علاوه بر این، شرایط سلامت روان دلایل مختلفی دارد که می تواند تشخیص دقیق یک اختلال خاص را دشوار کند. در حالی که روانشناسان تجربیات زیادی در مورد رفتار انسان دارند، اما منابع مشابه روانپزشکان را در اختیار ندارند. مراجعه به روانپزشک می تواند در قالب یک تشخیص دقیق شفافیت را ارائه دهد.

 

سلامت جسمانی را ارزیابی می کند

روانپزشکان پزشکانی هستند که دانشکده پزشکی و رزیدنتی پزشکی را گذرانده اند. به دلیل این مهارت ها، آنها می توانند آزمایش های پزشکی را برای ارزیابی سلامت جسمانی شما درخواست کنند. به عنوان مثال، یک روانپزشک ممکن است برای بررسی سطح ویتامین و آهن و همچنین ارزیابی غده تیروئید، آزمایش خون را تجویز کند. در برخی موارد، علائم روانپزشکی را می توان با پرداختن به برخی اختلالات پزشکی، به عنوان مثال اختلال تیروئید یا کمبود ویتامین D، درمان کرد.

رشد شخصی را آغاز می کند

برای برخی، مراجعه به روانپزشک یکی از اولین اقداماتی است که برای کار بر روی سلامت روان آنها انجام می شود. برای دیگران، مراجعه به روانپزشک صرفاً گام دیگری برای کار روی خودشان است. با ارائه یک تشخیص دقیق، روانپزشکان می توانند یک برنامه درمانی خاص ایجاد کنند که با نگرانی های فعلی سلامت و سلامت روان بیمار به خوبی کار کند. اگر دنبال شود، این طرح درمانی به تغییرات مثبت و رشد فرد اجازه می دهد.

 

کیفیت زندگی شما را بهبود می بخشد

پرداختن به نگرانی‌های مربوط به سلامت روان از هر نوعی که باشد می‌تواند به شما آسیب برساند. بسیاری از علائم مرتبط با شرایط سلامت روان کمتر از حد مطلوب هستند و بر کیفیت زندگی شما تأثیر منفی می گذارند. مراجعه به روانپزشک، دریافت تشخیص دقیق و شروع یک برنامه درمانی خاص می تواند به رفع این علائم کمک کند. به طور خلاصه، مراجعه به روانپزشک می تواند به شما کمک کند تا زندگی خود را بازگردانید.

 

همانطور که می بینید، روانپزشکی مزایای بسیار ارزشمندی دارد. مراجعه به روانپزشک می تواند شفافیت، سلامت جسمی شما را ارزیابی کند، فرصت هایی را برای رشد شخصی فراهم کند و کیفیت کلی زندگی شما را بهبود بخشد. اگر در مورد مراجعه یا عدم مراجعه به روانپزشک بحث کرده اید، به خودتان لطف کنید و حداقل به آن فرصت دهید.