سه شنبه ۰۱ اسفند ۰۲

روانشناسي

مشاوره و روانشناسي

چگونه از بدو تولد تا ۲ سالگي با بچه ها در مورد رابطه جنسي صحبت كنيم؟

۳۷ بازديد

سيلوربرگ مي‌گويد: «فرايند صحبت كردن در مورد رابطه جنسي بايد قبل از كلامي شروع شود. اين بدان معناست كه نام هاي مناسب اندام تناسلي را در فعاليت هاي روزمره مانند زمان حمام وارد كنيد. در حالي كه سيلوربرگ مخالف استفاده از نام‌هاي زيبا نيست، «آلت تناسلي، فرج، واژن، كليتوريس، بادام و نوك سينه‌ها همگي اصطلاحاتي هستند كه هر كودك نوپايي بايد بداند» و توضيح مي‌دهد كه آنها به اين كلمات براي برقراري ارتباط با مسائل بهداشتي يا آسيب‌ها نياز دارند.

آموزش دادن اصطلاحات صحيح آناتوميك به نوزاد براي اندام تناسلي او ممكن است دلهره آور به نظر برسد، اما تورنهيل مي گويد كه عادي باشيد و با اين اصطلاحات مانند كلمه "بازو" يا "مچ پا" رفتار كنيد. او همچنين توصيه مي كند كه از پيوند زيست شناسي جنسي به جنسيت خودداري كنيد. به عنوان مثال، اين ايده را كنار بگذاريد كه همه پسرها آلت تناسلي دارند و همه دختران واژن دارند. در عوض بگوييد: «افراد داراي آلت تناسلي» يا «افراد با واژن». تورن‌هيل توضيح مي‌دهد كه با تماشاي زبان خود در حال حاضر، زمينه را براي مكالمات آسان‌تر در مورد نقش‌ها و هويت‌هاي جنسيتي بعداً فراهم مي‌كنيد.

نزديك به دو سالگي، مي‌توانيد با بچه‌هايتان درباره زمان و مكان مناسبي براي كشف بدنشان صحبت كنيد. اگر كودك نوپاي شما تمايل دارد كه اندام تناسلي خود را لمس كند - كه كاملا طبيعي است - از آن به عنوان فرصتي براي توضيح اينكه چگونه اين كاري است كه ما در خلوت اتاق خواب خود انجام مي دهيم استفاده كنيد. تورنهيل مي‌گويد: «شما مي‌خواهيد واقعاً ملايم باشيد.

چگونه در سن 2 تا 5 سالگي با بچه ها در مورد رابطه جنسي صحبت كنيم؟

تمركز اصلي براي اين گروه سني، يادگيري در مورد مرزها و مواردي است كه هنگام لمس كردن يا لمس شدن توسط افراد ديگر مناسب است و چه چيزي مناسب نيست. سيلوربرگ مي‌گويد: «اين براي رضايت ضروري است. درس‌هايي درباره اشتراك‌گذاري، بازي‌هاي مبتني بر لمسي مانند قلقلك دادن، و تعيين حد و مرزهاي خود، مانند اينكه به كودك بگوييد چه زماني خوب است و چه زماني خوب نيست كه به دامان شما برود، همگي به ايجاد درك شهودي‌تري از رضايت كمك مي‌كنند .

ايجاد اينكه بچه ها در مورد بدن خود حرفي براي گفتن داشته باشند نيز به ايمن نگه داشتن آنها كمك مي كند. در حالي كه مي توانيد از جزئيات صريح صرف نظر كنيد، اكنون زماني است كه بايد به كودك خود بگوييد كه ديگران هرگز نبايد از او بخواهند يا سعي كنند اندام تناسلي او را لمس كنند. تورن‌هيل مي‌گويد مهم است كه به شما اطلاع دهيد كه بچه‌هايتان مي‌توانند در هر زماني درباره اعمال نامناسب به شما بگويند، حتي اگر قبلاً آن را مخفي نگه داشته باشند.

در اين سن، بچه ها مي توانند در مورد بدن يكديگر بسيار كنجكاو باشند. Thornhill توضيح مي دهد كه مهم است كه اين كنجكاوي را بپذيريد و از آن به عنوان نقطه ورود براي بحث در مورد قوانين و ارزش هاي خانواده خود استفاده كنيد. او مي‌گويد: «در مورد زماني كه برهنه بودن مناسب است، صريحاً با آنها صحبت كنيد. و اگر بچه هايتان را در حال دكتر بازي كردن گرفتيد، نترسيد. در عوض، در مورد اينكه چگونه دست زدن به اندام تناسلي ديگران مناسب نيست، بحث كنيد، زيرا اين قسمت‌هاي بسيار خاصي از بدن هستند كه ديگران نبايد آنها را لمس كنند.

در اين سن، كودك شما ممكن است شروع به سوال پرسيدن نوزادان كند. براي سيلوربرگ، ساده‌ترين و جامع‌ترين پاسخ اين است: «راه‌هاي زيادي وجود دارد». نويسنده اي كه اولين كتابش چه چيزي بچه را مي سازدبه اين سوال براي مجموعه پيش دبستاني پاسخ مي دهد، توضيح مي دهد: "ميزان جزئياتي كه فرد به آن مي پردازد واقعاً به اين بستگي دارد كه فكر مي كنيد كودك شما چقدر مي تواند درك كند." اگر فرزندتان اطلاعات بيشتري مي‌خواهد، مي‌توانيد چيزي شبيه اين را امتحان كنيد: «دو بزرگ‌تر بدن‌هايشان را به هم مي‌رسانند و اسپرم و تخمك را به اشتراك مي‌گذارند تا كودكي شما را دوست داشته باشد، يا گاهي اوقات اسپرم يا تخمك را از شخص ديگري دريافت مي‌كنند». سيلوربرگ اضافه مي كند كه خوب است به فرزند خود بگوييد كه برخي از جزئيات، مانند نحوه تلاقي اسپرم و تخمك، بعداً مورد بحث قرار خواهد گرفت. "فقط مهم اين است كه دروغ نگويي." او مي افزايد كه مهم است كه واقعاً اين سؤالات را پيگيري كنيد و فقط از صحبت در مورد چيزهاي خاصي امتناع نكنيد.

تورن‌هيل پيشنهاد مي‌كند با گفتن داستان تولد بچه‌ها، چگونگي ايجاد نوزادان را بررسي كنيد، كه به شما امكان مي‌دهد جزئيات را با شرايط خاص خانواده خود تنظيم كنيد. فقط حتماً توجه داشته باشيد كه داستان تولد فرزندتان تنها يكي از راه هاي تشكيل خانواده است.

اين مهم است كه بچه هاي اين گروه سني را با اين ايده آشنا كنيم كه خانواده ها و روابط را مي توان به روش هاي مختلف ساخت. سيلوربرگ توضيح مي‌دهد كه اگر فرزندان شما عضوي از خانواده‌هاي غيرسنتي هستند يا به طور منظم در اطراف آن‌ها حضور دارند، طبيعتاً به اين موضوع پي خواهند برد. اما اگر اينطور نيست، "مطمئن شويد كه چند كتاب خوب داريد كه فقط در مورد خانواده هاي هسته اي و دگرجنس گرا نيستند."

و زبان فراگير را در گفتار روزمره خود بياوريد. براي مثال، سيلوربرگ مي‌گويد، «پسران و دختران، خوش آمديد» را با «بچه‌ها خوش آمديد» يا «دوستان خوش آمديد» عوض كنيد. اگرچه اين تغيير كوچك به كودكان مي آموزد كه جنسيت باينري نيست .

تربيت و راهنمايي كودك

۱۶ بازديد





والدين و مراقبين مسئوليت هدايت و ترويج راهبردهاي اجتماعي پذيري مثبت براي كودكان تحت مراقبت خود را دارند. اين فعاليت ها به عنوان نظم يا راهنمايي شناخته مي شوند - دو كلمه كه اغلب به جاي يكديگر در آموزش والدين استفاده مي شوند. نظم و انضباط به عنوان «آموزش و پرورش مستمر كه كنترل خود، خود هدايتي، شايستگي و مراقبت از ديگران را تسهيل مي‌كند» تعريف مي‌شود. [1] توصيه مي شود كه مراقبان از يك رويكرد انضباطي جامع براي هدايت رفتارهاي كودكان استفاده كنند.
پدر و مادري در كنار دخترشان كه در حال يادگيري دوچرخه سواري است قدم مي زنند
شكل 1. خانواده اي كه با حمايت به كودك دوچرخه سواري مي آموزد. (منبع عكس: Agung Pandit Wiguna، Pexel License)

مراقبان بايد به طور فعالانه به كودكان بياموزند كه چگونه رفتارهاي خود را با استفاده از راهبردهاي مناسب سن و رشد تنظيم كنند كه باعث افزايش:

     روابط مثبت، حمايتي و پرورش دهنده مراقب و كودك،
     ايمني، دوام و ثبات،
     الگوهاي رفتاري قابل قبول با حذف تقويت‌كننده‌ها براي حذف رفتارهاي نامطلوب و ارائه تقويت‌هاي مثبت براي تقويت رفتارهاي مطلوب.
     مهارت هاي عملكردي شناختي، اجتماعي-عاطفي و اجرايي.

براي دستيابي به نتايج مطلوب، همه مولفه‌هاي فوق بايد به‌طور پيوسته و به‌صورت فردي براي هر كودك، و در چارچوب دوران جواني، احساس دوست‌داشتن، امنيت و امنيت به خوبي عمل كنند. راهبردهاي توصيه شده براي تربيت كودك در صفحات آينده تشريح شده است.

رفتار پرخاشگرانه در كودكان نوپا

۲۰ بازديد

نكاتي براي والدين و مراقبان براي مديريت رفتار پرخاشگرانه در كودكان نوپا و به كودكان كمك مي كند تا ياد بگيرند كه احساسات و واكنش هاي قوي را مديريت كنند، زيرا آنها از خود به عنوان افرادي جدا از والدين و ساير افراد مهم در دنياي خود آگاه مي شوند.

 

دوره بين 18 ماه تا 3 سال زمان هيجان انگيزي است. كودكان نوپا متوجه مي شوند كه آنها افرادي جدا از والدين خود و ساير افراد مهم در دنياي خود هستند. اين بدان معني است كه آنها مشتاق هستند تا خود را ابراز كنند، علايق و ناخوشايندهاي خود را بيان كنند و مستقل عمل كنند (تا جايي كه مي توانند!). در عين حال، تجربه رفتار پرخاشگرانه در كودكان نوپا معمول است، زيرا آنها هنوز خودكنترلي محدودي دارند و تازه شروع به يادگيري مهارت هاي مهمي مانند انتظار، اشتراك گذاري و نوبت گرفتن كرده اند.

مثال زير را براي مديريت رفتار پرخاشگرانه در كودكان نوپا در نظر بگيريد:

شرمن، 2 ساله، سطل قرمز را گرفت و شروع به پارو كردن شن و ماسه در آن كرد. جوجو، "صاحب" قبلي سطل، فرياد زد: "مال من! سطل من!» وقتي كلمات سطل او را پس نمي‌دهند، جوجو سطل را مي‌گيرد، اما شرمن آن را كنار مي‌كشد و از جعبه شن مي‌پرد. جوجو به دنبال شرمن مي آيد، او را هل مي دهد، سطل را مي گيرد و به جعبه شني باز مي گردد. هنگامي كه شرمن يك بار ديگر به جعبه شني نزديك مي شود، جوجو با دقت از سطل خود محافظت مي كند، بازوي خود را دور آن حلقه مي كند و شرمن را از نزديك تماشا مي كند. والدين آن‌ها كه نمايش اين درام را ديده بودند، در زمين بازي قدم مي‌زنند و براي ميليونمين بار سخنراني «از كلماتت استفاده كن» را مي‌خوانند.

از آنجايي كه كودكان نوپا به تازگي شروع به استفاده از كلمات براي برقراري ارتباط كرده اند ، به شدت به اعمال خود متكي هستند تا به ما بگويند كه چه فكر و چه احساسي دارند. وقتي يك كودك نوپا يك اسباب بازي مي خواهد، ممكن است دست شما را بگيرد، شما را به سمت قفسه اسباب بازي ببرد و به كسي كه مي خواهد اشاره كند، اساساً با حركات خود "بگويد": "بابا، من مي خواهم با آن اسباب بازي بازي كنم." لطفا آن را براي من دريافت كنيد.» هنگامي كه عصباني، نااميد، خسته يا غرق شده است، ممكن است از اعمالي مانند ضربه زدن، هل دادن، سيلي زدن، گرفتن، لگد زدن يا گاز گرفتن استفاده كند تا به شما بگويد: "من ديوانه هستم!" "تو خيلي به من نزديكي، دور شو!" "من در حال رانندگي بيش از حد هستم و نياز به استراحت دارم." يا "من آنچه را كه داري مي خواهم!"

با حمايت و راهنمايي شما، فرزندتان ياد مي گيرد كه در ماه ها و سال هاي آينده احساسات و واكنش هاي شديد خود را مديريت كند.

مانند بسياري از جنبه هاي رشد، تفاوت هاي زيادي در ميان كودكان در مورد رفتار پرخاشگرانه وجود دارد. كودكاني كه شديد و « رآكتورهاي بزرگ » هستند، در مقايسه با كودكاني كه ذاتاً راحت‌تر هستند، در مديريت احساسات خود مشكل‌تري دارند. راكتورهاي بزرگ بيشتر به استفاده از اقدامات خود براي انتقال احساسات قوي خود متكي هستند.

به عنوان والدين، يكي از مهم ترين كارهاي شما اين است كه به كودك نوپا كمك كنيد تا احساسات خود را به روش هاي قابل قبول و غير تهاجمي درك كند و با آنها ارتباط برقرار كند. اين كار كوچكي نيست. نياز به زمان و حوصله زيادي دارد. اما با حمايت و راهنمايي شما، فرزندتان ياد مي گيرد كه احساسات و واكنش هاي شديد خود را در ماه ها و سال هاي آينده مديريت كند.

درباره چه چيزي فكر كنيم

هيچ دو فرزند يا خانواده اي شبيه هم نيستند.  فكر كردن در مورد سؤالات زير مي تواند به شما كمك كند تا اطلاعات و استراتژي هاي زير را براي فرزند و خانواده منحصر به فرد خود تطبيق داده و به كار ببريد:

  • چه نوع موقعيت هايي معمولاً منجر به رفتار پرخاشگرانه كودك شما مي شود؟
  • به نظر شما چرا اين است؟ وقتي فرزندتان به شيوه‌اي رفتار مي‌كند كه پرخاشگرانه به نظر مي‌رسد، معمولاً چگونه واكنش نشان مي‌دهيد؟
  • فكر مي كنيد اين واكنش براي فرزندتان مفيد است يا خير؟ چرا؟

از تولد تا 3 سالگي چه انتظاري داريم

از تولد تا 12 ماهگي

ليسي، 11 ماهه، از شيريني كه مادرش مي خورد مي خواهد. ليسي پاهايش را لگد مي زند، بازوهايش را تكان مي دهد و صداهاي زيادي توليد مي كند. اما مادرش فقط يك قاشق ديگر كدو حلوايي به او مي دهد. ليسي بازوهايش را تكان مي دهد و قاشق را از دست مادرش مي زند. اسكواش روي ديوار! ليسي دست هايش را روي صندلي بلند مي كوبد و شروع به گريه مي كند.

يكي از بزرگ‌ترين چالش‌ها در برخورد با رفتار پرخاشگرانه اين است كه مي‌تواند براي والدين بسيار آزاردهنده باشد، چه از نظر عاطفي و چه از نظر فيزيكي. هنگامي كه كودك بيني شما را مي كشد و رها نمي كند، گوشواره را مي گيرد، موها را مي كشد، هنگام شير دادن گاز مي گيرد، يا وقتي يك شي ممنوعه را برمي داريد، دستش را به سمت شما مي كوبد، كاملا طبيعي است كه احساس نااميدي يا نااميدي داشته باشيد. حتي عصبانيت با اين حال، نوزادان به معناي آزار يا ناراحتي عزيزانشان نيستند. آنها به سادگي دنياي اطراف خود را از طريق حواس خود كاوش مي كنند. آنها با گاز گرفتن، دهان، گرفتن، تكان دادن و انداختن، و تكان دادن و ديدن اينكه در نتيجه چه اتفاقي مي افتد، مي آموزند كه چگونه كار مي كند، كه معمولاً يك واكنش بسيار بزرگ است.


از 12 تا 24 ماهگي

جاستين 16 ماهه با تلفن همراه پدرش خوش مي گذرد. دكمه ها را فشار مي دهد و انواع عكس ها را روي صفحه نمايش مي دهد. وقتي پدرش مي بيند كه جاستين دارد چه مي كند، گوشي را از دستش مي گيرد و مي گويد: «به هيچ وجه رفيق. اين براي بچه ها نيست.» جاستين فرياد مي زند: "من مي خواهم!" در حالي كه با ذوق پدرش را لگد مي زند. وقتي پدرش او را بلند مي كند تا او را آرام كند، جاستين دوباره با هر دو پا لگد مي زند.

 

رفتار پرخاشگرانه در كودكان نوپا (ضربه زدن، لگد زدن، گاز گرفتن و غيره) معمولاً در حدود دو سالگي به اوج خود مي رسد، زماني كه كودكان نوپا احساسات بسيار قوي دارند اما هنوز قادر به استفاده مؤثر از زبان براي بيان خود نيستند. كودكان نوپا همچنين خودكنترلي براي جلوگيري از عمل كردن بر اساس احساسات خود ندارند. آنها تازه شروع به پرورش همدلي كرده اند – توانايي درك احساسات ديگران. بنابراين، آنها هنوز نمي توانند بگويند: "مامان، من عصباني هستم كه زاخاري عروسك مورد علاقه من را گرفت. اما مي دانم كه او فقط مي خواهد با من بازي كند. پس چطور به او يك عروسك متفاوت پيشنهاد مي كنم تا با او بازي كند؟»

در عوض، كودك نوپاي شما ممكن است با يك كاميون اسباب بازي به سر زاخاري بكوبد.


از 24 تا 36 ماهگي

بلا، 30 ماهه، براي خداحافظي با مادرش در مراقبت از كودك مشكل دارد. در حالي كه مادرش شروع به رفتن مي كند، بلا دستش را به سمت او دراز مي كند و هق هق مي كند: "نرو مامان!" چاندرا، دوست بلا، مي آيد تا بلا را آرام كند. بلا با كنار زدن بازويش و دويدن به سمت بچه اش او را غافلگير مي كند. بلا زير قلاب كتش جمع شده و گريه مي كند. وقتي تاليسا، يكي از معلمان، به بلا نزديك مي شود تا ببيند آيا مي خواهد داستاني بخواند يا خير، بلا به او ضربه مي زند. تاليسا آرام مي ماند، بلا را نزديك نگه مي دارد و به او مي گويد كه مي داند بلا از رفتن مامانش ناراحت است و ناراحت بودن اشكالي ندارد، اما ضربه زدن اشكالي ندارد. او سپس به بلا كمك مي كند تا در يك فعاليت با دوستانش شركت كند.

اعمال پرخاشگرانه، مانند مشت زدن به والدين، اغلب زماني ظاهر مي‌شوند كه كودكان نوپا تحت تأثير يك موقعيت ناراحت كننده يا احساسات دشوار مانند خشم يا حسادت قرار مي‌گيرند. اين لحظات مي تواند براي والدين بسيار چالش برانگيز باشد زيرا آزاردهنده هستند. والدين اغلب انتظار دارند كه با افزايش كلامي و پيشرفت در مهارت‌هاي فكري كودكان كوچك‌ترشان، توانايي بيشتري نسبت به آنچه كه واقعاً هستند، كنترل كنند. اين مرحله از رشد مي تواند بسيار گيج كننده باشد، زيرا در حالي كه كودك 2 و نيم ساله شما ممكن است بتواند به شما بگويد كه قانون چيست، اما هنوز كنترل انگيزه اي ندارد كه خود را از انجام كاري كه مي خواهد باز دارد. در اين سن، احساسات هنوز هم تقريباً هر بار بر مهارت هاي فكري غلبه مي كنند.

نكته اصلي اين است كه وقتي رفتار پرخاشگرانه را در كودكان نوپا مي بينيد، نشانه مهمي است كه او كنترل نشده است و قبل از هر گونه آموزش يا يادگيري به كمك نياز دارد تا آرام شود. آرام ماندن خود بهترين پاسخ است زيرا به كودك شما كمك مي كند سريعتر آرام شود