چهارشنبه ۱۰ تیر ۰۵

آرشیو بهمن ماه 1404

مشاوره و روانشناسي

۷ مزیت مشاوره زوجین

۱۴ بازديد

 

مشاوره زوجین نوعی روان‌درمانی است که به زوجین کمک می‌کند تا بر اختلافات خود غلبه کرده و روابط خود را بهبود بخشند. چرا مشاوره برای زوجین مهم است؟ مزایای بی‌شماری برای مشاوره روابط برای زوج‌های متأهل و مجرد وجود دارد. این روش معمولاً برای درمان مشکلات روابط مانند خیانت، ارتباط ضعیف، عدم صمیمیت یا مسائل مربوط به حل تعارض استفاده می‌شود. اثربخشی زوج‌درمانی از زوجی به زوج دیگر و میزان تعهد آنها به رابطه متفاوت است. این روش می‌تواند راهی مؤثر برای شما و شریک زندگی‌تان برای حل مسائل درون رابطه باشد. زوج‌درمانی فقط برای زوج‌هایی که دوران سختی را پشت سر می‌گذارند، نیست. بلکه یک تمرین مداوم برای هر کسی است که می‌خواهد یک رابطه پر جنب و جوش و سالم را حفظ کند. ایجاد یک پایه قوی امروز، کلید زنده نگه داشتن عشق در طول زمان است. 

اگر به دنبال تکامل یا رشد رابطه خود هستید، مراجعه به یک زوج درمانگر اولین قدم فوق العاده است. در اینجا 7 مزیت اصلی مشاوره روابط آورده شده است. 

۱. مهارت‌های ارتباطی بهتری را توسعه دهید

ارتباط، پایه و اساس یک رابطه سالم است. به همین دلیل است که اغلب زوج‌ها به درمان مراجعه می‌کنند - برای شنیدن و درک بهتر یکدیگر. مشاور شما به شما کمک می‌کند تا نیازهای یکدیگر را کشف کنید و به شما یاد می‌دهد که چگونه به طور موثر با یکدیگر ارتباط برقرار کنید. شما اهمیت گوش دادن، سازش و حل تعارض را خواهید آموخت - که به شما کمک می‌کند تا به یک رابطه شادتر و هماهنگ‌تر با شریک زندگی خود دست یابید. ارتباط، یک مزیت بسیار ارزشمند مشاوره روابط است و یکی از رایج‌ترین مشکلاتی است که در زوج درمانی به آن پرداخته می‌شود. 

۲. حل اختلاف را یاد بگیرید 

یکی دیگر از مزایای زوج درمانی، تقویت نحوه برخورد شما با اختلافات و بحث‌ها است. اختلافات حتی در قوی‌ترین روابط نیز اتفاق می‌افتند. اگر این اتفاق نیفتد، ممکن است اصلاً نیازهای خود را بیان نکنید. پیدا کردن کلمات مناسب برای حل اختلافات می‌تواند دشوار باشد. مشاوره زوجین به زوجین می‌آموزد که چگونه از طریق گوش دادن فعال، احترام به نظرات یکدیگر، مدیریت احساسات و انتظارات و یادگیری نحوه کنار آمدن با ناامنی‌ها، مشکلات را حل کنند. مشاوران ابزارها و توصیه‌هایی را ارائه می‌دهند تا به شما کمک کنند با یکدیگر صادق‌تر و روراست‌تر باشید، در مواقع دشوار از یکدیگر حمایت کنید و چگونه با یکدیگر صبورتر باشید - حتی زمانی که اوضاع سخت می‌شود.

یک مشاور روابط ، متخصص راهنمایی زوجین برای حل مشکلاتشان در یک محیط امن و حمایتی است. ترکیبی از تکنیک‌هایی مانند گوش دادن فعال و حل مسئله می‌تواند به شما کمک کند تا مسائلی را که مانع شما هستند شناسایی کرده و برای حل آنها تلاش کنید. هدف این است که این مهارت‌های جدید را در کارهای روزمره خود به کار بگیرید - و رابطه خود را از طریق هر تعامل تقویت کنید. 

۳. احساسات خود را در فضایی امن فاش کنید

 در طول زوج درمانی در مورد چه چیزی صحبت می‌کنید؟ هر چیزی که بخواهید. یک مشاور به عنوان یک شخص ثالث بی‌طرف و ماهر، گفتگو را هدایت می‌کند. مشاوره زوجین جای بسیار خوبی برای بیان نیازهای شماست. مشاور شما را قضاوت نمی‌کند، بلکه به شما کمک می‌کند تا بفهمید چگونه می‌توانید به بهترین شکل با شریک زندگی خود ارتباط برقرار کرده و مسائل را حل کنید. 

در مشاوره زوجین، هیچ پنهان‌کاری یا تظاهری مبنی بر اینکه همه چیز خوب است، در حالی که اینطور نیست، وجود ندارد. این محیط برای هر فرد امن است تا دقیقاً آنچه را که احساس می‌کند بدون ترس از قضاوت یا طرد شدن توسط شریک زندگی یا مشاور خود فاش کند. این نوع محیط، ارتباط آزاد را تشویق می‌کند و به زوجین اجازه می‌دهد تا ریشه مشکلات خود را کشف کنند. هنگامی که مشکلات آشکار می‌شوند، مشاور زوج را راهنمایی می‌کند تا برای غلبه بر آنها با هم ارتباط برقرار کنند. 

۴. یک نظر بی‌طرفانه دریافت کنید

مشاور زوجین علاوه بر کمک به شما در افشای احساساتتان، می‌تواند دیدگاهی بی‌طرفانه داشته باشد. همسران اغلب با چنان دیدگاه احساسی به مسائل نگاه می‌کنند که هدف نهایی - حفظ و رشد یک رابطه سالم با یکدیگر - را فراموش می‌کنند. علاوه بر این، زوج‌ها اغلب برای نظرخواهی مجدد، دوستان و خانواده خود را نیز در نظر می‌گیرند که منجر به نظرات و توصیه‌های بسیار جانبدارانه می‌شود. یک مشاور مشکلات شما را به شیوه‌ای بی‌طرفانه می‌شنود و به آنها رسیدگی می‌کند. آنها طرف هیچ‌کس را نمی‌گیرند. تنها هدف آنها بهبود رابطه و ایجاد حس شنیده شدن و درک شدن برای هر دو طرف است. 

۵. نقش خود را در رابطه بشناسید

بخش بزرگی از فرآیند مشاوره زوجین این است که شما در مورد خودتان، نقشتان در رابطه و چگونگی تأثیر آن بر شریک زندگی‌تان اطلاعات کسب کنید. برای بسیاری از زوج‌ها، رابطه به حالت خودکار درآمده است - و باعث می‌شود زوجین از الگوهای رابطه خود بی‌اطلاع باشند. مشاوره زوجین به شما این امکان را می‌دهد که بفهمید رفتار شما چگونه بر شریک زندگی‌تان تأثیر می‌گذارد، و همچنین رفتار او چگونه بر شما تأثیر گذاشته است. از طریق این درک است که زوج‌ها می‌توانند شروع به حل مسائل و بهبود مهارت‌های ارتباطی کنند.

درک بیشتری در مورد سوالاتی مانند موارد زیر کسب کنید: 

  • آیا دینامیک قدرت متعادل است؟ 
  • شما در کدام الگوهای ارتباطی مثبت یا منفی قرار می‌گیرید؟ 
  • آیا مشکل رایجی وجود دارد که بارها و بارها تکرار می‌شود؟ چگونه می‌توانید بر آن غلبه کنید؟ 
  • هر فرد چگونه با تعارض برخورد می‌کند؟ 
  • هر شریک برای احساس عشق بیشتر به چه چیزی نیاز دارد؟ 
  • چه نوع مصالحه‌ای می‌تواند به شما در رسیدن به آنجا کمک کند؟ 

پاسخ به این سؤالات می‌تواند به شما کمک کند تا الگوهای مثبت و منفی در رابطه‌تان را درک کنید که یکی از کلیدهای ایجاد یک پیوند قوی است. 

۶. از نیازهای یکدیگر آگاه شوید

ما به طور طبیعی تمایل داریم که مسائل را از دیدگاه خودمان ببینیم. وقتی در افکار، احساسات و رفتارهای خود غرق می‌شوید، در نظر گرفتن شریک زندگی‌تان می‌تواند دشوار باشد. زوج درمانی هر دو طرف را تشویق می‌کند تا از دیدگاه خود فراتر رفته و از نیازهای یکدیگر آگاه‌تر شوند. این آگاهی منجر به ارتباط بهتر و رابطه‌ای قوی‌تر می‌شود، زیرا هر دو طرف احساس می‌کنند که شنیده و درک می‌شوند. یک مشاور همچنین با ارائه موارد عملی برای امتحان کردن با هم، به شما کمک می‌کند تا نیازهای یکدیگر را برآورده کنید. به عنوان مثال، اگر یکی از شما محبت بیشتری نسبت به شریک زندگی‌تان می‌خواهد، یک مشاور زوجین به شما کمک می‌کند تا سازش کنید و راه حلی پیدا کنید - و هر دو نفر راضی باشند. 

مشاوره همچنین فرصتی را برای زوجین فراهم می‌کند تا در مورد تجربیات گذشته خود با هم تأمل کنند. به عنوان مثال، کدام روال‌ها برای هر دوی شما بهتر عمل می‌کنند، چگونه به نقاط عطف رابطه برسید، یا چگونه جادویی را که زمانی وجود داشت، دوباره خلق کنید. 

۷. جلب یا بازگرداندن اعتماد

یکی دیگر از مزایای زوج درمانی، تقویت اعتماد در رابطه است. اعتماد عنصر کلیدی در هر رابطه‌ای است. به دست آوردنی است، نه دادنی. اعتماد مبتنی بر رفتار مداوم، صداقت و صراحت است. این امر تنها زمانی حاصل می‌شود که هر دو طرف آماده باشند تا به عنوان یک زوج، برای حل مشکلات خود با هم تلاش کنند. کار کردن روی اعتماد به ویژه در صورت نقض آن، مانند دروغ گفتن یا خیانت، بسیار مهم است. مشاور زوج از تکنیک‌های مؤثر و تمرین‌های خانگی برای هدایت زوج به سمت اعتماد استفاده می‌کند.

هیچ‌وقت زود نیست 

مشاوره زوجین، حتی قبل از ازدواج، مزایایی دارد. بسیاری از زوج‌ها صبر می‌کنند تا رابطه‌شان رو به وخامت بگذارد و سپس به دنبال مشاوره بروند. رویکرد بهتر این است که حتی در زمانی که رابطه فوق‌العاده پیش می‌رود، به طور فعال در جلسات زوج درمانی شرکت کنند. همکاری با یک متخصص در بهترین زمان‌ها به شما یاد می‌دهد که چگونه این لحظات مثبت را در مواقع سخت، دوباره خلق کنید. هر چه زودتر شروع کنید، زودتر می‌توانید مهارت‌های لازم برای برآورده کردن نیازهای یکدیگر، گذر از گفتگوهای دشوار و ایجاد یک رابطه سالم کلی را توسعه دهید. پس از ازدواج، با رشد و تکامل رابطه‌تان و با در هم تنیدن زندگی‌هایتان، مزایای بی‌شماری از مشاوره ازدواج نصیبتان می‌شود. نکته کلیدی این است که فعال باشید و به کار روی رابطه‌تان ادامه دهید. 

فوبیای ارتفاع من از کجا آمده است؟

۱۲ بازديد

 

همانطور که هر کسی که از ارتفاع می‌ترسد به شما خواهد گفت، تجربه ترس از ارتفاع به طرز غیرمعمولی ترسناک است - و بله، من یکی از آنها هستم. همانطور که وبلاگ نویس ماجراجویی، زابدیل اسکون، توضیح می‌دهد: «همانطور که زندگی روزمره خود را می‌گذرانیم، به طور طبیعی از ترس‌هایمان اجتناب می‌کنیم تا جایی که به یک عمل ناخودآگاه تبدیل می‌شود . تنها زمانی که با آن ترس‌ها روبرو می‌شوید، واقعاً شروع به بررسی آگاهانه این می‌کنید که چگونه آنها مانع کاری می‌شوند که می‌خواهید انجام دهید.»

 

در مورد من، متوجه نبودم که ترس از ارتفاع وقتی با سفرهای طولانی مدت همراه شود، چقدر می‌تواند ناتوان‌کننده باشد. در لا بوکا، بوئنوس آیرس، دوباره با ترس از ارتفاعم مواجه شدم. بعد از گشت و گذار در این موزه خیره‌کننده، از ما پرسیده شد که آیا مایلیم مجسمه‌های روی تراس‌های پشت بام را ببینیم و از بالکن پشت بام، منظره بندر را ببینیم. همه اینها فوق‌العاده به نظر می‌رسید و واقعاً چشمگیر بود، تا اینکه مجبور شدم از یک پله مارپیچ بسیار بلند و باز به بالکن بالا بروم. با نگاه کردن به بالا، فکر کردم که خیلی محکم نیست. دستانم به طرز باورنکردنی سرد و مرطوب بودند و قلبم هنگام بالا رفتن از پله‌ها تندتر می‌زد [1] .

 

در این نقل قول ، ترکیبی قانع‌کننده از افکار فاجعه‌بار و تظاهرات فیزیولوژیکی اضطراب وجود دارد ، اما افراد مبتلا به فوبیای ارتفاع، افرادی نیستند که به دلیل افتادن از نردبان یا رویدادی مشابه، دچار آسیب روحی شده‌اند . با این حال، آنها اکنون به دلیل همین ترس از ارتفاع، از ارتفاع می‌ترسند؛ آنها در وهله اول هرگز از نردبان بالا نمی‌رفتند. تنها آسیبی که افراد مبتلا به فوبیای ارتفاع تا به حال تجربه کرده‌اند، قرار گرفتن در ارتفاع بالا بوده است، بنابراین ما به یک نظریه کاملاً متفاوت نیاز داریم تا توضیح دهیم که چگونه برخی افراد دچار فوبیای ارتفاع می‌شوند و برخی دیگر نمی‌شوند.

 

یکی از کلیدهای درک فوبیای ارتفاع، ارتباط آن با وحشت و حملات وحشت است و بسیاری از تظاهرات فیزیکی فوبیای ارتفاع بسیار شبیه به علائم وحشت هستند - مثلاً لرزش، عرق کردن کف دست، حالت تهوع، سرگیجه. واقعیت مهم دیگر این است که فوبیای موقعیت‌ها (مانند ارتفاع یا فضاهای بسته) اغلب ویژگی‌های مشترک زیادی با علائم وحشت دارند.

 

برای مثال، به نظر می‌رسد که ترس از ارتفاع، شروع خودبه‌خودیِ اختلال پانیک را بیشتر نشان می‌دهد [2] ، و اگر کسی از ارتفاع هراس داشته باشد، احتمال اینکه به اختلال پانیک نیز مبتلا باشد، به طور قابل توجهی بیشتر از فردی است که از ارتفاع هراسی ندارد [3] .

ارتباط بین علائم پانیک و فوبیاهای موقعیتی مانند فوبیای ارتفاع و کلاستروفوبیا به عوامل شناختی نیز گسترش می‌یابد؛ افراد مبتلا به فوبیای ارتفاع نیز مانند افرادی که دچار حملات پانیک می‌شوند، فکر می‌کنند. انواع خاصی از پیش‌زمینه‌های شناختی اغلب می‌توانند حملات پانیک را تسریع کنند و دو مورد از مهم‌ترین این پیش‌زمینه‌ها، تمایل به آگاهی شدید از احساسات بدنی خود و سوگیری در تفسیر احساسات مبهم بدنی به عنوان تهدیدآمیز است.

 

فقط به این فکر کنید که داشتن این دو نوع سوگیری شناختی به چه معناست. این بدان معناست که شما به احتمال زیاد با احساسات مختلف بدنی خود هماهنگ می‌شوید، بیشتر از یک فرد معمولی متوجه تغییرات در احساسات بدنی خود می‌شوید و حتی وقتی متوجه یک مورد مبهم می‌شوید، بیشتر احتمال دارد فکر کنید که این به معنای اتفاق بدی برای شماست - فاجعه‌ای در ذهن شما منتظر وقوع است. کاملاً محتمل است که این سبک تفکر باعث ایجاد یک چرخه معیوب شود که اضطراب را افزایش می‌دهد و به نوبه خود احساسات بدنی را که به عنوان تهدید تعبیر می‌شوند، افزایش می‌دهد. نتیجه نهایی: وحشت.

 

در مورد فوبیای ارتفاع، این فرآیند مختص ارتفاع شده است و تشخیص احساسات بدنی و تفسیر آنها به عنوان تهدید، به افکار منفی مرتبط با ارتفاع تبدیل می‌شود: «تعادلم را از دست خواهم داد.» «اگر روی لبه بایستم، وسوسه می‌شوم بپرم.» «سرگیجه می‌گیرم یا دچار حمله قلبی می‌شوم و می‌افتم.»

به عنوان یک فرد مبتلا به ترس از ارتفاع، هر یک از این افکار برای من آشنا هستند - اما چقدر این افکار عجیب هستند. چقدر عجیب است که وقتی در ارتفاع بالایی هستید فکر کنید "وسوسه پریدن خواهم شد"، اما در هیچ جای دیگری خواب چنین فکری یا هر فکر خودویرانگر مرتبط دیگری را هم نمی‌بینید. با این حال، این فکری است که از دو سوگیری شناختی بسیار ساده ایجاد شده است و فکری است که توسط میلیون‌ها فرد سالم مبتلا به ترس از ارتفاع در سراسر جهان به اشتراک گذاشته شده است. اینگونه است که ذهن می‌تواند وقتی اضطراب وجود دارد، ترفندهای فریبنده‌ای با شما انجام دهد.

۹ دلیل که ممکن است به مشاوره ازدواج نیاز داشته باشید

۱۵ بازديد

همه زوج‌ها اختلاف را تجربه می‌کنند. برای برخی، دعوا بر سر پول است؛ برای برخی دیگر، فقدان زندگی جنسی یا الگویی از مشاجره‌های مداوم. و همه‌گیری ویروس کرونا یک عامل استرس‌زای بالقوه دیگر را نیز به این جمع اضافه کرده است: گذراندن وقت بیشتر در خانه با هم، که می‌تواند تنش‌ها را تشدید کند یا شکاف‌های پنهان در یک رابطه را آشکار سازد.

 

درمان می‌تواند کمک کند. برخلاف آنچه برخی ممکن است باور کنند، بحث سرزنش کردن نیست - چه کسی چه کاری را انجام داده یا چه کسی مقصر است. بلکه، تریسی راس، درمانگر روابط و خانواده در شهر نیویورک، می‌گوید: «زوج درمانی ابزارهایی را برای برقراری ارتباط و درخواست آنچه نیاز دارید فراهم می‌کند.»

 
 

اگر چشم‌هایتان گرد شده، توجه داشته باشید: طبق گزارش انجمن روانشناسی آمریکا، حدود ۷۵ درصد از زوج‌هایی که برای مشاوره مراجعه می‌کنند، می‌گویند که این کار  رابطه‌شان را بهبود می‌بخشد.  راس می‌گوید: «بسیاری از زوج‌ها به من می‌گویند که این تنها ساعتی است که در طول هفته دارند و روی یکدیگر تمرکز دارند، بدون هیچ حواس‌پرتی.»

 

دکتر گیل سالتز، دانشیار بالینی روانپزشکی در بیمارستان نیویورک-پرسبیترین، کالج پزشکی ویل کورنل، می‌گوید بسیاری از زوجین سال‌ها قبل از اینکه به دنبال درمان بروند، با هم مشکل دارند، اما «همیشه بهتر است که زودتر به سراغ درمان بروید.» رفتار ناسالم و احساسات رنجش‌آور هر چه بیشتر ادامه پیدا کنند، تغییر آنها دشوارتر می‌شود.

 

یک مانع بزرگ برای دریافت کمک؟ وقتی فقط یک نفر در یک رابطه مشتاق تغییر است. سالتز می‌گوید: «گاهی اوقات کسی وارد می‌شود که بسیار مایل به انجام کار است و طرف دیگر اینطور نیست. در نهایت، هر دو نفر باید مشارکت کنند.»

 

در اینجا نه دلیل رایج وجود دارد که چرا ممکن است به دنبال کمک در روابط باشید.

 

۱. شما از هم جدا شده‌اید

 

پس از سال‌ها زندگی مشترک، برخی از زوج‌ها دیگر با یکدیگر ارتباطی ندارند و صرفاً به عنوان هم‌خانه با هم زندگی می‌کنند. دیوید وودسفلو، روانشناس بالینی، زوج‌درمانگر و بنیانگذار و مدیر موسسه وودسفلو برای زوج‌ها در آتلانتا، می‌گوید: «میزان طلاق در زمان‌های مختلف به اوج خود می‌رسد. اوج موج اول حدود هفت سال است. اوج موج دوم ۲۱ سال است. طلاق دوم معمولاً طلاقی است که از هم جدا می‌شوند. این طلاق در مورد اجتناب است، نه دعوا.»

 
 
 

راس می‌گوید: «شنیده‌ام که زوج‌ها می‌گویند: «ما  با هم یک خانه را اداره می‌کنیم ، اما هیچ ارتباط یا صمیمیتی بین ما وجود ندارد. اما هر دو آنقدر سرمان شلوغ است که اهمیتی ندارد.» «چنین فاصله‌ای می‌تواند برای مدت طولانی ادامه یابد، زیرا افراد زندگی خود را با چیزهای دیگر پر می‌کنند و هر گونه  تنهایی  یا نیازی را که دارند، سرکوب می‌کنند. سپس اتفاقی می‌افتد - آنها بازنشسته می‌شوند یا به زوج‌های تنهایی تبدیل می‌شوند - و آنها به یکدیگر نگاه می‌کنند و فکر می‌کنند،  ما به عنوان یک زوج اکنون چه کسانی هستیم؟ »

 

سالتز می‌گوید زوج‌ها اغلب فراموش می‌کنند که چه چیزی در وهله اول آنها را به هم رسانده و چرا عاشق هم شده‌اند. «اگر مدت زیادی با کسی بوده‌اید، روایتی از زندگی، خاطرات و تاریخی ساخته‌اید که نمی‌توانید با شخص دیگری آن را جبران کنید. زوج‌درمانی می‌تواند به شعله‌ور شدن دوباره آن کمک کند.»

 

پول همیشه یک مسئله بحث‌برانگیز برای زوج‌ها بوده است، اما نگرانی‌های دیگری که نسل انفجار جمعیت در اواخر عمر با آن مواجه هستند را هم در نظر بگیرید - مشکلات سلامتی بالقوه، به علاوه سال‌های کمتر (و کمتر) قدرت کسب درآمد، و البته نرخ بهره پایین - و فضایی آماده برای اصطکاک مالی ایجاد می‌شود. در یک نظرسنجی هریس اینتراکتیو، ۳۶ درصد از افراد متاهل ۵۵ تا ۶۴ ساله گفتند که مسائل مالی باعث بحث و جدل با همسرانشان می‌شود.

 

اختلافات ممکن است ناشی از سبک‌های مختلف خرج کردن یا اختلاف نظر در مورد نحوه پس‌انداز و خرج کردن برای دوران بازنشستگی باشد. ممکن است استرس در مورد  نداشتن پول کافی یا نابرابری در نحوه مدیریت اندوخته شما وجود داشته باشد. اد کومبز، متخصص مشاوره زوجین و درمان مالی در متیوز، کارولینای شمالی، می‌گوید: «پول می‌تواند احساسات قوی خشم، اضطراب و حسادت را برانگیزد. آنقدر ارزش ارتباطی بالایی با قدرت دارد که اگر شریکی که درآمد کمتری دارد، جایگاه روانی دیگری نداشته باشد، می‌تواند عدم تعادل در رابطه ایجاد کند.»

 

کومبز توضیح می‌دهد که درمان به افراد کمک می‌کند تا رابطه خود با پول و نحوه شکل‌گیری افکارشان در مورد خودشان و دیگران را درک کنند. اغلب، نحوه نگاه و مدیریت ما به امور مالی به تجربیات گذشته مرتبط است. او از مراجعین می‌خواهد که یک شجره‌نامه خانوادگی ترسیم کنند و در مورد نحوه برخورد با مسائل مالی در خانواده هر یک از زوجین صحبت کنند - اینکه والدینشان چگونه پول را پس‌انداز، خرج و در مورد آن بحث می‌کردند. کومبز می‌گوید این تمرین به آنها کمک می‌کند تا از رفتارهای خرج کردن خود آگاه‌تر شوند و "همدلی مالی بیشتری نسبت به یکدیگر ایجاد کنند".

 

۳. کسی خیانت کرده است

 

یکی از رایج‌ترین دلایل مراجعه به زوج‌درمانی: تلاش برای ترمیم نقض اعتماد - به عبارت ساده‌تر، خیانت - است. انجمن آمریکایی ازدواج و خانواده‌درمانی دریافته است که ۱۵ درصد از زنان متاهل و ۲۵ درصد از مردان متاهل گزارش داده‌اند که رابطه نامشروع داشته‌اند.

 
کارت عضویت قرمز AARP که با زاویه نمایش داده شده است

دسترسی فوری به محصولات مخصوص اعضا و صدها تخفیف، عضویت رایگان دوم و اشتراک مجله AARP را دریافت کنید.

 
 

اما، مطمئناً، خیانت فقط به معنای خیانت فیزیکی نیست. راس خاطرنشان می‌کند: «پنهان کردن چیزی و پنهان‌کاری، خیانت عاطفی است. ممکن است از طریق فیس‌بوک با یک عشق قدیمی دوباره ارتباط برقرار کنید و فکر کنید،  ما فقط داریم همدیگر را می‌بینیم؛ این بی‌ضرر است.  اما ناگهان، قضیه فراتر از این حرف‌ها می‌شود.»برای مشاوره رابطه عاطفی در تهران با گروه ویان تماس بگیرید

 

چطور بفهمیم از خط قرمز عبور کرده‌ایم؟ این کار کمی دشوار است. ایمی مک‌منوس، درمانگر ازدواج و خانواده ساکن لس‌آنجلس، می‌گوید: «خیانت برای افراد مختلف معانی مختلفی دارد. مهم این است که طرفین در رابطه خود تعریف مشترک و مورد توافقی از وفاداری داشته باشند.»

 

اگر وسوسه می‌شوید که رابطه‌تان را تغییر دهید، بهتر است همین الان به مشاوره مراجعه کنید تا اینکه بعداً با عواقب آن روبرو شوید. و اگر یکی از زوجین قبلاً رابطه نامشروع داشته است، قطعاً راهی برای بازگشت وجود دارد. سالتز می‌گوید حدود یک سوم زوج‌های متأهل از رابطه نامشروع جان سالم به در می‌برند، اما به طور کلی، آنها کسانی هستند که برای درمان مراجعه می‌کنند و تمام تلاش خود را برای نجات پیوندشان می‌کنند. راس خاطرنشان می‌کند که در واقع، «رابطه نامشروع اغلب انگیزه‌ای برای مقابله با چیزهایی است که سال‌ها از آنها اجتناب شده است».

 

۴. شما (زیاد) سر سیاست دعوا می‌کنید

مشکلات زناشویی، ناراحتی زوج روی تخت
گتی ایمیجز

سیاست ممکن است دوستان عجیبی پیدا کند، اما وقتی شما و شریک زندگی‌تان در دو سوی طیف سیاسی هستید، می‌تواند به نبردهای نسبتاً بحث‌برانگیزی نیز منجر شود. در واقع، در این دوران تفرقه‌انگیز، گفتنِ «موافق بودن یا نبودن» آسان‌تر از انجام دادن آن است. یک نظرسنجی منتشر شده در سال ۲۰۱۶ از ویکفیلد ریسرچ، یک شرکت نظرسنجی مستقر در آرلینگتون، ویرجینیا، نشان داد که از هر ۱۰ زوج (متأهل یا مجرد) یک نفر به دلیل اختلاف نظر بر سر سیاست، به روابط خود پایان داده است.

 

تریسی راس، درمانگر زوج و خانواده ساکن نیویورک، می‌گوید: «زوج‌درمانی می‌تواند به شما یاد بدهد که بدون اینکه بحث به بحثی مسموم تبدیل شود، در مورد مسائل صحبت کنید.» این کار با داشتن «گفتگویی متفاوت از گفتگویی که شما و همسرتان در خانه دارید، انجام می‌شود. این به شما کمک می‌کند تا حرف‌های یکدیگر را بشنوید، بنابراین امیدواریم که فقط از همان کلیشه‌های تکراری پیروی نکنید.»

 

یکی از تکنیک‌هایی که راس استفاده می‌کند، گوش دادن فعال است. نحوه کار: یک گوینده و یک شنونده وجود دارد. یک تایمر تنظیم می‌شود - مثلاً برای حدود دو دقیقه - و گوینده در مورد باورها و احساسات خود صحبت می‌کند. شریک زندگی آنها باید گوش دهد، توجه کاملی به او نشان دهد و آنچه را که می‌شنود بدون قضاوت تکرار کند. سپس این دو نقش خود را عوض می‌کنند. راس می‌گوید: «چیز قدرتمندی در شنیده شدن وجود دارد. شما به طور متفاوتی گوش می‌دهید و شریک زندگی شما می‌تواند آن گشودگی را احساس کند.»

 

همچنین مهم: تلاش برای یافتن زمینه‌های مشترک. اگرچه شما و شریک زندگی‌تان ممکن است دیدگاه‌های سیاسی متفاوتی داشته باشید، اما احتمالاً اهداف و ارزش‌هایی وجود دارد که با هم مشترک هستید. کاترین هرتلین، استاد برنامه زوج‌درمانی و خانواده‌درمانی در دانشکده پزشکی دانشگاه نوادا، لاس وگاس، می‌گوید: «گاهی اوقات، وقتی زوج‌ها برای درمان می‌آیند، اصرار می‌کنند که 'ما هیچ ارزش مشترکی نداریم'. من به آنها می‌گویم، 'این مزخرف است. اگر ارزش‌های مشترکی نداشتید، نمی‌توانستید با هم باشید.'»

 

او می‌گوید، روان‌درمانی به شما کمک می‌کند تا لایه‌های اختلاف را کنار بزنید تا هر دو به آن وجه مشترک برسید.

 

۵. شما بحث‌های بی‌فایده و آزاردهنده‌ی زیادی دارید

 

همه ما روش‌های متفاوتی برای مدیریت اختلافات داریم. برخی از ما در مواجهه و رویارویی پیشرفت می‌کنیم؛ برخی دیگر وقتی اوضاع داغ می‌شود، عقب‌نشینی می‌کنیم. و سپس انواع منفعل-پرخاشگر وجود دارند. جر و بحث‌های شدید می‌توانند اشک و احساسات جریحه‌دار شده را به جا بگذارند، اما مشاجره مکرر می‌تواند به همان اندازه مخرب باشد. راس می‌گوید: «زوج‌ها در یک چرخه تکراری قرار می‌گیرند. این همان بحث تکراری است.»

 

وودسفلو توضیح می‌دهد که بحث به خودی خود چیز بدی نیست؛ بلکه نحوه‌ی برخورد افراد با این اختلاف است که می‌تواند آن را ناسالم کند. به عبارت دیگر: لزوماً آنچه می‌گویید مهم نیست، بلکه نحوه‌ی بیان آن مهم است. او می‌گوید: «این می‌تواند انتقاد یا شکایت، کنایه یا کلمات بی‌رحمانه یا سوءاستفاده‌ی کلامی مانند فحاشی یا فریاد زدن باشد.»

 

زوج درمانی به شما یاد می‌دهد که چگونه اختلافات را به روشی سالم - منطقی و محترمانه - حل کنید. وودسفلو می‌گوید نحوه شروع مکالمه بسیار مهم است. بنابراین به جای اینکه چیزی تحریک‌آمیز مانند «چرا این کار را کردی؟» را مطرح کنید، لحنی دلگرم‌کننده‌تر مانند «کمکم کن بفهمم چرا این‌طور احساس می‌کنی» را امتحان کنید. ضمایر را عوض کنید، به جای «تو» (مثلاً «  تو همیشه این کار را می‌کنی »)، که طرف مقابل را در حالت دفاعی قرار می‌دهد، از ضمیر اول شخص استفاده کنید ( مثلاً «احساس می‌کنم حرف‌هایم را نمی‌شنوی »).

 

از کلمات «همیشه» و «هرگز» دوری کنید. و سالتز توصیه می‌کند گذشته را بیرون نکشید. «چیزی که می‌خواهید در موردش صحبت کنید، اتفاقات اخیر است.»