چهارشنبه ۱۰ تیر ۰۵

آرشیو اسفند ماه 1404

مشاوره و روانشناسي

بررسی مبانی روانشناسی هیجانی

۹ بازديد

نحوه تفسیر و واکنش ما به دنیای اطرافمان، شخصیت ما را تشکیل می‌دهد و به کیفیت زندگی ما کمک می‌کند. مطالعه روانشناسی عاطفی به محققان این امکان را می‌دهد تا به بررسی آنچه باعث می‌شود انسان‌ها به محرک‌های خاص واکنش نشان دهند و اینکه چگونه این واکنش‌ها از نظر جسمی و روحی بر ما تأثیر می‌گذارند، بپردازند. در حالی که مطالعه روانشناسی عاطفی گسترده و پیچیده است، محققان اطلاعات زیادی در مورد آنچه احساسات ما و واکنش‌های رفتاری و فیزیکی ما به آنها را تشکیل می‌دهد، کشف کرده‌اند.


برای مشاوره رابطه عاطفی در تهران با گروه ویان تماس بگیرید.

تعریف احساسات

احساسات اغلب با احساسات و خلق و خو اشتباه گرفته می‌شوند، اما این سه اصطلاح قابل تعویض نیستند. طبق تعریف انجمن روانشناسی آمریکا (APA)، احساسات به عنوان «یک الگوی واکنش پیچیده، شامل عناصر تجربی، رفتاری و فیزیولوژیکی» تعریف می‌شوند . احساسات نحوه برخورد افراد با مسائل یا موقعیت‌هایی است که از نظر شخصی برایشان مهم است. تجربیات عاطفی سه جزء دارند: یک تجربه ذهنی، یک پاسخ فیزیولوژیکی و یک پاسخ رفتاری یا بیانی.

احساسات از یک تجربه عاطفی ناشی می‌شوند. از آنجا که فرد از این تجربه آگاه است، این تجربه در همان دسته گرسنگی یا درد طبقه‌بندی می‌شود. یک احساس نتیجه یک هیجان است و ممکن است تحت تأثیر خاطرات، باورها و عوامل دیگر قرار گیرد.

خلق و خو توسط APA به عنوان "هر حالت عاطفی کوتاه مدت، معمولاً با شدت کم" توصیف می‌شود . خلق و خو با احساسات متفاوت است زیرا فاقد محرک هستند و نقطه شروع مشخصی ندارند. به عنوان مثال، توهین می‌تواند احساس خشم را تحریک کند در حالی که خلق و خوی عصبانی ممکن است بدون علت آشکاری ایجاد شود.

تعریف احساسات کاری است که هنوز کامل نشده است. بسیاری از محققان هنوز در حال ارائه نظریه‌هایی در مورد آنچه احساسات ما را تشکیل می‌دهد هستند و نظریه‌های موجود دائماً به چالش کشیده می‌شوند. با این حال، هنگام بررسی این موضوع، پایه خوبی از دانش برای تجزیه و تحلیل وجود دارد.

فرآیند احساسات

اگرچه در مورد توالی بحث وجود دارد، اما توافق عمومی وجود دارد که احساسات، همانطور که قبلاً ذکر شد، از سه بخش تشکیل شده‌اند: تجربیات ذهنی، پاسخ‌های فیزیولوژیکی و پاسخ‌های رفتاری. بیایید هر یک از این بخش‌ها را با جزئیات بیشتری بررسی کنیم.

تجربیات ذهنی

همه احساسات با یک تجربه ذهنی شروع می‌شوند که به آن محرک نیز گفته می‌شود، اما این به چه معناست؟ در حالی که احساسات اساسی توسط همه افراد صرف نظر از فرهنگ یا تربیت ابراز می‌شوند، تجربه‌ای که آنها را ایجاد می‌کند می‌تواند بسیار ذهنی باشد.

تجربیات ذهنی می‌توانند از چیزی به سادگی دیدن یک رنگ تا چیزی به بزرگی از دست دادن یک عزیز یا ازدواج متغیر باشند. مهم نیست که این تجربه چقدر شدید باشد، می‌تواند احساسات زیادی را در یک فرد برانگیزد و احساساتی که هر فرد احساس می‌کند ممکن است متفاوت باشد. به عنوان مثال، یک نفر ممکن است از دست دادن یک عزیز احساس خشم و پشیمانی کند در حالی که دیگری ممکن است غم شدیدی را تجربه کند.

پاسخ‌های فیزیولوژیکی

«همه ما می‌دانیم که چه احساسی دارد که قلبمان از ترس به تپش می‌افتد و این سوال را مطرح می‌کنیم که چه چیزی باعث ترس می‌شود . این پاسخ فیزیولوژیکی نتیجه واکنش سیستم عصبی خودکار به احساسی است که ما تجربه می‌کنیم. سیستم عصبی خودکار پاسخ‌های غیرارادی بدن ما را کنترل می‌کند و پاسخ جنگ یا گریز ما را تنظیم می‌کند. به گفته بسیاری از روانشناسان، پاسخ‌های فیزیولوژیکی ما احتمالاً نشان می‌دهد که چگونه احساسات به ما کمک کرده‌اند تا در طول تاریخ به عنوان انسان تکامل پیدا کنیم و زنده بمانیم.»

جالب توجه است که مطالعات نشان داده‌اند پاسخ‌های فیزیولوژیکی خودکار زمانی قوی‌تر هستند که حالت چهره فرد بیشترین شباهت را به ابراز احساسی که تجربه می‌کند داشته باشد. به عبارت دیگر، حالت‌های چهره نقش مهمی در پاسخ متناسب به یک احساس از نظر فیزیکی دارند.

پاسخ‌های رفتاری

جنبه‌ی واکنش رفتاریِ واکنش عاطفی، ابراز واقعی آن احساس است. واکنش‌های رفتاری می‌توانند شامل لبخند، اخم، خنده یا آه، همراه با بسیاری از واکنش‌های دیگر بسته به هنجارهای اجتماعی و شخصیت باشند.

در حالی که تحقیقات فراوان نشان می‌دهد که بسیاری از حالات چهره جهانی هستند، مانند اخم کردن برای نشان دادن غم، هنجارهای اجتماعی-فرهنگی و تربیت‌های فردی در پاسخ‌های رفتاری ما نقش دارند. به عنوان مثال، نحوه ابراز عشق هم از فردی به فرد دیگر و هم در فرهنگ‌های مختلف متفاوت است.

پاسخ‌های رفتاری برای نشان دادن احساساتمان به دیگران مهم هستند، اما تحقیقات نشان می‌دهد که آنها برای رفاه افراد نیز حیاتی هستند. مطالعه‌ای در مجله روانشناسی ناهنجاری نشان داد که هنگام تماشای فیلم‌های احساسی منفی و مثبت، سرکوب پاسخ‌های رفتاری به احساسات، اثرات جسمی بر شرکت‌کنندگان داشته است. این اثرات شامل افزایش ضربان قلب بود. این نشان می‌دهد که ابراز پاسخ‌های رفتاری به محرک‌ها، چه مثبت و چه منفی، برای سلامت کلی شما بهتر از نگه داشتن آن پاسخ‌ها در درون است. بنابراین، لبخند زدن، خندیدن و ابراز احساسات منفی به روشی سالم فوایدی دارد.

پاسخ‌های فیزیولوژیکی و رفتاری مرتبط با احساسات نشان می‌دهد که احساسات چیزی فراتر از یک حالت ذهنی هستند. احساسات بر کل رفتار و سلامت ما تأثیر می‌گذارند. علاوه بر این، توانایی ما در درک پاسخ‌های رفتاری دیگران نقش بزرگی در هوش هیجانی ما ایفا می‌کند که بعداً با جزئیات بیشتری مورد بحث قرار خواهد گرفت.

احساسات و روانشناسی

نظریه‌ها و فرضیه‌های مربوط به احساسات به قرن‌ها پیش برمی‌گردند. در واقع، به احساسات اساسی یا اولیه در کتاب حقوق ، دایره‌المعارف چینی قرن اول، اشاره شده است. اندازه‌گیری و تعریف صحیح احساسات بسیار دشوارتر از بسیاری از پاسخ‌های دیگر انسان است. بخش عمده‌ای از مطالعات انجام شده در روانشناسی عاطفی در مورد احساسات اساسی، پاسخ‌های روانی و رفتاری ما و نقش هوش عاطفی در زندگی ما است.

احساسات اساسی و پیچیده

در روانشناسی هیجانی، هیجان‌ها به دو دسته اساسی و پیچیده تقسیم می‌شوند.

احساسات اساسی با حالات چهره قابل تشخیص مرتبط هستند و تمایل دارند به طور خودکار اتفاق بیفتند. چارلز داروین اولین کسی بود که اظهار داشت حالات چهره ناشی از احساسات، جهانی هستند. این پیشنهاد، ایده اصلی نظریه تکامل او بود و دلالت بر این داشت که احساسات و حالات آنها بیولوژیکی و تطبیقی ​​هستند. در واقع، احساسات چندین سال است که توسط محققان در حیوانات مشاهده شده است، که نشان می‌دهد آنها برای بقا در گونه‌های دیگر نیز محوری هستند. احساسات اساسی احتمالاً در طول تکامل انسان نقشی در بقای ما ایفا کرده‌اند و به اطرافیان ما علامت می‌دهند که بر اساس آن واکنش نشان دهند.

پاول اکمن، روانشناس عاطفی، شش احساس اساسی را شناسایی کرد که می‌توان از طریق حالات چهره آنها را تفسیر کرد. این احساسات شامل شادی، غم، ترس، خشم، تعجب و انزجار بودند. او در سال ۱۹۹۹ این فهرست را گسترش داد و خجالت، هیجان، تحقیر، شرم، غرور، رضایت و سرگرمی را نیز در بر گرفت، هرچند این موارد به طور گسترده مورد استفاده قرار نگرفته‌اند.

فهرست شش احساس اساسی

  • غم و اندوه
  • شادی
  • ترس
  • خشم
  • سورپرایز
  • انزجار

به همین ترتیب، در دهه ۱۹۸۰، روانشناس رابرت پلاتچیک هشت احساس اساسی را شناسایی کرد که آنها را در جفت‌های متضاد، از جمله شادی و غم، خشم و ترس، اعتماد و انزجار، و تعجب و انتظار، گروه‌بندی کرد. این طبقه‌بندی به عنوان چرخ احساسات شناخته می‌شود و می‌توان آن را با چرخ رنگ مقایسه کرد، به این صورت که احساسات خاصی که با هم ترکیب می‌شوند می‌توانند احساسات پیچیده جدیدی ایجاد کنند.

اخیراً، یک مطالعه جدید از موسسه علوم اعصاب و روانشناسی دانشگاه گلاسگو در سال ۲۰۱۴ نشان داد که به جای شش، ممکن است فقط چهار احساس اساسی به راحتی قابل تشخیص وجود داشته باشد. این مطالعه کشف کرد که خشم و انزجار، و همچنین تعجب و ترس، حالت‌های چهره مشابهی را به اشتراک می‌گذارند. این نشان می‌دهد که تفاوت‌های بین این احساسات مبتنی بر جامعه‌شناسی است و نه زیست‌شناسی. با وجود همه تحقیقات و تطبیق‌های متناقض، اکثر تحقیقات اذعان می‌کنند که مجموعه‌ای از احساسات اساسی جهانی با ویژگی‌های چهره قابل تشخیص وجود دارد.

طلاق چگونه می‌تواند بر سلامت روان و رفاه فرد تأثیر بگذارد؟

۱۱ بازديد

 

طلاق می‌تواند فصل بسیار استرس‌زایی از تغییرات باشد، سوگواری برای آسیب‌های گذشته و تغییرات اجتناب‌ناپذیر آینده. هنگام گذر از یک گذار بزرگ زندگی مانند طلاق، علائم کوتاه‌مدت افسردگی و اضطراب می‌تواند افزایش یابد. همچنین می‌تواند علائم فیزیکی استرس، مانند تغییرات در عادات غذا خوردن و خوابیدن و مشکلات گوارشی، وجود داشته باشد. مراجعین معمولاً هنگام مواجهه با مرگ ازدواج، یک فرآیند سوگواری را طی می‌کنند. غمی وجود دارد که اغلب توسط جامعه نادیده گرفته می‌شود و لحظات غم و اندوه بسیار بیشتری یا "غم‌های پنهان"، یادآوری‌های کوچک وجود دارد. اینها اغلب با مرگ مرتبط هستند و طلاق در واقع مرگ آن رابطه و فقدانی شبیه به مرگ است. 

زوج‌های در حال طلاق یا مطلقه هنگام شرکت در جلسات مشاوره چه نگرانی‌های رایجی دارند؟ هنگام کار با آنها چه چالش‌هایی می‌بینید؟

اگر بچه‌ها درگیر باشند، فکر می‌کنم یکی از نگرانی‌های رایج این است که مطمئن شویم بچه‌ها در بحبوحه این تغییرات حالشان خوب خواهد بود. تضمین این امر از سلامت رابطه مشترک والدین و مهارت‌های والدین ناشی می‌شود. اغلب اوقات، این دوران، دوران عاطفی بسیار شدیدی با درد فراوان است. 

یکی دیگر از نگرانی‌های رایج در طلاق، نگرانی در مورد هویت است - من بعد از طلاق چه کسی هستم؟  

هنگام کار با زوج‌هایی که تصمیم به طلاق گرفته‌اند یا اخیراً طلاق گرفته‌اند، چه ملاحظات ویژه‌ای باید در نظر گرفته شود؟

ملاحظات رایج شامل اطلاع‌رسانی جدایی و طلاق به خانواده و دوستان و همچنین چگونگی تصمیم‌گیری به عنوان یک جبهه متحد برای جلوگیری از قرار گرفتن فرزندان در وسط درگیری است.

مشاوران باید مشاوره فردی را تشویق کنند و در مورد ارتباطات و مسائل اخلاقی، مرزهای بسیار خوب و روشنی داشته باشند و به کار مربوط به سوگ که ضروری است، توجه داشته باشند. پیام‌های فرهنگی منفی زیادی در مورد طلاق، به ویژه در برخی محافل مذهبی، وجود دارد، بنابراین ارائه حضوری بدون قضاوت بسیار مهم است. 

چه کسانی ممکن است از مشاوره طلاق بهره‌مند شوند؟ آیا زوج‌هایی که با توافق یکدیگر طلاق گرفته‌اند، هنوز هم می‌توانند از این مشاوره بهره‌مند شوند؟ اگر چنین است، مشاوران چگونه می‌توانند به این مراجعین کمک کنند؟

مشاوره برای همه طرفین مفید است، به خصوص زمانی که حل اختلاف توسط یک شخص ثالث بی‌طرف مورد نیاز باشد. مشاوران می‌توانند با یک برنامه توافق شده در مورد چگونگی پیشرفت، به ایجاد سیستم خانواده برای موفقیت کمک کنند. 

هر کسی می‌تواند از مشاوره طلاق بهره‌مند شود، اگر هر دو طرف مایل و آماده باشند. زوج‌هایی که با توافق متقابل طلاق گرفته‌اند، قطعاً می‌توانند از این مشاوره بهره‌مند شوند، به خصوص وقتی که فرزندی در این رابطه وجود دارد. مشاوران می‌توانند به این مراجعین کمک کنند تا بر روی ارتباط مؤثر، تعیین مرزها و برنامه‌ریزی مشترک برای فرزندپروری کار کنند. مشاوران همچنین می‌توانند زوج را در مراحل جدایی ذهنی و عاطفی راهنمایی کنند، که جنبه مهمی از فرآیند طلاق است.

طلاق چگونه می‌تواند بر توانایی فرد در ایجاد و حفظ روابط سالم در آینده تأثیر بگذارد؟ مشاوران چگونه می‌توانند به این مراجعین کمک کنند تا از آسیب‌هایی که ممکن است تجربه کنند، التیام یابند؟

طلاق یک تجربه تغییر دهنده زندگی است و فرد پس از طلاق در روابط، فرد بسیار متفاوتی است. اغلب، اعتماد پس از طلاق از بین می‌رود و صمیمیت عاطفی با دیگران را دشوار می‌کند. اعتماد را می‌توان با ثبات در روابط سالم و گذشت زمان بازسازی کرد.  

برای افرادی که به بهبودی متعهد هستند، پایان هر رابطه‌ای، به ویژه ازدواج، می‌تواند دعوتی برای بهبودی بیشتر باشد که می‌تواند منجر به گسترش و روشن‌تر شدن نیازها و خواسته‌های رابطه‌ای در آینده شود. این می‌تواند یک دوره بسیار دگرگون‌کننده در زندگی فرد و فرصتی برای مواجهه با فقدان‌های قبلی باشد. طلاق می‌تواند بر توانایی فرد در ایجاد روابط سالم در آینده تأثیر منفی بگذارد، اگر فرد تصمیم بگیرد از پردازش احساسات ناشی از آن اجتناب کند.

چه اقدامات رایجی را برای تقویت و حفظ یک طلاق «سالم» توصیه می‌کنید؟ 

  • افراد حامی خود، جامعه‌ای که بتوانید از آنها حمایت دریافت کنید، را پیدا کنید.
  • به آنها اجازه دهید تا سوگواری کنند، صرف نظر از اینکه این فرآیند سوگواری چگونه باشد. هیچ زمان «عادی» وجود ندارد، زیرا اغلب زخم‌های قدیمی و سابقه آسیب‌های روحی آنها را باز می‌کند.  
  • کمک به بازسازی اعتماد به نفس و شهود خودشان. 

آیا منابع مرتبطی وجود دارد که برای مشاورانی که این نوع کار را انجام می‌دهند، توصیه کنید؟

اگر با خانواده‌های طلاق کار می‌کنید، مرکز فرزندپروری مشارکتی یک سازمان غیرانتفاعی است که آموزش‌ها و منابع عالی را برای متخصصان - مشاوران و وکلا - در جهت کمک به این مراجعین ارائه می‌دهد. 

علاوه بر این، یکی از همکاران درمانگر، «لیگ زنان مطلقه» را ایجاد کرده است ، یک گروه امن و حمایتی برای زنان در فرآیند طلاق که ارتباط، منابع و ابزارها را ارائه می‌دهد. من به مشاوران و مراجعان توصیه می‌کنم که به دنبال گروه‌های حمایتی برای هر کسی که علاقه‌مند است، باشند. 

اضطراب اجتماعی | علائم اضطراب اجتماعی در نوجانان

۱۱ بازديد

 دومین و شایع‌ترین نوع اختلال اضطرابی، اختلال اضطراب اجتماعی است که از دوره نوجوانی علائم آن پدیدار می‌شوند. در این اختلال فرد به شدت از قرارگیری در جمع می‌ترسد و دچار دلهره و دلشوره شدید، خجالت، شرمندگی و افسردگی می‌شود. در ادامه این مقاله در مورد این اختلال و علائم آن بیشتر توضیح خواهیم داد.

اختلال اضطراب اجتماعی چیست؟

اختلال اضطراب اجتماعی که آن را با نام فوبیای اجتماعی، هراس اجتماعی، ترس اجتماعی و استرس اجتماعی هم می‌شناسیم، شکلی از اختلال اضطراب است در آن فرد بعد از قرارگیری در موقعیت‌های اجتماعی مختلف دچار دلهره و ترس شدیدی می‌شود. این افراد در بیشتر اوقات متوجه می‌شوند که بیش از حد می‌ترسند و ترس‌شان منطقی نیست، اما باز هم نمی‌توانند بر آن غلبه کنند. برای مثال فردی که اضطراب اجتماعی دارد، از چند هفته تا چند روز قبل از شروع مهمانی دلشوره و اضطراب دارد، اعتماد به نفس پایینی دارد و حتی افسرده می‌شود.

انواع اختلال اضطراب اجتماعی

جالب است بدانید این اختلال اضطرابی شامل دو نوع خاص و منتشر است. منظور از اضطراب اجتماعی خاص، این است که فرد از صحبت‌ کردن در بین گروه خاصی از افراد یا جمع‌های خاص اضطراب می‌گیرد. اما در نوع منتشر فرد از قرارگیری در هر جمعی و هر موقعیتی، مضطرب می‌شود و بیشتر افراد درگیر این نوع اختلال اضطراب هستند.

اضطراب اجتماعی کودکان چگونه است؟

کودکان مبتلا به اضطراب اجتماعی در موقعیت‌های جمعی مثل جشن تولد، مهدکودک، قرار بازی و … مضطرب می‌شوند و در مواردی مشابه شرایط زیر، اضطراب شدیدی را تجربه می‌کنند:

  • شعر خواندن با صدای بلند
  • صحبت کردن در جمع دیگران
  • حرف زدن با آدم‌های جدید و ناآشنا
  • ترس از مورد ارزیابی قرار گرفتن توسط دیگران
  • نگرانی بابت تحقیر توسط دیگران
  • نگرانی بابت تنها ماندن در جمع همسالان

اضطراب اجتماعی ناراحتی زیادی را به کودکان وارد می‌کند و می‌تواند به شکل گسترده عملکرد تحصیلی و یادگیری آن‌ها را مختل کند. این کودکان همچنین به دلیل ترسی که دارند، با همسالان خود ارتباط برقرار نمی‌کنند و شدیدا احساس تنهایی می‌کنند. والدین با شناخت علائم این اختلال می‌توانند به تشخیص و درمان به موقع آن کمک کنند.

 

اضطراب اجتماعی در نوجوانان

گاهی نوجوانان نیز با وجود جوانب مثبت و مهارت‌هایی که دارند، به شدت از جمع دوری می‌کنند و در موقعیت‌های اجتماعی حاضر نمی‌شوند. برای مثال دانش‌آموزی که در حل مسائل ریاضی مهارت بالایی دارد، اما از رفتن پای تخته و حل‌کردن مسائل در کلاس خودداری می‌کند. یا دانش‌آموزی که جزو رتبه‌های برتر کلاس است، اما به دلیل ترس و هراسی که از جمع دارد در آزمون و المپیاد شرکت نمی‌کند. 

همۀ این موارد نمونه‌هایی از بروز اضطراب اجتماعی در نوجوانان هستند. باید بدانید که این اختلال در نوجوانان بسیار شدیدتر از کم‌رویی و خجالتی‌بودن است و استرس زیادی به آن‌ها وارد می‌کند. تغییرات دوره بلوغ، عوامل محیطی، مشکلات خانوادگی، خودمحوری، ترس از واکنش همسالان و … از جمله دلایل بروز این وضعیت اضطرابیدر نوجوانان است.

علائم اضطراب اجتماعی چیست؟

اختلال اضطراب اجتماعی (Social anxiety disorder) نوعی بیماری روانی است که به طور مزمن بروز می‌کند و باعث اختلال در زندگی روزمره فرد می‌شود. مهم‌ترین علائم این اختلال عبارتند از:

  • سرخ شدن صورت، تعریق شدید، به خصوص در کف دست‌ها
  • لرزش دست و پاها
  • مشکل در تنفس و تنفس سریع
  • احساس فراموشی موقتی
  • احساس حالت تهوع و سرگیجه و مشکلات گوارش
  • لرزش صدا، مشکل در تکلم و صحبت کردن
  • انقباض و سفتی عضلات
  • افزایش ضربان قلب
  • کاهش دمای بدن و احساس سرما
  • ناتوانی در برقراری ارتباط چشمی

در کنار این علائم، فرد ممکن است یک سری علائم رفتاری هم تجربه کند که عبارت‌اند از:

  • ترس از قضاوت دیگران
  • ترس از قرارگیری در مرکز توجه دیگران
  • خجالت‌‌زده شدن
  • نگرانی بابت تحقیر شدن در جمع
  • ترس از برقراری ارتباط با غریبه‌ها

علائم اضطراب اجتماعی در نوجوانان نیز شامل موارد بالا است.

 

 

 

ریشه اضطراب اجتماعی چیست؟

همان‌طور که تا کنون علت اصلی بروز اختلال اضطراب کشف نشده است، ریشه اصلی بروز اضطراب اجتماعی نیز مشخص نیست. گاهی اوقات برخی مشکلات مغزی و تغییر در ترشح هورمون‌های شیمیایی می‌توانند واکنش به ترس را مختل کرده و از این طریق باعث بروز این اختلال اضطرابی شوند.

علاوه بر این گاهی ریشه اضطراب اجتماعی در خانواده و والدین فرد است. یعنی کسانی که سابقه ابتلا به این اختلال را در خانواده‌شان دارند، 2 تا 6 برابر بیشتر از دیگران در معرض ابتلا به این عارضه هستند. عوامل محیطی، ترس از جدایی، مشکلات گذشته، تجربیات ناگوار، فوبیا، مصیب در کودکی و …. از دیگر عوامل موثر در بروز این اختلال هستند.

 

«اختلال اضطراب اجتماعی ممکن است نتیجه تعامل پیچیده عوامل زیستی و محیطی باشد، از جمله ویژگی‌های ارثی، ساختار مغز، و تجربیات محیطی.»

کتاب در مورد اضطراب اجتماعی

مطالعۀ کتاب یکی از راه‌های مقابله با اضطراب اجتماعی است. کتاب‌هایی که موضوع آن‌ها در مورد اضطراب است با افزایش آگاهی و درک بهتر شرایط در مورد این اختلال و مکانیسم‌های آن شما را مطلع می‌کند. همچنین این کتاب‌ها با بیان تجربه‌های سایر افراد می‌توانند به شما اعتماد به نفس بیشتری دهند.

علاوه بر این، مطالعه کتاب‌های مربوط به روش‌های شناختی رفتاری و پذیرش و تعهد می‌تواند به افراد تکنیک‌هایی عملی برای مقابله با اضطراب اجتماعی ارائه دهد، از جمله تمرینات برای مدیریت افکار منفی و تقویت مهارت‌های ارتباطی. مطالعۀ کتاب راهی برای فرار از موقعیت‌هایی که باعث بروز این اختلال می‌شوند نیز هست. در ادامه چند عنوان کتاب مرتبط با اضطراب اجتماعی را به شما معرفی می‌کنیم. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد هر یک از آن‌ها و یا خرید این کتاب‌ها بر روی آن کلیک کنید.

  • کتاب نسل مضطرب از جاناتان هایت: این کتاب دلایل افزایش اضطراب اجتماعی در نسل‌های جدید را بررسی می‌کند.
  • کتاب مزایای اضطراب از تریسی دنیس: این کتاب توضیح می‌دهد چطور واکنش‌های اضطرابی در شرایط خاص می‌توانند به تقویت تعاملات افراد کمک کنند تا افراد مهارت‌های اجتماعی خود را تقویت کنند.
  • کتاب قدرت سکوت از سوزان کین: این کتاب برای افراد درونگرایی مناسب است که با اضطراب اجتماعی دست و پنجه نرم می‌کنند.
  • کتاب چرا گورها زخم معده نمی گیرند از رابرت ساپولسکی: این کتاب بیشتر به مسئلۀ استرس می‌پردازد و از آنجا که  اضطراب اجتماعی ممکن است یکی از اشکال استرس باشد، خواندن آن می‌تواند مفید باشد.

راه های مقابله با اضطراب اجتماعی چیست؟

درمان اضطراب اجتماعی در موارد شدید تحت نظر روانشناس انجام می‌شود و شامل دو روش روان‌درمانی و دارو درمانی است که ما در این مقاله به آن‌ها نمی‌پردازیم. در کنار روش‌های درمانی روانشناسی، برخی راهکارها هم وجود دارد که در درمان این اختلال موثر هستند. برخی از مهم‌ترین راه‌های مقابله با اضطراب اجتماعی عبارت‌اند از:

روی خودتان تمرکز کنید، نه دیگران

بسیاری از افرادی که در موقعیت‌های اجتماعی دچار اضطراب می‌شوند، به این دلیل است که در شلوغی روی دیگران تمرکز می‌کنند. مثلا فکر می‌کنند همه نگاه‌ها در مهمانی به سمت آن‌ها است یا فکر می‌کنند همه افراد در مورد آن‌ها با هم صحبت می‌کنند. باید تمرین کنید تا تمرکزتان را از روی عوامل بیرونی برداشته و روی درون خودتان تمرکز کنید. این کار تا حد زیادی در کاهش علائم تاثیر می‌گذارد.

 

آرام‌تر نفس بکشید

یکی از علائم بروز اضطراب اجتماعی، تنفس تند و سریع است که خود باعث بروز علائم دیگری نظیر سردرد، سرگیجه، احساس خفگی و … می‌شود. اگر بتوانید هنگام بروز اختلال، روی تنفس خود تمرکز کنید و با آرامش بیشتری نفس بکشید، می‌توانید به طرز موثری علائم اختلا را کاهش دهید. یک نمونه تمرین تنفسی برای مقابله با اختلال اضطراب اجتماعی به صورت زیر است:

  • سعی کنید در جایی راحت و صاف بنشینید و شانه‌های خود را منقبض نکنید.
  • یک دست را روی قفسه سینه و دست دیگرتان را روی شکم قرار دهید.
  • به مدت چهار ثانیه از طریق بینی و به آرامی نفس بکشید. هنگام نفس کشیدن در این حالت، باید دستی که روی شکم است بالا بیاید و دست دیگر بسیار کم تکان بخورد.
  • چند ثانیه نفس‌تان را نگه دارید.
  • در ادامه 6 ثانیه با دهان بازدم انجام دهید و تا جای ممکن هوا را از شش‌هایتان خارج کنید. در این حالت هم باید دست روی شکم تکان بخورد و دست دیگر ثابت باشد.
  • این کار را دوباره انجام دهید تا زمانی که آرام شوید و علائم از بین بروند.

برای اجتماعی‌تر بودن تلاش کنید

برای غلبه بر اضطراب اجتماعی، یک راهکار این است که با ترس‌هایتان مقابله کنید و خود را در موقعیت‌های شلوغ قرار دهید. برای این کار باید محیط‌ها و جمع‌های اجتماعی حمایت‌گری را پیدا کنید که در آن‌ها کمتر احساس ترس و دلهره دارید. برای مثال جمع دوستان صمیمی و خانواده گزینه خوبی برای تعامل با دیگران و مقابله با این اختلال است.

از موقعیت‌های اضطرابی و استرس‌زا دوری کنید

ما در هر لحظه و هرجا از هر سمتی در معرض اضطراب و استرس زیادی هستیم. زمانی که بتوانید خودتان را از این موقعیت‌ها دور کنید، هم اعتماد به نفس بیشتری خواهید داشت و هم کمتر دچار اختلال اضطراب اجتماعی می‌شوید. 

برای مثال باید کافئین کمتری مصرف کنید، فعالیت بدنی خود را افزایش دهید، امگا 3 بیشتری در رژیم غذایی خود قرار دهید، مشروبات الکلی و سیگار را ترک کنید و روی کمیت و کیفیت خواب‌تان کار کنید. همچنین استفاده کمتر از فضای مجازی می‌تواند روی کاهش علائم شما تاثیر شگرفی بگذارد.

شجاعانه به استقبال ترس‌هایتان بروید

مقابله با ترس‌ها به جای دوری از آن‌ها، جزو بهترین راهکارهای مقابله با اضطراب اجتماعی است. اینکه مداوم از ترس‌هایتان دوری کنید، نه تنها باعث کاهش علائم نمی‌شود بلکه بروز حملات شدیدتر اختلال اضطراب اجتماعی را در پی دارد. این اجتناب همچنین می‌تواند شما را بسیار محدود و منزوی کند، 

برای مثال شاید هیچ‌وقت نتوانید در جلسات کاری در مورد ایده‌ها و نظرات‌تان صحبت کنید یا در کلاس به زبان انگلیسی صحبت کنید. قرارگیری در این موقعیت‌ها شاید در نگاه اول کمی ترسناک به نظر برسد، اما انجام آن‌ها به تدریج برایتان راحت‌تر شده و در نهایت از آن‌ها سربلند بیرون می‌آیید.

طرز فکر و دیدگاه خود را تغییر دهید

راهکار دیگری که به مقابله با اضطراب اجتماعی کمک می‌کند، تغییر طرز دیدگاه است. برای مثال اگر به جای اینکه فکر کنید در جمع مثل احمق‌ها به نظر می‌رسید و کسی از شما خوشش نمی‌آید، به چیزهای مثبت فکر کنید، ترس و اضطراب‌تان در موقعیت کمتر خواهد شد. بنابراین با به چالش‌کشیدن افکار منفی‌تان می‌توانید با اضطراب خود مقابله کنید. همچنین می‌توانید با کمک روانشناس، عوامل زمینه‌ساز این افکار منفی را پیدا کرده و آن‌ها را از بین ببرید.