سه شنبه ۱۲ فروردین ۰۴

روانشناسي

مشاوره و روانشناسي

فواید درمان برای مردان

۱۳ بازديد

جامعه مدرن در آگاهی خود از اهمیت رفاه عاطفی برای همه در حال رشد است و سلامت روان برای مردان به ویژه برجسته است. بسیاری از مردان احساس می کنند که باید قوی و از نظر احساسی سخت باشند. آنها احساس می کنند اگر به دنبال درمان باشند، ضعیف به نظر می رسند و احساس می کنند. بنابراین، درمان برای مردان با نرخ‌های بسیار پایین‌تری نسبت به درمان زنان انجام می‌شود، اما درمان برای مردان مزایای فوق‌العاده‌ای برای کسانی دارد که این کار را انجام می‌دهند.برای مشاوره با روانشناس مرد در تهران با کلینیک ویان تماس بگیرید

چرا مردان باید به دنبال درمان باشند؟

مردان نیمی از جمعیت را تشکیل می دهند، اما تنها یک سوم از کل مراجعین تحت درمان را تشکیل می دهند. این احتمالاً چیزی است که باید تغییر کند، با توجه به اینکه چگونه یک سوم از همه مردان حداقل یک بار در زندگی خود دچار افسردگی می شوند. مردانی که به دنبال درمان هستند، مزایای فوق‌العاده‌ای در زندگی عاطفی و سلامت روابط خود مشاهده می‌کنند.

یافتن راه حل ها

در حالی که کلیشه سازی یک جنسیت کامل خطرناک است، بسیاری از مردان به حلال مشکلات خود افتخار می کنند. با این حال، زندگی می تواند چیزهایی را به سمت آنها پرتاب کند که ممکن است خارج از محدوده توانایی های آنها باشد. یک کارگاه آموزشی یا ویدیوی یوتیوب ممکن است به آنها در انجام یک پروژه بهبود خانه کمک کند، اما اگر از دعوا با همسر خود خسته شده اند، ممکن است به یک متخصص سلامت روان نیاز داشته باشند تا راه خود را از یک موقعیت منفی پیدا کنند.

افزایش آگاهی

مردانی که با درمانگران حرفه ای کار می کنند از افزایش آگاهی از افکار، عواطف و احساسات پیچیده خود لذت می برند. بسیاری از مراجعان مرد در ابتدا تعجب می کنند که چرا بینش در مورد چنین چیزهایی مهم است، اما به زودی متوجه می شوند که افزایش آگاهی در مورد این مسائل به آنها کمک می کند تا بفهمند چه چیزی آنها را تحت فشار قرار می دهد یا آنها را عصبانی و ناراضی می کند. در نتیجه شادی، استرس کمتر و آرامش درونی امکان پذیرتر است.

یافتن پاسخ

مردها معمولاً سؤالاتی دارند که می خواهند به آنها پاسخ دهند، اما ممکن است از پرسیدن از کسی که می شناسند احساس راحتی نکنند. برای این موضوع، آنها حتی ممکن است ندانند از چه کسی بپرسند. درمان فضایی امن و محرمانه برای پرسیدن آنچه در ذهن آنهاست بدون ترس از قضاوت یا بازخورد منفی است.

استرس کار 

مردانی که برای امرار معاش کار می کنند ممکن است به اندازه خانه وقت خود را صرف کار کنند. در واقع، در بسیاری از موارد، می تواند بیشتر از این باشد. تنها چند ماه درمان می تواند به طور چشمگیری اعتماد به نفس و رضایت شغلی کارمند را بهبود بخشد. عملکرد شغلی آنها اغلب بالا می رود و برای چندین سال بالاتر از میانگین باقی می ماند.

ابزارهای مقابله ای

به همه کودکان و بزرگسالان جوان مهارت‌های مقابله آموزش داده نمی‌شود، و حتی به آنهایی که آموزش داده می‌شوند، ممکن است روش‌هایی آموزش داده شود که به‌خصوص سالم یا مؤثر نیستند. مردان مدرن هنوز هم به ابزارهای مقابله ای نیاز دارند، شاید بیشتر از همیشه. درمانگران حرفه‌ای می‌توانند به مردان بزرگسال کمک کنند تا با استرس خود کنار بیایند، و گاهی اوقات تنها توانایی کاهش استرس به فرد این توانایی را می‌دهد که با آرامش بیشتری با این مسائل کار کند.

 

مردانگی

جنسیت و هویت جنسی برای بسیاری از مردم واقعاً مهم است و این یک چشم انداز دائماً در حال تغییر در سطح اجتماعی است. حتی مردان جوان ممکن است از دوران نوجوانی و کودکی شاهد تغییر عقاید مردانگی خود بوده باشند، خواه تغییرات اجتماعی باشد یا فقط تغییر در باورهای خود. از طریق درمان مؤثر، بسیاری از مردان نسخه مخصوص به مردانگی را پیدا می کنند که به آنها کمک می کند از زندگی سالم تر و پربارتر لذت ببرند.

مربیگری

زندگی مانند یک ورزش گروهی است که با همکاری دیگرانی که می خواهند موفقیت شما را ببینند آسان تر می شود. مسلماً، درمان برای مردان از روانشناسی ورزشی گذشته است، و همه مردان حتی از طرفداران پرشور ورزش نیستند یا خود را ورزشکار نمی دانند. با این حال، داشتن یک مربی کمک می کند که بتواند کسی را در زندگی به سمت چیزی هدایت کند که به بهتر شدن او کمک می کند. یک درمانگر واجد شرایط می تواند آن مربی باشد و شما را راهنمایی کند تا بهترین خود باشید. 

زندگی جنسی آنها

یک زندگی جنسی ضعیف می‌تواند رابطه با هر شریک عاشقانه‌ای را از بین ببرد و می‌تواند به سرعت عزت نفس و اعتماد به نفس شخصی را کاهش دهد. افسردگی، استرس و اضطراب می توانند به طور موثری خلق و خوی اتاق خواب را از بین ببرند. داروهای اختلال نعوظ می توانند کارهای زیادی انجام دهند، اما در کنار درمان بهتر عمل می کنند.

کسی که باید به او اعتماد کرد

همه افکاری دارند که لزوماً دوست ندارند. و صحبت کردن در مورد آنها، حتی اگر فقط یک بار، گاهی اوقات تنها راه رهایی آنها از ذهن یک فرد است. یک درمانگر یک فرد قابل اعتماد است که مردان می توانند از آن برای در میان گذاشتن مبارزات درونی خود با خارج از خانواده، دوستان و همکارانشان استفاده کنند. اینجا جایی است که می توان قضاوت و عواقب منفی را در آن جا گذاشت.

نقش های زندگی 

مردان در فرهنگ معاصر نقش های مختلفی را ایفا می کنند. در حالی که آنها ممکن است به عنوان پسر و احتمالاً برادر شروع کنند، بسیاری در نهایت کارمند، شوهر و پدر می شوند. هر بار که مردی پا به یک نقش جدید می گذارد، برای او چیزی کاملاً جدید و چالش برانگیز است. درمان می تواند به او کمک کند تا با خیال راحت و با اطمینان در این موقعیت های عادی جدید در زندگی قرار گیرد.

نتایج می تواند رخ دهد

مردان برای انجام درمان نیازی به افسردگی، استرس یا حتی خودکشی ندارند. گیر افتادن در زندگی به اندازه کافی بد است. هر مرد بالغی که به سادگی می خواهد گیر کند و به زندگی خود ادامه دهد، می تواند از درمان بهره مند شود. تنها سه یا چهار ماه با یک متخصص مناسب می‌تواند نتایجی را به‌دست آورد که ممکن است در زمان‌های اخیر کم یا غیرممکن به نظر می‌رسید. بنابراین، مهم نیست که مبارزه یا نیاز شما چیست، یک درمانگر می تواند تقریباً در هر جنبه ای از زندگی شما کمک کند. 

یک مرد از کجا می تواند شروع کند؟

گفتگو با پزشک یا پزشک شخصی آنها همیشه نقطه شروع خوبی برای یافتن گزینه های درمانی است. مکان دیگری که باید بررسی شود، خطوط تلفن ملی سلامت روان است، و هر کسی که از طریق بیمه درمانی خود پوشش کامل پزشکی دارد، ممکن است از مزایایی برخوردار باشد که می‌توانند کشف کنند. درمانگران موجود می توانند از روانپزشکان گرفته تا مددکاران اجتماعی با سطوح بسیاری از کمک های حرفه ای در این بین متغیر باشند. هر کدام مزایا و هزینه های مربوط به خود را دارند، اما پوشش بیمه سلامت روان را به گزینه ای برای افراد بیشتری از آنچه که به طور گسترده شناخته شده است تبدیل می کند.

به طور خلاصه

مردان درمانی چیزی است که می تواند به مردان در مورد بسیاری از چیزهای زندگی کمک کند که هرگز به تنهایی متوجه آنها نشده اند یا ممکن است نحوه برخورد با آنها را آموزش نداده باشند. درمان برای مردان کاملاً دارای انگی نیست که قبلاً انجام می داد. امیدواریم با یادگیری بیشتر مردان از مزایای درمان، سلامت روان مردان چیزی باشد که جامعه بهتر به آن اهمیت می دهد. که فقط می تواند به نفع نسل های آینده مردان، پدران و پسران باشد.


 

چرا باید به درمان مراجعه کنم؟ 8 نشانه که زمان مراجعه به درمانگر فرا رسیده است

۱۴ بازديد

آیا زمان مراجعه به یک درمانگر فرا رسیده است؟ احتمالا!

وقت آن است که به یک درمانگر مراجعه کنید. روان درمانی، گفتگو یا گفتار درمانی، مشاوره یا به سادگی درمان – صرف نظر از نامی که با آن شناخته می شود، مشاوره سلامت روان می تواند برای افرادی که با مشکلات عاطفی، چالش های زندگی و نگرانی های سلامت روان دست و پنجه نرم می کنند، مفید باشد.

چرا درمان؟

درمان می تواند به بهبود علائم بسیاری از شرایط سلامت روان کمک کند. در درمان، افراد می توانند یاد بگیرند که با علائمی که ممکن است فوراً به درمان پاسخ ندهند کنار بیایند. تحقیقات نشان می دهد که مزایای درمان بیشتر از دارو به تنهایی دوام می آورد. دارو می‌تواند برخی از علائم بیماری‌های روانی را کاهش دهد، اما درمان به افراد مهارت‌هایی را می‌آموزد تا بسیاری از علائم را به تنهایی برطرف کنند. این مهارت‌ها پس از پایان درمان باقی می‌مانند و علائم ممکن است با استفاده از پایه‌های لمسی درمانگر بهبود یابد.

مسائل مربوط به سلامت روان چقدر رایج است؟

مسائل مربوط به سلامت روان رایج است. آمارهای اخیر اتحادیه ملی سلامت روان نشان می دهد که از هر 5 بزرگسال آمریکایی، 1 نفر با یک وضعیت سلامت روانی زندگی می کند، در حالی که از هر 20 بزرگسال، 1 نفر هر سال یک وضعیت سلامت روانی جدی را تجربه می کند. از هر 6 جوان 6 تا 17 ساله ایالات متحده، 1 نفر یک اختلال سلامت روان را تجربه می کند.

اما تنها حدود 40 درصد از افراد مبتلا به مشکلات سلامت روان کمک دریافت می کنند. مشکلات سلامت روان درمان نشده اغلب بدتر می شوند و ممکن است اثرات منفی دیگری داشته باشند. آنها همچنین می توانند منجر به موارد زیر شوند:

  • ناتوانی در کار یا رفتن به مدرسه
  • مشکل در روابط یا مراقبت از کودکان
  • افزایش خطر مشکلات سلامتی
  • بستری شدن در بیمارستان
  • خودکشی

خودکشی دومین عامل مرگ و میر برای افراد بین 10 تا 34 سال در ایالات متحده است. حدود 90 درصد از افرادی که در ایالات متحده بر اثر خودکشی می میرند با یک بیماری روانی زندگی می کردند.

بهترین گزینه برای کسانی که به خودکشی فکر می کنند، دریافت کمک فوری این است که از طریق تلفن، پیام متنی یا چت آنلاین با خط کمک خودکشی تماس بگیرند. ممکن است تشویق شوید که با نزدیکترین اورژانس تماس بگیرید یا به آن مراجعه کنید. هنگامی که دیگر در بحران نیستید، یک درمانگر می‌تواند به شما کمک کند تا به سمت جلو بروید.

آیا به درمان "نیاز دارم"؟

ممکن است تماشای مواجهه یکی از عزیزان با چالش‌های سلامت روان دشوار باشد، اما گفتن به کسی که باید به درمان برود یا نیاز به درمان دارد می‌تواند انگ یا مقابله‌ای باشد.

تشویق فردی که دوست دارید به گزینه های درمانی احتمالی توجه کند ، حتی پیشنهاد بررسی درمانگران بالقوه با آنها، به طور کلی راه خوبی برای نشان دادن حمایت است. افرادی که احساس می کنند مجبور به درمان هستند ممکن است احساس مقاومت کنند و انجام کارهای مورد نیاز برای ایجاد تغییر برایشان سخت تر است.

هنگامی که هر نوع سلامت روانی یا نگرانی عاطفی بر زندگی و عملکرد روزمره تأثیر می گذارد، ممکن است درمان توصیه شود. درمان می تواند به شما کمک کند در مورد آنچه احساس می کنید، چرا ممکن است آن را احساس کنید و چگونه با آن کنار بیایید، بیاموزید.

درمان همچنین مکانی امن برای صحبت در مورد چالش‌های زندگی مانند جدایی‌ها ، غم و اندوه، مشکلات والدین، تأثیرات کووید یا مبارزات خانوادگی ارائه می‌کند . به عنوان مثال، مشاوره زوجین می تواند به شما و شریک زندگیتان کمک کند تا مشکلات رابطه را حل کنید و راه های جدیدی برای ارتباط با یکدیگر بیاموزید. توجه داشته باشید که منابع بحران، نه مشاوره زوجین، معمولاً برای روابط آزاردهنده توصیه می شود.

افسردگی چیست؟

۱۳ بازديد

 

افسردگی یک وضعیت سلامت روان است که باعث می شود شما احساس غمگینی یا خلق و خوی ضعیف داشته باشید. در حالی که گاهی اوقات احساس ناراحتی طبیعی است، اما اگر به مدت 2 هفته یا بیشتر این احساس را داشته باشید یا خلق و خوی شما در مسیر زندگی روزمره شما قرار بگیرد، ممکن است افسردگی داشته باشید.

این اطلاعات در مورد افسردگی در جوانان است. با این حال، بسیاری از جنبه ها و عوامل خطر افسردگی مربوط به سن نیستند. در مورد افسردگی در جامعه بیشتر بخوانید .

افسردگی در جوانان چقدر شایع است؟

افسردگی از هر 4 بزرگسال جوان در استرالیا یک نفر را تحت تاثیر قرار می دهد. اکثر مردم برای اولین بار در دوران نوجوانی یا جوانی افسردگی را تجربه می کنند. میزان افسردگی در زنان جوان بیشتر از مردان جوان است.

علت افسردگی در جوانان چیست؟

افسردگی می تواند ناشی از طیف وسیعی از عوامل باشد و هر فردی شرایط خاص خود را دارد. معمولاً افسردگی در اثر ترکیبی از عوامل ایجاد می شود. برخی از عوامل مرتبط با افسردگی عبارتند از:

  • سابقه خانوادگی افسردگی
  • درگیری در خانه یا یک محیط استرس زا
  • قلدری در مدرسه یا آنلاین
  • سابقه اضطراب یا سایر مشکلات سلامت روان
  • سوء مصرف مواد ، از جمله الکل
  • ویژگی های شخصیتی و روش های آموخته شده تفکر مانند بدبینی، شک به خود، اعتماد به نفس پایین ، بدخلق بودن و بسیار حساس بودن
  • رویدادهای آسیب زا یا استرس زا مانند آزار جسمی یا جنسی ، مرگ یا طلاق در خانواده، یا تغییرات بزرگ در روال یا سبک زندگی

گاهی اوقات، افراد بدون هیچ دلیل واضحی ممکن است دچار افسردگی شوند. فقط به این دلیل که دلیل مشخصی وجود ندارد به این معنی نیست که شما افسردگی را تجربه نمی کنید.

علائم افسردگی در جوانان چیست؟

بسیاری از علائم و نشانه های افسردگی در جوانان مانند بزرگسالان است.

تشخیص علائم افسردگی در افراد جوان در مقایسه با تغییرات خلقی که بخشی طبیعی از رشد است ، می تواند دشوار باشد .

علائم افسردگی می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • عصبانیت یا تحریک پذیری
  • احساس شدید بی ارزشی یا گناه
  • کناره گیری از دیگران
  • مشکل در انجام وظایف خودمراقبتی روزانه

ممکن است احساس کنید:

  • غمگین، بداخلاق، خالی، بی حس یا بی انگیزه
  • خسته
  • بدبین
  • همه چیز "خیلی سخت" به نظر می رسد
  • بی علاقه به چیزهایی که معمولاً از آنها لذت می برید
  • مشکل در تصمیم گیری
  • شما با تمرکز و حافظه مشکل دارید

شما همچنین ممکن است متوجه علائم فیزیکی افسردگی شوید، مانند:

  • مشکل خواب یا بی خوابی ، پرخوابی یا در رختخواب ماندن بیشتر روز
  • تغییر در اشتها یا وزن
  • مشکلات جسمی، مانند معده درد ، حالت تهوع یا سردرد
  • انرژی کم

تقریباً همه گهگاه برخی از این علائم را دارند. اگر علائم شما شدید است یا بعد از 2 هفته از بین نمی رود، ممکن است افسردگی را تجربه کنید.

اگر افسردگی شدید شود، ممکن است افکار آسیب رساندن به خود یا خودکشی داشته باشید . نشانه های افکار یا برنامه های خودکشی اغلب آشکار نیستند. خودکشی عامل اصلی مرگ و میر جوانان است. جوانان نیز بالاترین میزان بستری شدن در بیمارستان را برای خودآزاری عمدی دارند.

شناخت چگونگی تأثیر احساسات بر ارتباطات

۲۶ بازديد
 

به‌عنوان یک درمانگر، یکی از اولین قدم‌هایی که در هر جلسه برمی‌دارم این است که در مورد چشم‌انداز عاطفی، هم از مشتری و هم خودم، پرس و جو کنم تا بفهمم چگونه جلسه ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد.برای ارتباط با کلینیک روانشناسی در تهران ایننجا کلیک کنید

چرا؟

زیرا احساسات به‌عنوان فیلترهای قدرتمندی عمل می‌کنند و بر آنچه که به آن توجه می‌کنیم، نحوه تفسیر آن و در نهایت بر نحوه واکنش ما تأثیر می‌گذارند. این جنبه حیاتی و در عین حال اغلب پنهان ارتباط چیزی است که این مقاله قصد دارد آن را بررسی کند. با درک اینکه چگونه احساسات بر توانایی‌های شنیداری ما تأثیر می‌گذارند، می‌توانیم تلاش کنیم تا ارتباط‌دهنده‌ای آگاه‌تر و مؤثرتر شویم.

چرا درباره احساسات بپرسیم؟

در حالی که ممکن است این سوال به سادگی به نظر برسد "امروز چه احساسی دارید؟" به درک عمیق تری از فیلترهای احساسی بالقوه ای که ممکن است بر جلسه تأثیر بگذارد، می پردازد. این فیلترها می توانند به طرز ماهرانه ای نحوه درک مشتریان از کلمات و اعمال من را شکل دهند و بالعکس. با اذعان به حضور بالقوه این فیلترهای احساسی، می‌توانیم فضایی برای ارتباط باز و صادقانه بدون سوگیری احساسی ایجاد کنیم.

با این حال، این کاوش گاهی اوقات می‌تواند با مقاومت مواجه شود، به‌ویژه از سوی افرادی که ممکن است احساس ناراحتی کنند که آشکارا احساسات خود را مورد بحث قرار دهند یا تأیید کنند. پرداختن به این موضوع مهم است و تأکید می‌کنیم که احساسات ذاتاً منفی یا «احساس حساس» نیستند. درعوض، آنها بخش اساسی فرآیند ارتباط هستند و درک آنها به ما قدرت می‌دهد تا ارتباط مؤثرتری برقرار کنیم و ارتباطات را با وضوح و شفافیت بیشتر هدایت کنیم.

 

چگونه احساسات بر ارتباطات تأثیر می گذارد.

احساسات بر همه چیز تأثیر می گذارد، از نحوه درک ما از پیام ها گرفته تا نحوه پاسخگویی ما به آنها. برخی از جنبه های کلیدی عبارتند از:

  • توجه و تفسیر: احساسات بر آنچه که به آن توجه می کنیم و نحوه تفسیر اطلاعات تأثیر می گذارند. به عنوان مثال، احساس اضطراب ممکن است شما را نسبت به انتقاد بیش از حد حساس کند و منجر به تفسیر نادرست از اظهارات خنثی شود. برعکس، احساس خوشحالی ممکن است باعث شود که در سخنان دیگران، پرچم‌های قرمز بالقوه را نادیده بگیرید.

  • درک گوینده و پیام: احساسات می توانند درک ما از گوینده و پیام را رنگ کنند. اگر با کسی احساس عصبانیت می کنید، ممکن است به احتمال زیاد سخنان او را منفی تفسیر کنید، حتی اگر به صورت خنثی باشد.

  • ارتباط کلامی و غیرکلامی: احساسات بر نحوه بیان خودمان به صورت کلامی و غیرکلامی تأثیر می‌گذارند. وقتی هیجان‌زده هستیم، ممکن است صدای ما بلندتر و بلندتر باشد و زبان بدن ما متحرک‌تر باشد. برعکس، احساس غم و اندوه ممکن است گفتار ما را کندتر و آرام‌تر کند و حالت ما را منزوی‌تر کند.

  • انتخاب کلمه و وضوح: احساسات بر کلماتی که انتخاب می کنیم تأثیر می گذارد. ممکن است در هنگام احساس عصبانیت یا ناامیدی از زبان قاطعانه‌تر و هنگام احساس دلسوزی یا حمایت از زبان همدلانه‌تر استفاده کنیم. علاوه بر این، گاهی اوقات احساسات قوی می تواند بر وضوح و روان بودن تأثیر بگذارد و به طور بالقوه بیان موثر افکار را دشوار می کند.

 

چگونه در منظره احساسی برای ارتباط موثر حرکت کنیم.

با درک وجود و تأثیر فیلترهای احساسی، می‌توانیم شنونده‌های آگاه‌تر شویم. در اینجا 3 مرحله برای حرکت در چشم انداز احساسی یک مکالمه وجود دارد:

  1. احساسات خود را بپذیرید: قبل از وارد شدن به یک مکالمه، لحظه ای را به شناسایی و مدیریت وضعیت عاطفی خود اختصاص دهید. تشخیص اینکه چگونه احساسات شما ممکن است بر ادراک شما تأثیر بگذارد می تواند به شما کمک کند رویکرد گوش دادن خود را تنظیم کنید.

  2. همسویی و گوش دادن فعال را تمرین کنید: به نشانه های کلامی و غیرکلامی گوینده بسیار توجه کنید. سؤالات روشنگر بپرسید و پیام آنها را بازنویسی کنید تا از درک اطمینان حاصل کنید. این تعامل فعال، توجه شما را نشان می دهد و به شما کمک می کند تا فراتر از سطح مکالمه حرکت کنید.

  3. همدلی را توسعه دهید: سعی کنید وضعیت عاطفی آنها را درک کنید. این به معنای موافقت با آنها نیست، بلکه صرفاً احساسات آنها را تأیید می کند و دیدگاه آنها را در نظر می گیرد. با تقویت همدلی، می توانید فیلترها را دور بزنید و با معنای واقعی پشت کلمات آنها ارتباط برقرار کنید.

     

به طور کلی، احساسات بخشی جدایی ناپذیر از ارتباطات هستند و درک نقش آنها برای تعامل موثر بسیار مهم است. با آگاهی از اینکه چگونه احساسات خود و احساسات دیگران بر ارتباطات تأثیر می‌گذارند، می‌توانید توانایی خود را در برقراری ارتباط، ایجاد روابط و هدایت موقعیت‌های اجتماعی به طور مؤثرتری بهبود بخشید.

چرا مشاوره زوجین نابرابری خانوار را حل نمی کند؟

۱۲ بازديد

 

این یکی از اولین توصیه‌هایی است که زنان هنگام شکایت از نابرابری نیروی کار خانگی دریافت می‌کنند: به مشاوره زوج‌ها مراجعه کنید ( معمولاً با توصیه به خواندن «بازی جوانمردانه» ).

اما درمان نمی تواند افرادی را که نمی خواهند تغییر کنند، اصلاح کند. و اگر درمانگر معتقد باشد که مشکل واقعاً یک مشکل نیست، مطمئناً چیزی را برطرف نخواهد کرد. در یک جامعه جنسی، احتمال بیشتری وجود دارد که یک درمانگر شما را به خاطر نابرابری خانگی سرزنش کند تا کسی که بخواهد آن را برطرف کند.برای مشاوره با زوج درمانگر خوب در تهران اینجا کلیک کنید

من زوج های زیادی را می شناسم که سال ها در مشاوره زوجین بوده اند. اما نمی توانم زوج مجردی را نام ببرم که پس از زوج درمانی از نابرابری قابل توجه به برابری قابل توجهی رسیده باشند. شرط می بندم تو هم نمی توانی

در این مرحله، من یک سوال در مورد درمان در روابط نابرابر دارم: چرا زحمت بکشید، وقتی که می توانید به لعنتی ادامه دهید؟

فرض اساسی مشاوره زوجین این است که دو شریک یک هدف مشترک دارند - یا اینکه اگر نداشته باشند، برای شناسایی و رسیدن به یک هدف مشترک با یکدیگر همکاری خواهند کرد. به همین دلیل است که مشاوره در روابط توهین آمیز کار نمی کند: شرکا اهداف متفاوتی دارند و دست کشیدن از قدرت هرگز در لیست کارهای سوء استفاده کننده قرار نمی گیرد.

اکثر مشاوران زوج این را درک می کنند و از افرادی که در روابط آزاردهنده هستند ترغیب می کنند که به درمان مراجعه نکنند. درمان می‌تواند آزارگر را توانمند کند، او را با زبان بیشتری مسلح کند تا از شدت سوء استفاده‌اش بکاهد و مهمات بیشتری برای توجیه سوء استفاده‌اش داشته باشد. همان درمانگرانی که می‌دانند افرادی که در روابط آزاردهنده هستند باید از درمان مشترک اجتناب کنند، هنوز هم به طور کلی برای افراد به شدت نابرابر مشاوره مشاوره می‌دهند.

نمی توان به این درمانگران اعتماد کرد.

دلیلش این است که روابط نابرابر ذاتاً توهین آمیز هستند . مشاورانی که این موضوع را درک نمی کنند، حقایق اساسی نابرابری کار خانگی را نیز درک نمی کنند:

  • این یک انتخاب عمدی است که بر اساس این باور مردان ساخته شده است که زنان بیشتر از مدیون زنان به آنها مدیون هستند.

  • زنان باعث آن نمی شوند. و مردها می دانند چه اتفاقی دارد می افتد. احمق نیستن

  • سالها زندگی زنان را از بین می برد. و این مهم است زیرا زندگی زنان اهمیت دارد.

مردی که اوقات فراغت خود را می خرد یا با خستگی شریک زندگی خود می خوابد، از شریک زندگی خود سوء استفاده می کند. و مگر اینکه آسیب مغزی، زوال عقل یا شرایط دیگری داشته باشد که آنها را از درک دنیای اطراف خود ناتوان کند، دقیقاً می داند که دارد چه می کند. او می بیند که شریک زندگی اش کار می کند در حالی که او این کار را نمی کند، به کودک غذا می دهد وقتی می خوابد، بعد از او تمیز می کند. او می داند که غذا از جایی می آید، الف های جادویی خانه را تمیز نمی کنند و پری ها بچه ها را هر روز به مدرسه نمی برند. او احتمالاً می‌داند که بابانوئل و پری دندان واقعی نیستند و یک انسان واقعی برای بچه‌ها هدیه می‌خرد.

درمانگری که این را چیزی کمتر از یک سوء استفاده عمدی می داند، فاقد مهارت های لازم برای مداخله است. هسته اصلی ناکامی در به رسمیت شناختن نابرابری به عنوان سوء استفاده، عدم درک ارزش وقت زنان است.

درمانگرانی که این رفتار را توهین آمیز نمی دانند نیز تمایل دارند زن را سرزنش کنند. و با این کار به مرد قدرت می دهند تا در رفتار توهین آمیز خود پافشاری کند.

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهاتی که مردم هنگام بحث درباره نابرابری خانگی مرتکب می‌شوند این است که وانمود می‌کنند که اگر زن فقط مسائل را به درستی برای مرد توضیح دهد، او تغییر خواهد کرد. این رویکرد نمی تواند اذعان کند که برابری ایجاب می کند که مردان از همه چیز دست بکشند .

اکثر مردان فکر نمی کنند که باید برای زنان از چیزی صرف نظر کنند. اگر شک دارید، کمی وقت خود را به مانوسفر اختصاص دهید یا به برادران آلفا که خود را توصیف می کنند گوش دهید، که کاملاً واضح هستند که نقش زنان را به عنوان خدمت به مردان می دانند. آنها به آنچه میلیون ها مرد مخفیانه فکر می کنند، صدا می دهند.

بنابراین عدم انگیزه برای تغییر بسیار زیاد است. احتمال مواجهه دو شریک با نابرابری خانوار با برنامه مشترک برابری واقعی اساساً صفر است. این به این دلیل است که اگر شریک مرد شما واقعاً خواهان برابری بود، شما از قبل آن را خواهید داشت. بنابراین اگر شما این کار را نکنید، او این کار را نمی‌کند - مهم نیست که او چه مزخرفی را در مورد استانداردهای مختلف به شما بفروشد ، یا اینکه چگونه هرگز خوشحال نیستید ، یا اینکه چگونه به شما یادآوری می‌شود که او به شما ظلم می‌کند، در واقع نمونه‌ای از ظلم شما به او است .

اختلال سلوک

۱۵ بازديد

اختلال سلوک یک وضعیت سلامت روان است که کودکان و نوجوانان را تحت تاثیر قرار می دهد. افراد مبتلا به این بیماری به طور مداوم رفتارهای ضد اجتماعی و پرخاشگرانه ای از خود نشان می دهند. آنها ممکن است دیگران را مورد آزار و اذیت قرار دهند، حیوانات کوچک را مورد آزار قرار دهند، دروغ بگویند، دزدی کنند، الکل بنوشند، مواد مخدر مصرف کنند یا مدرسه را ترک کنند، اغلب قبل از سنین نوجوانی. آنها اغلب احساس گناه کمی در مورد اعمال خود یا همدلی با دیگران دارند. برخی نسبت به مجازات هایی که برای اعمال خود دریافت می کنند بی تفاوت هستند.برای مشاوره با روانپزشک کودک در تهران وقت بگیرید

تخمین زده می شود که تا 3 درصد از کودکان و نوجوانان در ایالات متحده دارای اختلال سلوک هستند. این عارضه در بین مردان دو برابر بیشتر از زنان است و در میان افراد مبتلا به اختلال نقص توجه بیش فعالی (ADHD) شایع تر است .

اختلال سلوک معمولاً در اواخر دوران کودکی یا اوایل نوجوانی ایجاد می شود. بسیاری از مبتلایان به این عارضه قبلاً با اختلال نافرمانی مقابله‌ای تشخیص داده شده بودند، یک وضعیت سلامت روان که در آن کودکان نسبت به والدین و معلمان خود عصبانی یا تحریک‌پذیر و سرکش هستند.

هنگامی که علائم کودک یا نوجوان قبل از 10 سالگی شروع می شود، وضعیت آنها اختلال سلوک با شروع کودک در نظر گرفته می شود. اگر علائم بعد از 10 سالگی ظاهر شود، به آن اختلال سلوک با شروع نوجوانی می گویند. اختلال سلوک با شروع کودکی با پرخاشگری و خشونت فیزیکی بیشتر همراه است. افراد مبتلا به اختلال سلوک با شروع کودکی معمولاً نتایج بدتری نسبت به افراد مبتلا به اختلال سلوک در دوران نوجوانی دارند.

درمان اختلال سلوک زمانی موثرتر است که کودک یا نوجوان نسبتاً جوان است شروع شود. افراد می توانند با درمان بر اختلال سلوک غلبه کنند. با این حال، هنگامی که اختلال سلوک به اندازه کافی مورد توجه قرار نگیرد، ممکن است منجر به رفتارهای مشکل ساز در بزرگسالی شود، از جمله مصرف مواد مخدر، رفتار مجرمانه، یا افکار یا رفتارهای خودکشی.

اختلال سلوک چیست؟

اختلال سلوک وضعیت سلامت روانی است که زمانی تشخیص داده می‌شود که کودکان یا نوجوانان رفتارهای پرخاشگرانه و ضداجتماعی جدی از خود نشان می‌دهند که قوانین یا حقوق دیگران را نقض می‌کند، بدون احساس گناه یا نگرانی در مورد اعمال خود. کودکان و نوجوانان مبتلا به این عارضه اغلب قوانینی را که والدین، معلمان، و دیگر شخصیت‌های معتبر برای آن‌ها تعیین کرده‌اند، زیر پا می‌گذارند و به شیوه‌ای عمل می‌کنند که مناسب سنشان نیست. برای رعایت معیارهای تشخیص، علائم باید حداقل به مدت یک سال وجود داشته باشد و باعث اختلال قابل توجه در زندگی و عملکرد کودک شود.

افراد مبتلا به اختلال سلوک در خانه، مدرسه و در موقعیت های دیگر رفتار می کنند. آنها ممکن است از نظر فیزیکی نسبت به سایر کودکان یا بزرگسالان پرخاشگر باشند. آنها ممکن است به شدت از مواد مخدر یا الکل استفاده کنند، اگرچه در سنین پایین هستند. آنها ممکن است دیگران را تهدید، ارعاب یا قلدری کنند. آنها ممکن است دزدی کنند، چیزهایی را آتش بزنند، از خانه فرار کنند یا رفتارهای دیگری از خود نشان دهند که برای کودکان یا نوجوانان هم سن و سال آنها به شدت غیرعادی است.

تعدادی از تأثیرات ممکن است باعث شود کودک علائم اختلال سلوک را نشان دهد، از جمله عوامل روانشناختی، عوامل عصبی رشدی، عوامل اجتماعی-اقتصادی، محیط خانه، نحوه تعامل والدین با کودک و موارد دیگر. ترکیب این عوامل ممکن است شرایطی را ایجاد کند که امکان ایجاد اختلال سلوک را فراهم کند.

چه چیزی باعث اختلال سلوک می شود؟

ناشناخته است که چرا اختلال سلوک ایجاد می شود، اما پزشکان معتقدند که این بیماری ممکن است دلایل زیادی از جمله عوامل ژنتیکی، محیطی و بیولوژیکی داشته باشد.

علل احتمالی عبارتند از:

  • قرار گرفتن در معرض سیگار، الکل یا رژیم غذایی نامناسب در حین رشد در رحم
  • بزرگ شدن در یک محیط خانه خصمانه یا محیطی که فاقد ساختار و راهنمایی است
  • داشتن والدینی که شیوه های انضباطشان یا خصمانه یا بی اثر است
  • قرار گرفتن در معرض عادات منفی والدین، مانند مصرف مواد مخدر یا الکل یا خشونت خانگی
  • تجربه فقر و عوامل استرس زای مرتبط با آن در دوران کودکی
  • رشد عصبی غیر معمول، احتمالاً ناشی از فعالیت الکتریکی غیرطبیعی در مغز، تأخیر در رشد، تشنج یا آسیب مغزی تروماتیک
  • ژن‌های ارثی مرتبط با اختلال سلوک، از جمله ژن‌هایی که با پرخاشگری و رفتارهای قانون‌شکن مرتبط هستند، بدون نگرانی برای تنبیه احتمالی

ازدواج سالم چگونه است؟

۱۷ بازديد

 

 

آموزش جامع جنسی

۱۴ بازديد

از طریق آموزش همه جانبه جنسی، فرد به دانش و مهارت هایی دست می یابد که از طریق آنها این فرصت را پیدا می کند تا در مورد نگرش خود در مورد مسائل مربوط به تمایلات جنسی فکر کند. بر اساس این اطلاعات، فرد بهترین انتخاب ممکن را برای خود در مورد تحقق تمایلات جنسی خود انجام می دهد.

هدف از آموزش جامع جنسی، سلامت جنسی و رفاه جنسی است. آموزش جامع جنسی از حق هر فردی برای تعیین سرنوشت جنسی، حق تجربه جنسی خود به عنوان خوب و باوقار حمایت می کند و فرصتی برای تأمل در مورد جنسیت و تمایلات جنسی فراهم می کند.برای مشاوره با یک روانشناس کودک خوب در تهران با گروه ویان تماس بگیرید

هر بزرگسالی که با کودکان و جوانان کار می کند، خواه ناخواه یک مربی جنسی است. بنابراین، هر مربی باید به ارزش‌ها، نگرش‌ها و نکات دردناک مرتبط با جنسیت خود توجه کند و نحوه انتقال آن‌ها را آگاهانه یا ناآگاهانه به کودکان در نظر بگیرد.

اگر کودکان آموزش‌های جنسی جامع مبتنی بر تحقیق را دریافت نکنند، الگوها و باورهای مرتبط با جنسیت به هر حال از جایی آموخته می‌شوند. بدون برنامه‌ریزی‌شده آموزش‌های جنسی جامع، توانایی یک جوان برای درک و سؤال کردن، برای مثال، مدل‌هایی که از پورنوگرافی و سرگرمی‌های دیگر، و همچنین از دوستان، و باورهای پشت سر آنها آموخته‌اند، ممکن است ناقص باشد.

آموزش جامع جنسی از دوران کودکی شروع می شود

آموزش جامع جنسی در طول زندگی مورد نیاز است. تمایلات جنسی کودکان و آموزش جامع جنسی با جوانان و بزرگسالان متفاوت است. در وب سایت ما اطلاعات زیادی در مورد این موضوع پیدا خواهید کرد!

والدین به اطلاعاتی در مورد تمایلات جنسی کودکان نیاز دارند. بانک اطلاعات والدین را می‌توانید در اینجا پیدا کنید: دانش، مهارت‌ها و نگرش‌های مثبت و در سطح کودک و همچنین قدردانی از بدن خود برای آموزش مهم هستند. آموزش عواطف بدنی در خانه، در دوران کودکی و در مدرسه انجام می شود.

پوستر ترویج رشد کودک – آموزش جنسی مناسب با سن کودک محور به زبان انگلیسی ، سوئدی ، فنلاندی ، آلمانی ، روسی ، استونیایی ، به زبان سامی شمالی را ببینید.

آموزش احساسات بدن کودکان

آموزش جامع جنسی برای کودکان خردسال، آموزش احساسات بدن نامیده می شود. رشد و نیازهای کودکان خردسال را بهتر توصیف می کند. آموزش عواطف بدنی شامل دانش در سطح کودک از بدن، احساسات، مهارت های ایمنی و حقوق است. درباره آموزش احساسات بدن بیشتر بخوانید.

مرزهای خودت

آموزش جامع جنسی و اطلاعات صحیح توانایی جوان را برای مراقبت از خود و اجتناب از در معرض خطر بودن بهبود می بخشد. صحبت در مورد تمایلات جنسی، رابطه جنسی یا پیشگیری از بارداری، یک جوان را در معرض رفتارهای پرخطر قرار نمی دهد و سکوی پرشی برای تجربیات جنسی قبلی نیست.

در گذشته تصور می شد که سلامت جنسی خوب یک جوان در درجه اول به این معنی است که جوان رابطه جنسی ندارد. با این حال، امروزه درک شده است که شناخت تمایلات جنسی خود بخشی از وظیفه رشدی جوانی است. آموزش جامع جنسی به جوانان این امکان را می دهد که با احترام به مرزهای خود و دیگران، تمایلات جنسی خود را بشناسند.

بزرگسالان و گروه های خاص نیز نیاز به آموزش جامع جنسی دارند

بزرگسالان در سنین مختلف نیز به آموزش جنسی جامع نیاز دارند، به عنوان مثال در شرایط تغییر زندگی. لازم به یادآوری است که هر انسانی یک موجود جنسی است. حق لذت بردن از تمایلات جنسی و دریافت آموزش های جنسی جامع برای گروه های خاص مانند افراد دارای ناتوانی های رشدی و افراد غیر نوروتیپی به طرق مختلف نیز صدق می کند.

چگونه با مشکلات رایج روابط کنار بیاییم

۱۰ بازديد

چگونه با مشکلات رایج روابط کنار بیاییم

برخی از رایج ترین مسائلی که باعث ایجاد تعارض در یک رابطه می شود عبارتند از:

امور مالی

پول یکی از رایج ترین مسائلی است که باعث ایجاد تعارض در یک رابطه می شود. صرف نظر از داشتن منابع مالی متفاوت، دیدگاه های متفاوت در مورد اهمیت پول، یا عادات مختلف خرج کردن، مسائل مالی می تواند باعث ایجاد تنش در یک رابطه شود. این امر به ویژه در صورت عدم تعادل قدرت صادق است - برای مثال، زمانی که یکی از شرکا منابع مالی بیشتری دارد و دیگری احساس می کند که از نظر مالی به شریک خود "مدیون" است.

در اینجا چند راه برای حل تعارضات احتمالی در مورد مسائل مالی وجود دارد:

  • در مورد وضعیت مالی خود صادق باشید. در مورد آنچه می توانید و نمی توانید از نظر تاریخ و هدایا بپردازید، پیشاپیش باشید.
  • از پول به عنوان اهرم یا "مهمات" در هنگام دعوا یا اختلاف نظرهایی که در مورد پول نیستند استفاده نکنید.
  • اگر با هم زندگی می کنید و تصمیم دارید به امور مالی بپیوندید، در مورد عادات خرج کردن و پس انداز به گونه ای مصالحه کنید که برای هر دو نفر منصفانه باشد.
  • حساب های مالی مجزا از یکدیگر داشته باشید. این نه تنها همه چیز را منصفانه نگه می دارد، بلکه می تواند بخش مهمی از یک برنامه ایمنی موثر در صورت پایان یافتن رابطه باشد.

صمیمیت

رابطه جنسی و صمیمیت موضوع دیگری است که بسیاری از زوج ها با آن دست و پنجه نرم می کنند. شرکا ممکن است نیازها و خواسته های متفاوتی در رابطه با صمیمیت فیزیکی داشته باشند. ممکن است یک نفر بیشتر از دیگری بخواهد رابطه جنسی داشته باشد، یا ممکن است برای بچه های مختلف جنسی یا داشتن رابطه جنسی با بیش از یک نفر، مانند روابط باز یا چند عشقی، بازتر باشد. گاهی اوقات ناهماهنگی در سطوح راحتی با نمایش عمومی محبت وجود دارد - ممکن است یکی از شریک‌ها تمایل نداشته باشد که از نظر جسمی در جمع دوست داشته باشد در حالی که دیگری دوست دارد. و این ترجیحات ممکن است در طول زمان با پیشرفت رابطه تغییر کند. به اشتراک گذاری مداوم و صادقانه در مورد نیازها و ترجیحات صمیمیت، بخش اصلی حفظ سلامت یک رابطه است.

مهم است که به یاد داشته باشید که رضایت مهمترین چیز در یک رابطه جنسی است. رضایت باید:

  • مشتاق: شما و همسرتان باید ابراز کنید که می خواهید در فعالیت جنسی شرکت کنید.
  • داوطلبانه: به هیچ وجه نباید برای شرکت در فعالیت جنسی تحت فشار باشید.
  • آگاه: درک کنید که فعالیت جنسی شامل چه مواردی می شود و پیامدهای احتمالی آن چیست.
  • خاص: برای یک فعالیت جنسی می توان رضایت داد اما برای سایر فعالیت ها نمی توان رضایت داد. قبل از اینکه فعالیت های مختلف را امتحان کنید، احساس شریک زندگی خود را بررسی کنید.
  • در حال انجام: یک بار بله گفتن به رابطه جنسی به این معنی نیست که شما با هر برخورد جنسی موافقت کرده اید. قبل از هر بار که می خواهید از نظر جسمی صمیمی شوید، مراجعه کنید.

برای نزدیک‌تر شدن به شریک زندگی‌تان و ایجاد محیطی برای رضایت مشتاقانه در رابطه‌تان، برنامه‌ریزی «شب‌های قرار» یا زمانی خصوصی را در نظر بگیرید که از روتین‌های معمول خود خارج می‌شوید و کاری را انجام می‌دهید که از آن لذت می‌برید.

برای حفظ رابطه خود نباید تحت فشار جنسی یا هرگونه فعالیت جنسی باشید. احساس اجبار، فشار یا گناه در رابطه جنسی رضایت نیست. اگر احساس می‌کنید که رضایت شما نقض شده است و به دنبال کمک هستید، با خط تلفن ملی تجاوز جنسی به شماره 1-800-656-4673 تماس بگیرید تا در هر زمان با یک کارمند آموزش دیده صحبت کنید.

زمان

تفاوت در مدیریت زمان یکی دیگر از مسائلی است که می تواند باعث ایجاد تعارض در یک رابطه شود، به خصوص وقتی صحبت از وقت گذاشتن برای یکدیگر باشد. ایجاد تعادل در زمان تنهایی، زمان با شریک زندگی، زمان با دوستان و زمان برای مسئولیت های دیگر می تواند چالش برانگیز باشد و انتظارات ممکن است در طول زمان با جدی شدن رابطه تغییر کنند. داشتن درک روشنی از آنچه نیاز دارید و به اشتراک گذاشتن آن با یک شریک زندگی، به خصوص اینکه نیاز یا خواسته شما تغییر می کند، بخش مهمی از یک رابطه سالم است.

اگر شریک زندگی تان برای شما وقت نگذارد، ممکن است با احساس رنجش یا حسادت دست و پنجه نرم کنید. به طور مشابه، اگر شریک زندگی شما می خواهد که شما دائماً در کنار هم باشید، ممکن است احساس کنید که توجه کافی به سایر بخش های مهم زندگی خود به صورت فردی ندارید.

در اینجا چند راه برای حل تعارضات احتمالی در مورد وقت گذاشتن برای رابطه وجود دارد:

  • درمورد اینکه چقدر زمان می خواهید با هم بگذرانید و اولویت های دیگرتان چه هستند، آشکارا صحبت کنید.
  • در صورت امکان، راه هایی برای همگام سازی برنامه های خود بیابید تا بتوانید زمانی را با هم بگذرانید. سعی کنید برنامه ای تنظیم کنید که شامل زمان با همسرتان باشد.
  • زمانی را با هم بگذرانید و تجربیات جدید را امتحان کنید، مانند امتحان کردن سرگرمی جدیدی که هر دو به آن علاقه دارید.
  • در مورد زمانی که به زمان دور از شریک زندگی خود نیاز دارید صادق باشید.

اعتماد و حسادت

احساس ناامنی، حسادت یا بی اعتمادی در یک رابطه می تواند خیلی سریع به تعدادی از مشکلات منجر شود، به خصوص اگر دلایل روشنی برای بی اعتمادی وجود داشته باشد.

گاهی اوقات، این احساسات زمانی به وجود می آیند که دلیل روشنی وجود ندارد. بسیاری از ما در یک رابطه احساس ناامنی می‌کنیم، زیرا تجربه زیادی در رابطه نداریم، زمینه‌هایی از ارزش خود پایین داریم که بر احساس ما نسبت به خود در یک رابطه تأثیر می‌گذارد، یا به این دلیل که مسائل حل‌نشده‌ای از رابطه قبلی داریم. اگر می‌دانید که احساس ناامنی شما از درون خودتان نشات می‌گیرد، در نظر بگیرید که آن را با شریک زندگی‌تان صحبت کنید یا از یک درمانگر کمک بگیرید که می‌تواند به شما کمک کند تا ریشه‌ی مشکل را پیدا کنید.برای مشاوره با روانکاو خوب در تهران با گروه ویان تماس بگیرید

در موارد دیگر، اعمال یا سخنان شریک زندگی شما می تواند باعث ایجاد احساس ناامنی، عمدی یا سهوا شود. اگر چنین احساسی دارید، با شریک زندگی خود تماس بگیرید. گفتگوهای صادقانه در مورد موضوعات سخت مانند این در روابط سالم اجتناب ناپذیر است و می تواند فرصت های قدرتمندی برای رشد به عنوان یک زوج و به عنوان فردی باشد. با این حال، اگر شریک زندگی‌تان مکرراً نگرانی‌های شما را نادیده می‌گیرد، رفتار آزاردهنده‌اش را به حداقل می‌رساند، یا بعد از صحبت کردن، به جای اطمینان، احساس بدتری به شما می‌دهد، ممکن است زمان ترک رابطه فرا رسیده باشد.

OCD چیست؟

۱۴ بازديد

 

یک تصور غلط عمومی وجود دارد که اختلال وسواس فکری اجباری (OCD) فقط یک خصلت یا ترجیح شخصیتی جزئی است و همه افراد "کمی OCD" هستند. در حقیقت، OCD یک اختلال سلامت روان جدی و اغلب ناتوان کننده است که افراد را در هر سنی و طبقات مختلف زندگی تحت تاثیر قرار می دهد، و زمانی اتفاق می افتد که فرد در چرخه وسواس ها و اجبارها گرفتار می شود .برای مشاوره با روانپزشک کودک در تهران با گروه ویان در ارتباط باشید

وسواس فکری، افکار، تصاویر یا تمایلات ناخواسته و مزاحم هستند که باعث ایجاد احساسات شدید ناراحت کننده می شوند. اجبارها رفتارهایی هستند که یک فرد برای رهایی از وسواس و/یا کاهش پریشانی انجام می دهد.

اکثر مردم در مقطعی از زندگی خود افکار وسواسی و/یا رفتارهای اجباری دارند، اما این بدان معنا نیست که همه ما «مقداری OCD» داریم. برای تشخیص OCD، این چرخه وسواس و اجبار باید آنقدر شدید باشد که زمان زیادی را صرف کند (بیش از یک ساعت در روز)، باعث ناراحتی شدید شود یا مانع از انجام فعالیت‌های مهم شود. شخص برای  ارزش قائل است .

وسواس و اجبار دقیقا چیست؟

وسواس

وسواس فکری، تصویری یا تکانه ای است که بارها و بارها رخ می دهد و خارج از کنترل فرد احساس می شود. افراد مبتلا به OCD نمی خواهند این افکار را داشته باشند و آنها را آزاردهنده می دانند. در بیشتر موارد، افراد مبتلا به OCD دارای بینش هستند - آنها متوجه می شوند که این افکار غیرمنطقی هستند. 

وسواس ها معمولاً با احساسات شدید و ناراحت کننده مانند ترس، انزجار، عدم اطمینان، و/یا شک، یا این احساس که کارها باید به روشی "درست" انجام شوند، همراه است. در زمینه OCD، وسواس زمان‌بر است و مانع از انجام فعالیت‌های مهمی می‌شود که فرد برایش ارزش قائل است. این بخش آخر بسیار مهم است که به خاطر داشته باشید زیرا تا حدی تعیین می کند که آیا فردی به جای یک ویژگی شخصیتی وسواسی، OCD - یک اختلال روانی - دارد یا خیر.

 

این چه تفاوتی با «وسواس» دارد؟

«وسواس» یا «وسواس بودن» اصطلاحاتی هستند که معمولاً در زبان روزمره استفاده می‌شوند. این استفاده‌های معمولی‌تر از این کلمه به این معنی است که شخصی درگیر موضوعی، ایده‌ای یا حتی شخصی است. "وسواس" بودن به این معنای روزمره به این معنی نیست که یک فرد در زندگی روزمره خود مشکلاتی دارد - حتی ممکن است یک جزء لذت بخش در تجربه او از "وسواس" بودن وجود داشته باشد. به عنوان مثال، می‌توانید با آهنگ جدیدی که از رادیو می‌شنوید «وسواس» داشته باشید، اما همچنان می‌توانید با دوست خود برای شام ملاقات کنید، به موقع برای خواب آماده شوید، صبح به موقع سر کار بروید و غیره. با وجود این وسواس 

محتوای یک «وسواس» روزمره می‌تواند جدی‌تر باشد: برای مثال، هر کسی ممکن است گهگاه فکری در مورد مریض شدن یا نگرانی در مورد امنیت یکی از عزیزانش داشته باشد، یا این که آیا اشتباهی که مرتکب شده ممکن است در برخی از افراد فاجعه‌بار باشد. راه در حالی که این افکار شبیه به آنچه در OCD می بینید به نظر می رسند، ممکن است فردی بدون OCD این افکار را داشته باشد، لحظه ای نگران شود و سپس ادامه دهد.

در واقع، تحقیقات نشان داده است که اکثر مردم گهگاهی افکار مزاحم ناخواسته دارند، اما در زمینه OCD، این افکار مزاحم اغلب به وجود می آیند و باعث ایجاد اضطراب، ترس و/یا انزجار شدید می شوند  که در مسیر زندگی روزمره قرار می گیرد. -عملکرد روز