جمعه ۰۷ شهریور ۰۴

روانشناسي

مشاوره و روانشناسي

اختلال پرخوری

۲۲ بازديد

اختلال پرخوری

مانند پرخوری عصبی، افراد مبتلا به اختلال پرخوری دوره‌هایی از پرخوری دارند که در آن مقادیر زیادی غذا در یک دوره کوتاه مصرف می‌کنند، احساس از دست دادن کنترل بر غذا خوردن خود را تجربه می‌کنند و از این رفتار پرخوری مضطرب می‌شوند. با این حال، بر خلاف افراد مبتلا به پرخوری عصبی، آنها به طور منظم از رفتارهای جبرانی برای خلاص شدن از شر غذا با تحریک استفراغ، روزه گرفتن، ورزش یا استفاده نادرست ملین استفاده نمی کنند. اختلال پرخوری می تواند منجر به عوارض جدی سلامتی از جمله چاقی، دیابت، فشار خون بالا و بیماری های قلبی عروقی شود.برای مشاوره با مرکز روانکاوی خوب در تهران اینجا کلیک کنید.

تشخیص اختلال پرخوری مستلزم پرخوری‌های مکرر (حداقل یک بار در هفته به مدت سه ماه)، همراه با احساس عدم کنترل و سه یا بیشتر از ویژگی‌های زیر است:

  • غذا خوردن سریعتر از حد معمول
  • خوردن تا زمانی که به طور ناراحت کننده ای سیر شود.
  • خوردن مقادیر زیاد غذا در زمانی که احساس گرسنگی نمی کنید.
  • تنها غذا خوردن به دلیل احساس خجالت از مقدار غذا خوردن.
  • احساس انزجار از خود، افسرده شدن یا گناه بسیار پس از پرخوری.

همانند پرخوری عصبی، موثرترین درمان برای اختلال پرخوری، روان درمانی شناختی رفتاری فردی یا گروهی برای پرخوری است. درمان بین فردی نیز مانند چندین داروی ضد افسردگی و لیسدگزامفتامین موثر بوده است.

اختلال تغذیه و خوردن مشخص شده

این دسته تشخیصی شامل اختلالات خوردن یا اختلالات رفتار خوردن است که باعث ناراحتی می شود و عملکرد خانوادگی، اجتماعی یا کاری را مختل می کند، اما با دسته های دیگر فهرست شده در اینجا مطابقت ندارد. در برخی موارد، این به این دلیل است که فراوانی رفتار آستانه تشخیصی را برآورده نمی‌کند (مثلاً فراوانی پرخوری در پرخوری عصبی یا اختلال پرخوری) یا معیارهای وزن برای تشخیص بی‌اشتهایی عصبی برآورده نشده است.

نمونه ای از دیگر اختلالات مشخص شده در تغذیه و خوردن «بی اشتهایی عصبی غیر معمول» است. این دسته شامل افرادی می‌شود که ممکن است وزن زیادی از دست داده باشند و رفتارها و دغدغه‌هایشان با نگرانی‌های مربوط به وزن یا شکل و ترس از چاق بودن با بی‌اشتهایی عصبی سازگار است، اما هنوز بر اساس شاخص توده بدنی‌شان کم وزن در نظر گرفته نمی‌شوند، زیرا وزن پایه‌شان بالاتر از میانگین بود. .

از آنجایی که سرعت کاهش وزن با عوارض پزشکی مرتبط است، افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی غیر معمول که با انجام رفتارهای کنترل وزن شدید به سرعت وزن خود را کاهش می دهند، علیرغم ظاهر طبیعی یا بالاتر از وزن متوسط، در معرض خطر بالای عوارض پزشکی قرار دارند.

اختلال عملکرد جنسی چیست؟

۱۹ بازديد

 

 

اختلال عملکرد جنسی به راحتی اتفاق می افتد. این یکی از دلایل رایج بودن آن است. فرمول رابطه جنسی خوب داشتن ذهن و بدنی است که هماهنگ هستند. سلامت جسمی و روانی هر دو نقش مهمی دارند.برای مشاوره با روانشناس زن در تهران اینجا کلیک کنید.

قلب، ریه ها، ماهیچه ها، هورمون ها و اندام های جنسی شما همگی نقش دارند. و سپس مغز شما، بزرگترین اندام جنسی ما است . یک مطالعه استنفورد نشان داد که سه قسمت مختلف مغز (شکنج فرونتال میانی، شکنج پیشانی تحتانی راست و پوتامن دوطرفه) نقش مهمی در پاسخ جنسی ما ایفا می‌کنند، زیرا هر یک در زنان با میل جنسی پایین در مقایسه با آنهایی که میل جنسی معمولی دارند، متفاوت عمل می‌کنند. اختلال عملکرد جنسی نیز می تواند دلایلی داشته باشد که به بیماری زمینه ای (به عنوان مثال بیماری قلبی، دیابت یا تشخیص سلامت روان ) مرتبط نیستند، اما مربوط به استرس، مصرف الکل و مصرف مواد مخدر است.

به آن، تاریخچه شخصی (آیا قربانی آزار جنسی بودید؟)، هنجارهای فرهنگی در مورد آنچه در رختخواب «باید» یا «نباید» انجام دهیم، و این واقعیت که داروهای رایج مانند داروهای ضد افسردگی SSRI ( زولوفت ، پروزاک ) را اضافه کنید. ، می تواند باعث اختلال در عملکرد جنسی شود، و به راحتی می توان درک کرد که این مشکل چقدر شایع است.

با این حال، اختلالات و اختلالات جنسی قابل درمان هستند، اما زمانی که با متخصصان مناسب ارتباط برقرار کنید. ما چند نفر را برای کمک به خدمت گرفته ایم.

 
اختلال عملکرد یا اختلال
 

اختلال عملکرد جنسی یا اختلال جنسی؟

اکثر پزشکان از اصطلاحات اختلال عملکرد جنسی و اختلال جنسی به جای یکدیگر استفاده می کنند، اما این گمراه کننده است.

در نسخه فعلی راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5)، اختلال عملکرد جنسی به عنوان "اختلال بالینی قابل توجه در توانایی فرد در پاسخگویی جنسی یا تجربه لذت جنسی" تعریف شده است.

Leah S. Millheiser، MD، FACOG، NCMP، استادیار بالینی، مامایی و زنان توضیح می دهد که کلمه "قابل توجه" در اینجا به این معنی است که مشکل باید حداقل برای چند ماه وجود داشته باشد و "درجاتی از ناراحتی را برای فرد ایجاد کند." ، در دانشگاه استنفورد در استنفورد، کالیفرنیا.

اختلال عملکرد جنسی به طور کلی به چهار نوع اختلال تقسیم می شود  که با میل ، برانگیختگی ، ارگاسم و درد مرتبط است .

آیا من اختلال جنسی دارم؟
 

چگونه متوجه می شوید که آیا اختلال جنسی دارید؟

سکس به معنای لذت بردن است. اگر رابطه جنسی، یا انتظار آن، برای شما شادی ایجاد نمی کند، ممکن است ارزش آن را داشته باشد که با پزشک خود صحبت کنید. یک مکالمه ناخوشایند ما می دانیم.

اختلال جنسی به موارد زیر اشاره دارد:

  • میل جنسی : میل جنسی کم یا بدون میل جنسی دارید.

  • برانگیختگی : میل شما وجود دارد، اما برای هیجان زده شدن یا ماندن مشکل دارید.

  • ارگاسم : برای رسیدن به اوج خود زمان طولانی‌تر یا کوتاه‌تری از آنچه می‌خواهید طول می‌کشد، نمی‌توانید به ارگاسم برسید، یا احساس رضایت کامل به شما نمی‌دهد.

  • درد جنسی : زمانی که هر جنبه ای از فعالیت جنسی باعث آزار یا ناراحتی می شود.

  • ارگاسم خودارضایی: فرد فقط با خودارضایی می تواند به ارگاسم برسد، فقط با تماشای فیلم های مستهجن برانگیخته شده و/یا برانگیخته می شود.

برخی از اختلالات فقط بر زنان تأثیر می‌گذارند، برخی از اختلالات فقط مردان را تحت تأثیر قرار می‌دهند، و برخی از اختلالات با هم همپوشانی دارند (به عنوان مثال، فتیش، فضول - در ادامه در مورد این دسته بیشتر)

با گذشت سالها، میزان مشکلات جنسی نیز افزایش می یابد.

به عنوان مثال، اختلال نعوظ خفیف و متوسط ​​تقریباً 10٪ از مردان را در هر دهه زندگی تحت تأثیر قرار می دهد (بنابراین، 50٪ از مردان در 50 سالگی، 60٪ در 60 سالگی). دکتر میلهایزر می‌گوید: «به طور مشابه، همانطور که زنان یائسه می‌شوند ، کاهش تولید استروژن می‌تواند باعث کاهش میل جنسی و خشک شدن بافت واژن شود که منجر به مقاربت دردناک می‌شود.»

علائم اختلال وسواس فکری چیست؟

۲۱ بازديد

اختلال وسواس فکری-اجباری (OCD) یک وضعیت سلامت روانی است که در درجه اول با چرخه ای از وسواس و اجبار مشخص می شود.

 

فرد مبتلا به این بیماری اغلب  علائم افکار وسواسی و رفتارهای اجباری را تجربه می کند . این علائم از نظر شدت متغیر است.

 

در این مقاله به شایع ترین علائم اختلال وسواس فکری و نحوه تشخیص آنها می پردازیم. 

 

علائم و نشانه ها 

علائم اختلال وسواس فکری اجباری را می توان به طور کلی به دو دسته وسواس و اجبار طبقه بندی کرد.

 
  • وسواس فکری : افکار مکرر و ناخواسته ای که برای فرد مبتلا به OCD ناراحت کننده است
  • اجبار : رفتارهایی (ذهنی یا فیزیکی) که افراد برای از بین بردن ناراحتی ناشی از تجربه یک وسواس انجام می دهند .
 

در موارد شدید، علائم OCD مخل است و می تواند به شدت بر کیفیت زندگی فردی که این بیماری را دارد، تأثیر بگذارد. 

 

وسواس چیست؟ 

وسواس افکار مزاحم هستند که یک فرد مبتلا به OCD ممکن است آن ها را تجربه کند و معمولاً به روش های مختلف برای فرد مبتلا به این اختلال بروز می کند. این افکار اغلب باعث ناراحتی عاطفی و اضطراب می شوند.

 

ممکن است از قبل با افکار مزاحم آشنا باشید. برای مثال، تصویری از ماشین شما که از جاده منحرف می‌شود، ممکن است در حالی که به یک پیچ دشوار جاده نزدیک می‌شوید، در سرتان ظاهر شود. با این حال، برای افراد مبتلا به OCD، این نوع افکار پایدار و مخرب هستند. این افکار از فردی به فرد دیگر متفاوت است و می تواند توهین آمیز یا خشونت آمیز باشد.

 

یک فرد مبتلا به OCD همچنین می تواند چندین وسواس را به طور همزمان داشته باشد. 

 

برخی از نمونه های رایج از  افکار وسواسی که افراد مبتلا به این بیماری تجربه می کنند عبارتند از: 

 
  • افکار خودآزاری  یا آسیب رساندن به دیگران
  • فکر آلوده شدن به میکروب یا خاک و بیمار شدن 
  • افکار جنسی نامناسب
  • با وسواس فکری به تقارن و نظم اشیا. 
  • افکار تهاجمی یا خشونت آمیز
  • فکر کردن به نظم و تقارن اجسام بی ضرر، مانند خودکارهای روی میز
  • افکار وسواسی در مورد دین
 

اجبار چیست؟

اجبارها

اجبارها اغلب رفتارهای تکراری هستند که افراد مبتلا به OCD برای مقابله با پریشانی و اضطراب ناشی از افکار وسواسی و مزاحم استفاده می کنند.

با این حال، افراد مبتلا به این عارضه متوجه نمی شوند که انجام رفتارهای اجباری کمک چندانی به خلاص شدن از شر افکار وسواسی یا ناراحتی ناشی از آن نمی کند. این همان چیزی است که باعث چرخه افکار وسواسی و رفتارهای اجباری می شود.

 

به عنوان مثال، فردی که افکار وسواسی برای آسیب رساندن به دیگران دارد، ممکن است مجبور باشد قبل از ترک خانه چندین بار بررسی کند که آیا وسایل خانه را خاموش کرده اند یا خیر.

 

مثال دیگر فردی است که می ترسد در اثر آلودگی بیمار شود. آنها ممکن است چندین بار در روز دست های خود را بشویند و سعی کنند این وسواس را خنثی کنند. با این حال، آنها تنها پس از هر بار انجام اجبار، تسکین موقت می یابند.

 

اجبارها می توانند رفتارهای ظاهری فیزیکی مانند شستن دست ها یا اجبارهای ذهنی مانند شمارش مکرر باشند. برخی از نمونه های رایج رفتار اجباری عبارتند از: 

 
  • مرتب کردن و تنظیم مجدد چیزها به طور مکرر یا به روش های خاص
  • شستن زیاد و مکرر دست ها
  • احتکار چیزهایی که معمولاً ارزش کمی دارند یا اصلاً ارزش ندارند
  • چک کردن و بازبینی مکرر اشیا (به عنوان مثال، بررسی برای اطمینان از قفل بودن در)
  • دنبال کردن روال ها به ترتیب خاص
  • انجام برخی کارها به تعداد مشخص (مثلاً جویدن مداوم غذا دقیقاً شش بار قبل از قورت دادن)
 

تشخیص عادت ها و روال ها از اجبار بسیار مهم است. در حالی که برخی از افراد بدون OCD عادات و برنامه هایی دارند که به طور مکرر انجام می دهند، فرد مبتلا به OCD کنترلی بر رفتارهای اجباری خود ندارد. بدون درگیر شدن در رفتارها، اغلب قادر به عملکرد نیستند. آنها همچنین هیچ لذت و رضایتی از این رفتارها نمی برند. آنها فقط یک مهلت موقت برای پریشانی ناشی از افکار وسواسی و مزاحم ایجاد می کنند. 4

 

سایر علائم اختلال وسواس فکری اجباری 

اگرچه افکار وسواسی و رفتارهای اجباری اولین علائمی هستند که یک فرد مبتلا به OCD تجربه می کند، برخی از افراد نیز ممکن است به دلیل این بیماری دچار تیک شوند.  تیک لحظه های ناگهانی و تکراری بدن شما هستند که اغلب خارج از کنترل هستند.

 

تیک ممکن است به طرق مختلف ظاهر شود و از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد. در حالی که یک نفر ممکن است تکان دادن سر را تجربه کند، دیگری ممکن است پلک زدن غیرقابل کنترل را تجربه کند. سایر تیک های رایج عبارتند از: 

 
  • بو کشیدن 
  • غرغر کردن 
  • شانه بالا انداختن
  • گریم کردن
  • پاکسازی گلو
 

برخی از افراد مبتلا به OCD ممکن است افکار خودکشی یا افکار خودکشی را تجربه کنند. اگر شما یا فردی که با OCD می شناسید به دلیل این بیماری افکار خودکشی را تجربه می کند، ضروری است که با ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی خود تماس بگیرید. 

 

اگر افکار خودکشی دارید، برای حمایت و کمک از یک مشاور آموزش دیده با خط ملی پیشگیری از خودکشی به شماره 988 تماس بگیرید. اگر شما یا یکی از عزیزانتان در معرض خطر فوری هستید، با 911 تماس بگیرید.

 

عوارض و بیماریهای همراه 

در حالی که نمی توانید از علائم OCD پیشگیری کنید، می توانید از رفتارهایی که می توانند علائم شما را تشدید کنند اجتناب کنید. به عنوان مثال، نوشیدن الکل یا نخوابیدن کافی می تواند شدت علائم شما را بدتر کند. در برخی موارد، افراد مبتلا به OCD ممکن است به سایر شرایط سلامت روان نیز مبتلا شوند. برخی از شایع ترین اختلالاتی که با OCD همراه هستند عبارتند از: 6

 

درمان ADHD در کودکان

۱۸ بازديد

درمان می‌تواند به کودک شما با ADHD در مدرسه، موقعیت‌های اجتماعی و خانه کمک کند. برنامه صحیح ممکن است به کاهش علائم هر سه جزء اصلی ADHD کمک کند: بی توجهی، تکانشگری و بیش فعالی. این گزینه های درمانی برای ایمنی آزمایش شده اند، اما هیچ دو کودکی شبیه هم نیستند. چیزی که برای برخی از بچه ها مفید است ممکن است برای شما کارساز نباشد.

پس از اینکه کودک شما تشخیص ADHD را دریافت کرد، با پزشک کودک خود برنامه ای برای رفع نیازهای او تهیه خواهید کرد. درمان ممکن است شامل داروها، رفتار درمانی، مشاوره، خدمات آموزشی و تغییر سبک زندگی باشد. یافتن ترکیب مناسبی از این درمان‌ها که برای کودک شما مؤثر است، ممکن است زمان ببرد. صرف نظر از درمان هایی که در برنامه کودک شما وجود دارد، آنها می توانند بسیاری از علائم ADHD را تسکین دهند، اما آن را درمان نمی کنند.

داروهای مورد استفاده برای درمان ADHD شامل محرک ها، غیر محرک ها و داروهای ضد افسردگی است. 

قبل از شروع داروهای ADHD: چیزهایی که باید بدانید

پیدا کردن دارو و دوز مناسب ممکن است زمان ببرد. دارو برای ADHD هنگامی که با سایر درمان های غیردارویی مانند رفتار درمانی و خدمات آموزشی ترکیب شود موثرتر است. اگر دارو را به عنوان بخشی از برنامه درمانی فرزندتان انتخاب می کنید، بدانید که او مجبور نیست برای همیشه روی آن بماند.

همه افراد به داروهای ADHD واکنش متفاوتی نشان می دهند، بنابراین برای شما مهم است که بر نحوه عملکرد فرزندتان در مورد داروهای ADHD نظارت کنید

محرک ها رایج ترین داروهایی هستند که برای درمان ADHD در کودکان و نوجوانان استفاده می شوند. آنها برای دهه ها مورد استفاده قرار گرفته اند و بیشترین شواهد را برای حمایت از توانایی آنها در کمک به فرزند شما دارند. مطالعات نشان می دهد که هنگامی که داروی محرک و دوز مناسب را پیدا کنید، 80 درصد از کودکانی که محرک مصرف می کنند علائم کمتری دارند. بنابراین، معمولاً این نوع دارویی است که پزشک ابتدا آن را امتحان می کند. و می توان از آنها برای درمان کودکان 6 ساله استفاده کرد.

این داروها محرک نامیده می شوند زیرا سطح مواد شیمیایی مغز (انتقال دهنده های عصبی) به نام دوپامین و نوراپی نفرین را در مغز کودک شما افزایش می دهند. این انتقال دهنده های عصبی به کودک شما کمک می کنند تا توجه کند، تمرکز کند و تکانه های خود را کنترل کند. محرک های ADHD یا آمفتامین ها یا متیل فنیدات ها هستند.

محرک ها به دو شکل هستند: اثر کوتاه (رهاسازی فوری) و اثر متوسط ​​تا طولانی (رهش طولانی). محرک‌های کوتاه‌اثر معمولاً تا 4 ساعت دوام دارند و بنابراین کودک شما احتمالاً 2 تا 3 بار در روز آنها را مصرف می‌کند. با از بین رفتن یک دوز، توانایی تمرکز و خلق و خوی آنها کاهش می یابد. برای جلوگیری از این نوع چرخه ها در طول روز، ممکن است ترجیح دهید کودکتان یک محرک طولانی اثر مصرف کند. اینها معمولاً 6-8 ساعت کار می کنند و گاهی تا 16 ساعت دوام می آورند. برخی از بچه‌ها فقط محرک‌های کوتاه‌اثر و برخی فقط محرک‌های طولانی‌اثر مصرف می‌کنند، در حالی که برخی دیگر هم نسخه‌های کوتاه‌اثر و هم طولانی‌مدت را مصرف می‌کنند.

کودکانی که شرایط پزشکی خاصی دارند نباید از محرک ها استفاده کنند. به عنوان مثال، محرک‌ها ممکن است برای کودکان مبتلا به بیماری‌های قلبی یا برخی از شرایط سلامت روان خطرناک باشد. اطمینان حاصل کنید که پزشک اطفال قبل از تجویز هر دارویی از سابقه پزشکی و خانوادگی کودک شما اطلاع دارد. کودکانی که دارای سابقه پزشکی یا خانوادگی هستند که نشان می‌دهد بیماری قلبی دارند، قبل از دریافت نسخه‌ای از داروی محرک، به EKG نیاز دارند تا مطمئن شوند که آن را ندارند.
 

اداره مبارزه با مواد مخدر ایالات متحده، محرک ها را به عنوان مواد کنترل شده طبقه بندی می کند، به این معنی که آنها خطر سوء مصرف دارند و ممکن است باعث اختلال مصرف مواد شوند . به عنوان مثال، برخی از بچه ها برای کمک به آنها در هنگام مطالعه برای امتحان، داروهای محرک مصرف می کنند، و بچه هایی که نسخه دارند داروهای خود را با همکلاسی های خود به اشتراک می گذارند یا داروهای خود را به آنها می فروشند. اگر کودک شما نسخه ای برای محرک دارد، مطمئن شوید که داروی خود را همانطور که پزشک می گوید مصرف می کند و بیش از نیاز خود مصرف نمی کند یا قرص های خود را به اشتراک نمی گذارد یا نمی فروشد.

پیدا کردن یک درمانگر که می تواند به شما کمک کند تا درمان کنید

۲۸ بازديد

درمان می تواند یک درمان موثر برای بسیاری از مشکلات روحی و روانی باشد. صحبت کردن در مورد افکار و احساسات خود با یک فرد حامی اغلب می تواند احساس بهتری در شما ایجاد کند. بیان نگرانی های خود یا صحبت در مورد چیزی که ذهن شما را سنگین می کند، به خودی خود می تواند بسیار شفابخش باشد. و احساس خوبی است که به شما گوش داده شود - بدانید که شخص دیگری به شما اهمیت می دهد و می خواهد کمک کند.

در حالی که صحبت کردن در مورد مشکلات خود با دوستان نزدیک و اعضای خانواده می تواند بسیار مفید باشد، گاهی اوقات به کمکی نیاز دارید که اطرافیان شما قادر به ارائه آن نیستند. هنگامی که به حمایت اضافی، دیدگاه بیرونی، یا برخی راهنمایی های متخصص نیاز دارید، صحبت با یک درمانگر یا مشاور می تواند کمک کننده باشد. در حالی که حمایت دوستان و خانواده مهم است، درمان متفاوت است. درمانگران شنوندگان حرفه ای آموزش دیده ای هستند که می توانند به شما کمک کنند تا ریشه مشکلات خود را پیدا کنید، بر چالش های عاطفی غلبه کنید و تغییرات مثبتی در زندگی خود ایجاد کنید.

برای بهره مندی از درمان، لازم نیست مشکل سلامت روانی برای شما تشخیص داده شود. بسیاری از افراد در درمان برای نگرانی های روزمره به دنبال کمک هستند: مثلاً مشکلات روابط، استرس شغلی یا شک به خود. دیگران در مواقع سختی مانند طلاق به درمان روی می آورند. اما برای بهره‌مندی از مزایای آن، مهم است که درمانگر مناسب را انتخاب کنید - کسی که به او اعتماد دارید و به شما احساس مراقبت می‌کند و تجربه کمک به شما برای ایجاد تغییرات برای بهتر شدن در زندگی‌تان را دارد. یک درمانگر خوب به شما کمک می کند قوی تر و خودآگاه تر شوید.

چرا درمان و نه دارو؟

فکر اینکه بتوانید مشکلات خود را با مصرف روزانه یک قرص حل کنید می تواند جذاب به نظر برسد. اگر به همین راحتی بود! مشکلات روحی و روانی دلایل متعددی دارند و دارو درمانی یک مرحله ای نیست.

دارو ممکن است به کاهش علائم خاص کمک کند، اما عوارض جانبی دارد. علاوه بر این، نمی تواند مشکلات "تصویر بزرگ" را حل کند. داروها روابط شما را اصلاح نمی کند، به شما کمک نمی کند تا بفهمید با زندگی خود چه کاری انجام دهید، یا به شما بینشی نمی دهد که چرا همچنان به انتخاب های ناسالم ادامه می دهید.

درمان می تواند زمان بر و چالش برانگیز باشد، زیرا احساسات و افکار ناراحت کننده اغلب به عنوان بخشی از روند درمان ایجاد می شود. با این حال، درمان مزایای طولانی‌مدتی فراتر از تسکین علائم دارد. درمان ابزارهایی را در اختیار شما می‌گذارد تا زندگی‌تان را متحول کنید - برای ایجاد ارتباط بهتر با دیگران، ساختن زندگی‌ای که برای خود می‌خواهید، و کنار آمدن با هر انحنای که در مسیر شما قرار می‌گیرد.

افسانه ها در مورد درمان

افسانه:

من نیازی به درمانگر ندارم من آنقدر باهوش هستم که مشکلاتم را خودم حل کنم.

واقعیت:

همه ما نقاط کور خود را داریم. هوش هیچ ربطی بهش نداره یک درمانگر خوب به شما نمی گوید که چه کاری انجام دهید یا چگونه زندگی کنید. او به شما یک دیدگاه خارجی با تجربه می دهد و به شما کمک می کند تا بینش خود را به دست آورید تا بتوانید انتخاب های بهتری داشته باشید.

افسانه:

درمان برای افراد دیوانه است.

واقعیت:

درمان برای افرادی است که خودآگاهی کافی برای درک نیاز به کمک دارند و می خواهند ابزارها و تکنیک هایی را بیاموزند تا اعتماد به نفس و تعادل عاطفی بیشتری داشته باشند.

افسانه:

تنها چیزی که درمانگران می خواهند در مورد آن صحبت کنند، پدر و مادر من هستند.

واقعیت:

در حالی که کاوش در روابط خانوادگی گاهی اوقات می تواند افکار و رفتارهای بعدی را در زندگی روشن کند، این تنها تمرکز درمان نیست. تمرکز اصلی چیزی است که باید تغییر دهید - الگوها و علائم ناسالم در زندگی خود. درمان به این معنی نیست که والدین خود را سرزنش کنید یا به گذشته فکر کنید.

افسانه:

درمان خودآزاری است. برای ناله کنندگان و شاکیان است.

واقعیت:

درمان کار سختی است. شکایت کردن شما را خیلی دور نمی کند. بهبود در درمان از نگاه دقیق به خود و زندگی و پذیرفتن مسئولیت اعمال خود حاصل می شود. درمانگر شما به شما کمک خواهد کرد، اما در نهایت شما هستید که باید کار را انجام دهید.

یافتن درمانگر مناسب برای شما

پیدا کردن درمانگر مناسب احتمالا کمی زمان می برد و کار می کند، اما ارزش تلاش را دارد. ارتباطی که با درمانگر خود دارید ضروری است. شما به کسی نیاز دارید که بتوانید به او اعتماد کنید—کسی که در مورد موضوعات دشوار و رازهای صمیمی با او صحبت کنید، کسی که در بهبودی شما شریک باشد. درمان موثر نخواهد بود مگر اینکه این پیوند را داشته باشید، بنابراین در ابتدا کمی زمان بگذارید تا فرد مناسب را پیدا کنید. هنگام مصاحبه با درمانگران بالقوه، خرید کردن و پرسیدن سؤالات اشکالی ندارد.

تجربه مهم است یکی از دلایل اصلی مراجعه به یک درمانگر، به جای صحبت ساده با یک دوست، تجربه است. به دنبال درمانگری باشید که در درمان مشکلاتی که دارید با تجربه باشد. اغلب، درمانگران حوزه‌های تمرکز ویژه‌ای دارند، مانند افسردگی یا اختلالات خوردن. درمانگران باتجربه بارها و بارها مشکلاتی را که شما با آن روبرو هستید دیده اند، که دید آنها را گسترده تر می کند و بینش بیشتری به آنها می دهد. و برای برخی از مشکلات، مانند تروما یا PTSD، مراجعه به متخصص کاملا ضروری است.

در مورد جهت گیری های مختلف درمانی بیاموزید. بسیاری از درمانگران ترکیبی از جهت گیری ها را تمرین می کنند. با این حال، ایده خوبی است که در مورد انواع مختلف درمان بیاموزید، زیرا این امر می تواند بر نحوه ارتباط درمانگر و مدت پیشنهادی درمان تأثیر بگذارد.

مجوز را بررسی کنید. گواهینامه ها همه چیز نیستند، اما اگر برای یک متخصص دارای مجوز هزینه می پردازید، مطمئن شوید که درمانگر دارای مجوز فعلی است و از وضعیت خوبی در هیئت نظارتی ایالتی برخوردار است. هیئت های نظارتی بر اساس ایالت و حرفه متفاوت هستند. همچنین شکایت از درمانگر را بررسی کنید.

به دل خود اعتماد کنید حتی اگر درمانگر شما روی کاغذ عالی به نظر می‌رسد، اگر ارتباط درست به نظر نمی‌رسد - اگر به فرد اعتماد ندارید یا احساس می‌کنید که واقعاً به او اهمیت می‌دهد - انتخاب دیگری را انتخاب کنید. یک درمانگر خوب به این انتخاب احترام می گذارد و هرگز نباید به شما فشار بیاورد یا باعث شود احساس گناه کنید.

 

فواید درمان برای مردان

۲۱ بازديد

جامعه مدرن در آگاهی خود از اهمیت رفاه عاطفی برای همه در حال رشد است و سلامت روان برای مردان به ویژه برجسته است. بسیاری از مردان احساس می کنند که باید قوی و از نظر احساسی سخت باشند. آنها احساس می کنند اگر به دنبال درمان باشند، ضعیف به نظر می رسند و احساس می کنند. بنابراین، درمان برای مردان با نرخ‌های بسیار پایین‌تری نسبت به درمان زنان انجام می‌شود، اما درمان برای مردان مزایای فوق‌العاده‌ای برای کسانی دارد که این کار را انجام می‌دهند.برای مشاوره با روانشناس مرد در تهران با کلینیک ویان تماس بگیرید

چرا مردان باید به دنبال درمان باشند؟

مردان نیمی از جمعیت را تشکیل می دهند، اما تنها یک سوم از کل مراجعین تحت درمان را تشکیل می دهند. این احتمالاً چیزی است که باید تغییر کند، با توجه به اینکه چگونه یک سوم از همه مردان حداقل یک بار در زندگی خود دچار افسردگی می شوند. مردانی که به دنبال درمان هستند، مزایای فوق‌العاده‌ای در زندگی عاطفی و سلامت روابط خود مشاهده می‌کنند.

یافتن راه حل ها

در حالی که کلیشه سازی یک جنسیت کامل خطرناک است، بسیاری از مردان به حلال مشکلات خود افتخار می کنند. با این حال، زندگی می تواند چیزهایی را به سمت آنها پرتاب کند که ممکن است خارج از محدوده توانایی های آنها باشد. یک کارگاه آموزشی یا ویدیوی یوتیوب ممکن است به آنها در انجام یک پروژه بهبود خانه کمک کند، اما اگر از دعوا با همسر خود خسته شده اند، ممکن است به یک متخصص سلامت روان نیاز داشته باشند تا راه خود را از یک موقعیت منفی پیدا کنند.

افزایش آگاهی

مردانی که با درمانگران حرفه ای کار می کنند از افزایش آگاهی از افکار، عواطف و احساسات پیچیده خود لذت می برند. بسیاری از مراجعان مرد در ابتدا تعجب می کنند که چرا بینش در مورد چنین چیزهایی مهم است، اما به زودی متوجه می شوند که افزایش آگاهی در مورد این مسائل به آنها کمک می کند تا بفهمند چه چیزی آنها را تحت فشار قرار می دهد یا آنها را عصبانی و ناراضی می کند. در نتیجه شادی، استرس کمتر و آرامش درونی امکان پذیرتر است.

یافتن پاسخ

مردها معمولاً سؤالاتی دارند که می خواهند به آنها پاسخ دهند، اما ممکن است از پرسیدن از کسی که می شناسند احساس راحتی نکنند. برای این موضوع، آنها حتی ممکن است ندانند از چه کسی بپرسند. درمان فضایی امن و محرمانه برای پرسیدن آنچه در ذهن آنهاست بدون ترس از قضاوت یا بازخورد منفی است.

استرس کار 

مردانی که برای امرار معاش کار می کنند ممکن است به اندازه خانه وقت خود را صرف کار کنند. در واقع، در بسیاری از موارد، می تواند بیشتر از این باشد. تنها چند ماه درمان می تواند به طور چشمگیری اعتماد به نفس و رضایت شغلی کارمند را بهبود بخشد. عملکرد شغلی آنها اغلب بالا می رود و برای چندین سال بالاتر از میانگین باقی می ماند.

ابزارهای مقابله ای

به همه کودکان و بزرگسالان جوان مهارت‌های مقابله آموزش داده نمی‌شود، و حتی به آنهایی که آموزش داده می‌شوند، ممکن است روش‌هایی آموزش داده شود که به‌خصوص سالم یا مؤثر نیستند. مردان مدرن هنوز هم به ابزارهای مقابله ای نیاز دارند، شاید بیشتر از همیشه. درمانگران حرفه‌ای می‌توانند به مردان بزرگسال کمک کنند تا با استرس خود کنار بیایند، و گاهی اوقات تنها توانایی کاهش استرس به فرد این توانایی را می‌دهد که با آرامش بیشتری با این مسائل کار کند.

 

مردانگی

جنسیت و هویت جنسی برای بسیاری از مردم واقعاً مهم است و این یک چشم انداز دائماً در حال تغییر در سطح اجتماعی است. حتی مردان جوان ممکن است از دوران نوجوانی و کودکی شاهد تغییر عقاید مردانگی خود بوده باشند، خواه تغییرات اجتماعی باشد یا فقط تغییر در باورهای خود. از طریق درمان مؤثر، بسیاری از مردان نسخه مخصوص به مردانگی را پیدا می کنند که به آنها کمک می کند از زندگی سالم تر و پربارتر لذت ببرند.

مربیگری

زندگی مانند یک ورزش گروهی است که با همکاری دیگرانی که می خواهند موفقیت شما را ببینند آسان تر می شود. مسلماً، درمان برای مردان از روانشناسی ورزشی گذشته است، و همه مردان حتی از طرفداران پرشور ورزش نیستند یا خود را ورزشکار نمی دانند. با این حال، داشتن یک مربی کمک می کند که بتواند کسی را در زندگی به سمت چیزی هدایت کند که به بهتر شدن او کمک می کند. یک درمانگر واجد شرایط می تواند آن مربی باشد و شما را راهنمایی کند تا بهترین خود باشید. 

زندگی جنسی آنها

یک زندگی جنسی ضعیف می‌تواند رابطه با هر شریک عاشقانه‌ای را از بین ببرد و می‌تواند به سرعت عزت نفس و اعتماد به نفس شخصی را کاهش دهد. افسردگی، استرس و اضطراب می توانند به طور موثری خلق و خوی اتاق خواب را از بین ببرند. داروهای اختلال نعوظ می توانند کارهای زیادی انجام دهند، اما در کنار درمان بهتر عمل می کنند.

کسی که باید به او اعتماد کرد

همه افکاری دارند که لزوماً دوست ندارند. و صحبت کردن در مورد آنها، حتی اگر فقط یک بار، گاهی اوقات تنها راه رهایی آنها از ذهن یک فرد است. یک درمانگر یک فرد قابل اعتماد است که مردان می توانند از آن برای در میان گذاشتن مبارزات درونی خود با خارج از خانواده، دوستان و همکارانشان استفاده کنند. اینجا جایی است که می توان قضاوت و عواقب منفی را در آن جا گذاشت.

نقش های زندگی 

مردان در فرهنگ معاصر نقش های مختلفی را ایفا می کنند. در حالی که آنها ممکن است به عنوان پسر و احتمالاً برادر شروع کنند، بسیاری در نهایت کارمند، شوهر و پدر می شوند. هر بار که مردی پا به یک نقش جدید می گذارد، برای او چیزی کاملاً جدید و چالش برانگیز است. درمان می تواند به او کمک کند تا با خیال راحت و با اطمینان در این موقعیت های عادی جدید در زندگی قرار گیرد.

نتایج می تواند رخ دهد

مردان برای انجام درمان نیازی به افسردگی، استرس یا حتی خودکشی ندارند. گیر افتادن در زندگی به اندازه کافی بد است. هر مرد بالغی که به سادگی می خواهد گیر کند و به زندگی خود ادامه دهد، می تواند از درمان بهره مند شود. تنها سه یا چهار ماه با یک متخصص مناسب می‌تواند نتایجی را به‌دست آورد که ممکن است در زمان‌های اخیر کم یا غیرممکن به نظر می‌رسید. بنابراین، مهم نیست که مبارزه یا نیاز شما چیست، یک درمانگر می تواند تقریباً در هر جنبه ای از زندگی شما کمک کند. 

یک مرد از کجا می تواند شروع کند؟

گفتگو با پزشک یا پزشک شخصی آنها همیشه نقطه شروع خوبی برای یافتن گزینه های درمانی است. مکان دیگری که باید بررسی شود، خطوط تلفن ملی سلامت روان است، و هر کسی که از طریق بیمه درمانی خود پوشش کامل پزشکی دارد، ممکن است از مزایایی برخوردار باشد که می‌توانند کشف کنند. درمانگران موجود می توانند از روانپزشکان گرفته تا مددکاران اجتماعی با سطوح بسیاری از کمک های حرفه ای در این بین متغیر باشند. هر کدام مزایا و هزینه های مربوط به خود را دارند، اما پوشش بیمه سلامت روان را به گزینه ای برای افراد بیشتری از آنچه که به طور گسترده شناخته شده است تبدیل می کند.

به طور خلاصه

مردان درمانی چیزی است که می تواند به مردان در مورد بسیاری از چیزهای زندگی کمک کند که هرگز به تنهایی متوجه آنها نشده اند یا ممکن است نحوه برخورد با آنها را آموزش نداده باشند. درمان برای مردان کاملاً دارای انگی نیست که قبلاً انجام می داد. امیدواریم با یادگیری بیشتر مردان از مزایای درمان، سلامت روان مردان چیزی باشد که جامعه بهتر به آن اهمیت می دهد. که فقط می تواند به نفع نسل های آینده مردان، پدران و پسران باشد.


 

چرا باید به درمان مراجعه کنم؟ 8 نشانه که زمان مراجعه به درمانگر فرا رسیده است

۲۳ بازديد

آیا زمان مراجعه به یک درمانگر فرا رسیده است؟ احتمالا!

وقت آن است که به یک درمانگر مراجعه کنید. روان درمانی، گفتگو یا گفتار درمانی، مشاوره یا به سادگی درمان – صرف نظر از نامی که با آن شناخته می شود، مشاوره سلامت روان می تواند برای افرادی که با مشکلات عاطفی، چالش های زندگی و نگرانی های سلامت روان دست و پنجه نرم می کنند، مفید باشد.

چرا درمان؟

درمان می تواند به بهبود علائم بسیاری از شرایط سلامت روان کمک کند. در درمان، افراد می توانند یاد بگیرند که با علائمی که ممکن است فوراً به درمان پاسخ ندهند کنار بیایند. تحقیقات نشان می دهد که مزایای درمان بیشتر از دارو به تنهایی دوام می آورد. دارو می‌تواند برخی از علائم بیماری‌های روانی را کاهش دهد، اما درمان به افراد مهارت‌هایی را می‌آموزد تا بسیاری از علائم را به تنهایی برطرف کنند. این مهارت‌ها پس از پایان درمان باقی می‌مانند و علائم ممکن است با استفاده از پایه‌های لمسی درمانگر بهبود یابد.

مسائل مربوط به سلامت روان چقدر رایج است؟

مسائل مربوط به سلامت روان رایج است. آمارهای اخیر اتحادیه ملی سلامت روان نشان می دهد که از هر 5 بزرگسال آمریکایی، 1 نفر با یک وضعیت سلامت روانی زندگی می کند، در حالی که از هر 20 بزرگسال، 1 نفر هر سال یک وضعیت سلامت روانی جدی را تجربه می کند. از هر 6 جوان 6 تا 17 ساله ایالات متحده، 1 نفر یک اختلال سلامت روان را تجربه می کند.

اما تنها حدود 40 درصد از افراد مبتلا به مشکلات سلامت روان کمک دریافت می کنند. مشکلات سلامت روان درمان نشده اغلب بدتر می شوند و ممکن است اثرات منفی دیگری داشته باشند. آنها همچنین می توانند منجر به موارد زیر شوند:

  • ناتوانی در کار یا رفتن به مدرسه
  • مشکل در روابط یا مراقبت از کودکان
  • افزایش خطر مشکلات سلامتی
  • بستری شدن در بیمارستان
  • خودکشی

خودکشی دومین عامل مرگ و میر برای افراد بین 10 تا 34 سال در ایالات متحده است. حدود 90 درصد از افرادی که در ایالات متحده بر اثر خودکشی می میرند با یک بیماری روانی زندگی می کردند.

بهترین گزینه برای کسانی که به خودکشی فکر می کنند، دریافت کمک فوری این است که از طریق تلفن، پیام متنی یا ******** آنلاین با خط کمک خودکشی تماس بگیرند. ممکن است تشویق شوید که با نزدیکترین اورژانس تماس بگیرید یا به آن مراجعه کنید. هنگامی که دیگر در بحران نیستید، یک درمانگر می‌تواند به شما کمک کند تا به سمت جلو بروید.

آیا به درمان "نیاز دارم"؟

ممکن است تماشای مواجهه یکی از عزیزان با چالش‌های سلامت روان دشوار باشد، اما گفتن به کسی که باید به درمان برود یا نیاز به درمان دارد می‌تواند انگ یا مقابله‌ای باشد.

تشویق فردی که دوست دارید به گزینه های درمانی احتمالی توجه کند ، حتی پیشنهاد بررسی درمانگران بالقوه با آنها، به طور کلی راه خوبی برای نشان دادن حمایت است. افرادی که احساس می کنند مجبور به درمان هستند ممکن است احساس مقاومت کنند و انجام کارهای مورد نیاز برای ایجاد تغییر برایشان سخت تر است.

هنگامی که هر نوع سلامت روانی یا نگرانی عاطفی بر زندگی و عملکرد روزمره تأثیر می گذارد، ممکن است درمان توصیه شود. درمان می تواند به شما کمک کند در مورد آنچه احساس می کنید، چرا ممکن است آن را احساس کنید و چگونه با آن کنار بیایید، بیاموزید.

درمان همچنین مکانی امن برای صحبت در مورد چالش‌های زندگی مانند جدایی‌ها ، غم و اندوه، مشکلات والدین، تأثیرات کووید یا مبارزات خانوادگی ارائه می‌کند . به عنوان مثال، مشاوره زوجین می تواند به شما و شریک زندگیتان کمک کند تا مشکلات رابطه را حل کنید و راه های جدیدی برای ارتباط با یکدیگر بیاموزید. توجه داشته باشید که منابع بحران، نه مشاوره زوجین، معمولاً برای روابط آزاردهنده توصیه می شود.

افسردگی چیست؟

۲۶ بازديد

 

افسردگی یک وضعیت سلامت روان است که باعث می شود شما احساس غمگینی یا خلق و خوی ضعیف داشته باشید. در حالی که گاهی اوقات احساس ناراحتی طبیعی است، اما اگر به مدت 2 هفته یا بیشتر این احساس را داشته باشید یا خلق و خوی شما در مسیر زندگی روزمره شما قرار بگیرد، ممکن است افسردگی داشته باشید.

این اطلاعات در مورد افسردگی در جوانان است. با این حال، بسیاری از جنبه ها و عوامل خطر افسردگی مربوط به سن نیستند. در مورد افسردگی در جامعه بیشتر بخوانید .

افسردگی در جوانان چقدر شایع است؟

افسردگی از هر 4 بزرگسال جوان در استرالیا یک نفر را تحت تاثیر قرار می دهد. اکثر مردم برای اولین بار در دوران نوجوانی یا جوانی افسردگی را تجربه می کنند. میزان افسردگی در زنان جوان بیشتر از مردان جوان است.

علت افسردگی در جوانان چیست؟

افسردگی می تواند ناشی از طیف وسیعی از عوامل باشد و هر فردی شرایط خاص خود را دارد. معمولاً افسردگی در اثر ترکیبی از عوامل ایجاد می شود. برخی از عوامل مرتبط با افسردگی عبارتند از:

  • سابقه خانوادگی افسردگی
  • درگیری در خانه یا یک محیط استرس زا
  • قلدری در مدرسه یا آنلاین
  • سابقه اضطراب یا سایر مشکلات سلامت روان
  • سوء مصرف مواد ، از جمله الکل
  • ویژگی های شخصیتی و روش های آموخته شده تفکر مانند بدبینی، شک به خود، اعتماد به نفس پایین ، بدخلق بودن و بسیار حساس بودن
  • رویدادهای آسیب زا یا استرس زا مانند آزار جسمی یا جنسی ، مرگ یا طلاق در خانواده، یا تغییرات بزرگ در روال یا سبک زندگی

گاهی اوقات، افراد بدون هیچ دلیل واضحی ممکن است دچار افسردگی شوند. فقط به این دلیل که دلیل مشخصی وجود ندارد به این معنی نیست که شما افسردگی را تجربه نمی کنید.

علائم افسردگی در جوانان چیست؟

بسیاری از علائم و نشانه های افسردگی در جوانان مانند بزرگسالان است.

تشخیص علائم افسردگی در افراد جوان در مقایسه با تغییرات خلقی که بخشی طبیعی از رشد است ، می تواند دشوار باشد .

علائم افسردگی می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • عصبانیت یا تحریک پذیری
  • احساس شدید بی ارزشی یا گناه
  • کناره گیری از دیگران
  • مشکل در انجام وظایف خودمراقبتی روزانه

ممکن است احساس کنید:

  • غمگین، بداخلاق، خالی، بی حس یا بی انگیزه
  • خسته
  • بدبین
  • همه چیز "خیلی سخت" به نظر می رسد
  • بی علاقه به چیزهایی که معمولاً از آنها لذت می برید
  • مشکل در تصمیم گیری
  • شما با تمرکز و حافظه مشکل دارید

شما همچنین ممکن است متوجه علائم فیزیکی افسردگی شوید، مانند:

  • مشکل خواب یا بی خوابی ، پرخوابی یا در رختخواب ماندن بیشتر روز
  • تغییر در اشتها یا وزن
  • مشکلات جسمی، مانند معده درد ، حالت تهوع یا سردرد
  • انرژی کم

تقریباً همه گهگاه برخی از این علائم را دارند. اگر علائم شما شدید است یا بعد از 2 هفته از بین نمی رود، ممکن است افسردگی را تجربه کنید.

اگر افسردگی شدید شود، ممکن است افکار آسیب رساندن به خود یا خودکشی داشته باشید . نشانه های افکار یا برنامه های خودکشی اغلب آشکار نیستند. خودکشی عامل اصلی مرگ و میر جوانان است. جوانان نیز بالاترین میزان بستری شدن در بیمارستان را برای خودآزاری عمدی دارند.

شناخت چگونگی تأثیر احساسات بر ارتباطات

۵۰ بازديد
 

به‌عنوان یک درمانگر، یکی از اولین قدم‌هایی که در هر جلسه برمی‌دارم این است که در مورد چشم‌انداز عاطفی، هم از مشتری و هم خودم، پرس و جو کنم تا بفهمم چگونه جلسه ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد.برای ارتباط با کلینیک روانشناسی در تهران ایننجا کلیک کنید

چرا؟

زیرا احساسات به‌عنوان فیلترهای قدرتمندی عمل می‌کنند و بر آنچه که به آن توجه می‌کنیم، نحوه تفسیر آن و در نهایت بر نحوه واکنش ما تأثیر می‌گذارند. این جنبه حیاتی و در عین حال اغلب پنهان ارتباط چیزی است که این مقاله قصد دارد آن را بررسی کند. با درک اینکه چگونه احساسات بر توانایی‌های شنیداری ما تأثیر می‌گذارند، می‌توانیم تلاش کنیم تا ارتباط‌دهنده‌ای آگاه‌تر و مؤثرتر شویم.

چرا درباره احساسات بپرسیم؟

در حالی که ممکن است این سوال به سادگی به نظر برسد "امروز چه احساسی دارید؟" به درک عمیق تری از فیلترهای احساسی بالقوه ای که ممکن است بر جلسه تأثیر بگذارد، می پردازد. این فیلترها می توانند به طرز ماهرانه ای نحوه درک مشتریان از کلمات و اعمال من را شکل دهند و بالعکس. با اذعان به حضور بالقوه این فیلترهای احساسی، می‌توانیم فضایی برای ارتباط باز و صادقانه بدون سوگیری احساسی ایجاد کنیم.

با این حال، این کاوش گاهی اوقات می‌تواند با مقاومت مواجه شود، به‌ویژه از سوی افرادی که ممکن است احساس ناراحتی کنند که آشکارا احساسات خود را مورد بحث قرار دهند یا تأیید کنند. پرداختن به این موضوع مهم است و تأکید می‌کنیم که احساسات ذاتاً منفی یا «احساس حساس» نیستند. درعوض، آنها بخش اساسی فرآیند ارتباط هستند و درک آنها به ما قدرت می‌دهد تا ارتباط مؤثرتری برقرار کنیم و ارتباطات را با وضوح و شفافیت بیشتر هدایت کنیم.

 

چگونه احساسات بر ارتباطات تأثیر می گذارد.

احساسات بر همه چیز تأثیر می گذارد، از نحوه درک ما از پیام ها گرفته تا نحوه پاسخگویی ما به آنها. برخی از جنبه های کلیدی عبارتند از:

  • توجه و تفسیر: احساسات بر آنچه که به آن توجه می کنیم و نحوه تفسیر اطلاعات تأثیر می گذارند. به عنوان مثال، احساس اضطراب ممکن است شما را نسبت به انتقاد بیش از حد حساس کند و منجر به تفسیر نادرست از اظهارات خنثی شود. برعکس، احساس خوشحالی ممکن است باعث شود که در سخنان دیگران، پرچم‌های قرمز بالقوه را نادیده بگیرید.

  • درک گوینده و پیام: احساسات می توانند درک ما از گوینده و پیام را رنگ کنند. اگر با کسی احساس عصبانیت می کنید، ممکن است به احتمال زیاد سخنان او را منفی تفسیر کنید، حتی اگر به صورت خنثی باشد.

  • ارتباط کلامی و غیرکلامی: احساسات بر نحوه بیان خودمان به صورت کلامی و غیرکلامی تأثیر می‌گذارند. وقتی هیجان‌زده هستیم، ممکن است صدای ما بلندتر و بلندتر باشد و زبان بدن ما متحرک‌تر باشد. برعکس، احساس غم و اندوه ممکن است گفتار ما را کندتر و آرام‌تر کند و حالت ما را منزوی‌تر کند.

  • انتخاب کلمه و وضوح: احساسات بر کلماتی که انتخاب می کنیم تأثیر می گذارد. ممکن است در هنگام احساس عصبانیت یا ناامیدی از زبان قاطعانه‌تر و هنگام احساس دلسوزی یا حمایت از زبان همدلانه‌تر استفاده کنیم. علاوه بر این، گاهی اوقات احساسات قوی می تواند بر وضوح و روان بودن تأثیر بگذارد و به طور بالقوه بیان موثر افکار را دشوار می کند.

 

چگونه در منظره احساسی برای ارتباط موثر حرکت کنیم.

با درک وجود و تأثیر فیلترهای احساسی، می‌توانیم شنونده‌های آگاه‌تر شویم. در اینجا 3 مرحله برای حرکت در چشم انداز احساسی یک مکالمه وجود دارد:

  1. احساسات خود را بپذیرید: قبل از وارد شدن به یک مکالمه، لحظه ای را به شناسایی و مدیریت وضعیت عاطفی خود اختصاص دهید. تشخیص اینکه چگونه احساسات شما ممکن است بر ادراک شما تأثیر بگذارد می تواند به شما کمک کند رویکرد گوش دادن خود را تنظیم کنید.

  2. همسویی و گوش دادن فعال را تمرین کنید: به نشانه های کلامی و غیرکلامی گوینده بسیار توجه کنید. سؤالات روشنگر بپرسید و پیام آنها را بازنویسی کنید تا از درک اطمینان حاصل کنید. این تعامل فعال، توجه شما را نشان می دهد و به شما کمک می کند تا فراتر از سطح مکالمه حرکت کنید.

  3. همدلی را توسعه دهید: سعی کنید وضعیت عاطفی آنها را درک کنید. این به معنای موافقت با آنها نیست، بلکه صرفاً احساسات آنها را تأیید می کند و دیدگاه آنها را در نظر می گیرد. با تقویت همدلی، می توانید فیلترها را دور بزنید و با معنای واقعی پشت کلمات آنها ارتباط برقرار کنید.

     

به طور کلی، احساسات بخشی جدایی ناپذیر از ارتباطات هستند و درک نقش آنها برای تعامل موثر بسیار مهم است. با آگاهی از اینکه چگونه احساسات خود و احساسات دیگران بر ارتباطات تأثیر می‌گذارند، می‌توانید توانایی خود را در برقراری ارتباط، ایجاد روابط و هدایت موقعیت‌های اجتماعی به طور مؤثرتری بهبود بخشید.

چرا مشاوره زوجین نابرابری خانوار را حل نمی کند؟

۲۲ بازديد

 

این یکی از اولین توصیه‌هایی است که زنان هنگام شکایت از نابرابری نیروی کار خانگی دریافت می‌کنند: به مشاوره زوج‌ها مراجعه کنید ( معمولاً با توصیه به خواندن «بازی جوانمردانه» ).

اما درمان نمی تواند افرادی را که نمی خواهند تغییر کنند، اصلاح کند. و اگر درمانگر معتقد باشد که مشکل واقعاً یک مشکل نیست، مطمئناً چیزی را برطرف نخواهد کرد. در یک جامعه جنسی، احتمال بیشتری وجود دارد که یک درمانگر شما را به خاطر نابرابری خانگی سرزنش کند تا کسی که بخواهد آن را برطرف کند.برای مشاوره با زوج درمانگر خوب در تهران اینجا کلیک کنید

من زوج های زیادی را می شناسم که سال ها در مشاوره زوجین بوده اند. اما نمی توانم زوج مجردی را نام ببرم که پس از زوج درمانی از نابرابری قابل توجه به برابری قابل توجهی رسیده باشند. شرط می بندم تو هم نمی توانی

در این مرحله، من یک سوال در مورد درمان در روابط نابرابر دارم: چرا زحمت بکشید، وقتی که می توانید به لعنتی ادامه دهید؟

فرض اساسی مشاوره زوجین این است که دو شریک یک هدف مشترک دارند - یا اینکه اگر نداشته باشند، برای شناسایی و رسیدن به یک هدف مشترک با یکدیگر همکاری خواهند کرد. به همین دلیل است که مشاوره در روابط توهین آمیز کار نمی کند: شرکا اهداف متفاوتی دارند و دست کشیدن از قدرت هرگز در لیست کارهای سوء استفاده کننده قرار نمی گیرد.

اکثر مشاوران زوج این را درک می کنند و از افرادی که در روابط آزاردهنده هستند ترغیب می کنند که به درمان مراجعه نکنند. درمان می‌تواند آزارگر را توانمند کند، او را با زبان بیشتری مسلح کند تا از شدت سوء استفاده‌اش بکاهد و مهمات بیشتری برای توجیه سوء استفاده‌اش داشته باشد. همان درمانگرانی که می‌دانند افرادی که در روابط آزاردهنده هستند باید از درمان مشترک اجتناب کنند، هنوز هم به طور کلی برای افراد به شدت نابرابر مشاوره مشاوره می‌دهند.

نمی توان به این درمانگران اعتماد کرد.

دلیلش این است که روابط نابرابر ذاتاً توهین آمیز هستند . مشاورانی که این موضوع را درک نمی کنند، حقایق اساسی نابرابری کار خانگی را نیز درک نمی کنند:

  • این یک انتخاب عمدی است که بر اساس این باور مردان ساخته شده است که زنان بیشتر از مدیون زنان به آنها مدیون هستند.

  • زنان باعث آن نمی شوند. و مردها می دانند چه اتفاقی دارد می افتد. احمق نیستن

  • سالها زندگی زنان را از بین می برد. و این مهم است زیرا زندگی زنان اهمیت دارد.

مردی که اوقات فراغت خود را می خرد یا با خستگی شریک زندگی خود می خوابد، از شریک زندگی خود سوء استفاده می کند. و مگر اینکه آسیب مغزی، زوال عقل یا شرایط دیگری داشته باشد که آنها را از درک دنیای اطراف خود ناتوان کند، دقیقاً می داند که دارد چه می کند. او می بیند که شریک زندگی اش کار می کند در حالی که او این کار را نمی کند، به کودک غذا می دهد وقتی می خوابد، بعد از او تمیز می کند. او می داند که غذا از جایی می آید، الف های جادویی خانه را تمیز نمی کنند و پری ها بچه ها را هر روز به مدرسه نمی برند. او احتمالاً می‌داند که بابانوئل و پری دندان واقعی نیستند و یک انسان واقعی برای بچه‌ها هدیه می‌خرد.

درمانگری که این را چیزی کمتر از یک سوء استفاده عمدی می داند، فاقد مهارت های لازم برای مداخله است. هسته اصلی ناکامی در به رسمیت شناختن نابرابری به عنوان سوء استفاده، عدم درک ارزش وقت زنان است.

درمانگرانی که این رفتار را توهین آمیز نمی دانند نیز تمایل دارند زن را سرزنش کنند. و با این کار به مرد قدرت می دهند تا در رفتار توهین آمیز خود پافشاری کند.

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهاتی که مردم هنگام بحث درباره نابرابری خانگی مرتکب می‌شوند این است که وانمود می‌کنند که اگر زن فقط مسائل را به درستی برای مرد توضیح دهد، او تغییر خواهد کرد. این رویکرد نمی تواند اذعان کند که برابری ایجاب می کند که مردان از همه چیز دست بکشند .

اکثر مردان فکر نمی کنند که باید برای زنان از چیزی صرف نظر کنند. اگر شک دارید، کمی وقت خود را به مانوسفر اختصاص دهید یا به برادران آلفا که خود را توصیف می کنند گوش دهید، که کاملاً واضح هستند که نقش زنان را به عنوان خدمت به مردان می دانند. آنها به آنچه میلیون ها مرد مخفیانه فکر می کنند، صدا می دهند.

بنابراین عدم انگیزه برای تغییر بسیار زیاد است. احتمال مواجهه دو شریک با نابرابری خانوار با برنامه مشترک برابری واقعی اساساً صفر است. این به این دلیل است که اگر شریک مرد شما واقعاً خواهان برابری بود، شما از قبل آن را خواهید داشت. بنابراین اگر شما این کار را نکنید، او این کار را نمی‌کند - مهم نیست که او چه مزخرفی را در مورد استانداردهای مختلف به شما بفروشد ، یا اینکه چگونه هرگز خوشحال نیستید ، یا اینکه چگونه به شما یادآوری می‌شود که او به شما ظلم می‌کند، در واقع نمونه‌ای از ظلم شما به او است .